
در حالي كه سالهاست ورزش ايران از نداشتن كرسي در مجامع بينالمللي رنج ميبرد و از اين مقوله متضرر شده است، تنها دلخوشيمان حضور علي دايي در كميته جوانان فيفا بود كه باعث ميشد در مراسمهاي رسمي فدراسيون جهاني به عنوان يكي از اعضاي رسمي فيفا، در كنار مهمانان قرار گيرد اما حالا، به واسطه يك بيتوجهي، اين كرسي را هم از دست داديم تا اتفاق تلخ ديگري براي فوتبال ايران رقم بخورد!
كميته جوانان فيفا نام علي دايي را از فهرست نمايندگان خود به دليل شركت نكردن در جلسات خارج كرد تا آسياييها در اين ليست تنها دو عضو از مالزي و ژاپن داشته باشند. با مطرح شدن خط خوردن نام دايي از فهرست جديد نمايندگان فيفا، قبل از هرچيزي نگاهها به سوي كفاشيان و فدراسيونش برگشت اما خيلي زود مشخص شد مقصر اصلي از دست دادن كرسي فيفا نه كفاشيان و كدورتهاي او با سرمربي راهآهن كه شخص خود دايي است كه در جلسات مهم كميته جوانان فدراسيون جهاني فوتبال شركت نكرده تا نامش از ليست اعضاي فيفا خط بخورد و ايران، تنها كرسي را كه در اين فدراسيون بينالمللي داشت هم از دست بدهد!
دايي كه خود نيز از اين اتفاق خرسند نيست، مدعي است به دليل تصادف شديدي كه سال گذشته داشته و درگيريهايش براي راهآهن نتوانسته در جلسات كميته جوانان فيفا شركت كند. اما آيا اين بهانه و دليل قانع كنندهاي است براي كشوري كه تنها يك كرسي در مجامع بينالمللي داشت و حالا همان يك كرسي را هم از دست داده است؟!
تصادف سال گذشته دايي تصادف سختي بود كه خدا را شكر به خير گذشت اما دايي بعد از يكي دو هفته سر تمرينات راهآهن حاضر شد و اين تصادف نتوانست او را از تيمش دور كند. ضمن اينكه او از گرفتاريهايش با راهآهن براي شركت نكردن در جلسات كميته جوانان فوتبال ياد ميكند كه اين هم باز نميتواند دليل قانعكنندهاي باشد چراكه بدون شك ديگر اعضاي اين كميته نيز گرفتاريهاي خاص خود را دارند اما وقتي مسئوليتي دارند، به بهانه حضور در پست و مسئوليتي ديگر، از ساير كارهاي خود غافل نمانده و شانه از زير بار مسئوليت خالي نميكنند.
دايي راهآهن را بهانه شركت نكردن در جلسات كميته جوانان فيفا ميكند حال آنكه راهآهن هم به جايي نرسيد كه بخواهيم بگوييم اگر اين كرسي را از دست داد، در عوض توانست تيمش را به جايي برساند!
با توجه به افتخارات دايي و روابط خوب و حسنهاي كه با مسئولان فيفا و ساير كميتههاي بينالمللي ورزش دنيا داشت، اميدوار بوديم روزي بتوانيم او را در كرسيهاي رياست كنفدراسيون فوتبال آسيا ببينيم. چراكه باور داشتيم دايي براي كارهاي بزرگ ساخته شده است و ميتواند بر كرسيهاي بزرگ تكيه بزند. اما دايي حتي نتوانست همين تنها كرسياش در كميته جوانان فيفا را هم حفظ كند و با اين اوصاف چطور ميتواند به كرسيهاي بزرگتر تكيه بزند؟!
دايي هميشه مدعي است و هر گاه مشكلي پيش ميآيد، يكي را پيدا ميكند كه يقهاش را بگيرد و تقصيرات را برگردن او بيندازد. كاري نداريم او در اين مواقع چند درصد درست ميگويد يا حق دارد. اما امروز كه تنها كرسي ايران در مجامع بينالمللي با اهمال او از دست رفته بايد پرسيد كه جناب دايي حالا يقه چه كسي را ميگيري؟
آيا دايي ميتواند پاسخ قانعكنندهاي بدهد يا جايگاه از دست رفتهاش را پس بگيرد؟جوابي جز گرفتاريهاي راهآهن كه بيترديد گرفتاريهايش بيشتر از آن بيست و چند عضو ديگر فيفا كه كرسيهاي خود را از دست ندادهاند، نيست! آيا دايي براي يك بار هم كه شده، جوابي قانعكننده ميدهد بدون اينكه بخواهد كسي را متهم و با لحن هميشگياش بقيه را وادار به سكوت كند؟
چه كسي بايد پاسخ از دست رفتن تنها كرسي ايران در مجامع بينالمللي را بدهد؟دايي؟كسي كه اميدي به پاسخگو بودنش نيست و حالا حتي اميدهاي بزرگي را كه براي آينده او در ورزش جهان و تأثيرش در ورزش ايران داشتيم نيز از دست دادهايم؟ آيا او پاسخي ميدهد كه قانعكننده باشد؟