سال كه به پايان ميرسد ناخودآگاه اين سؤال در ذهن نقش ميبندد كه در طول يك سال فعاليت در راستاي اهداف و برنامههاي پيشبيني شده چه اقدامي انجام گرفته و تا چه ميزان توفيق حاصل شده است. به تعبير ديگر پرونده يك سال تلاش يا بالعكس قصورها در پيش چشم رقم ميخورد و از اعمال و رفتارهاي مثبت احساس رضايت و غرور و از اقدامات ناصوابي كه برآيند آن خسران و عقب ماندگي فردي و اجتماعي است، احساس سرافكندگي ميكنيم. سال ۹۱ كه بر اساس سنت حسنه سنوات گذشته توسط رهبر معظم انقلاب با يك عنوان نامگذاري شد، بارقهاي از اميد را در دل كساني كه اميدي به پيشرفت صنعت و محصولات وطني داشتند و همواره از گرايش مردمي كه اميال و آرزويشان رسيدن به كالاي خارجي بود، در رنج بودند، زنده كرد. اين در حالي بود كه همه ميدانستيم با روي آوردن به محصولات داخلي است كه چرخه صنعت كشور آن هم در شرايطي كه تحريمها ناجوانمردانه مردم مقاوم ما را نشانه رفته است، ميتواند مسير كشور و زندگي مردم را تغيير دهد.
هر چند روند گرايش به «توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني» به حدي در برخي از اين سالها كند پيش ميرفت كه در صورت مشاهده اقداماتي با اين زاويه درجامعه، هرگونه توليد در عرصه ملي به نوعي حركتهاي ناهمسو تعبير ميشد. ولي واقعيت اين بود كه در گذر اين حركت ها، يك نگاه واقع بينانه و دلسوزانه به دنبال آفرينش حركتي بود تا بار ديگر تداعيكننده رفتارهاي سالهاي اوليه انقلاب باشد؛ رفتارهايي كه دستاورد آن در آن مقطع، با وجود عادت بد وابستگي به محصولات لوكس خارجي در زمان پهلوي، دل كندن از اين محصولات و رفتن به سمتي بود كه بتواند عزت و سربلندي را براي ملت ايران به ارمغان آورد. همين نگرش باعث شد در سالهاي اخير شاهد يك رشد خيرهكننده در صنعت كشور باشيم. پيام رهبر معظم انقلاب در شروع سال ۹۱ خيلي روشن بود و بيان ويژگيها و ضرورتهاي آن و تبيين چرايي اين نامگذاري هم بعدها كاملاً فضا را براي مسئولان و مردم روشن كرد. تكليف مسئولان آن بود كه با فراهم كردن بسترها و فرهنگسازي، فضاي استفاده از كالاي ايراني را مهيا كنند تا شاهد يك رشد قابل توجه در استفاده از نيروي كار و سرمايه ايراني باشيم و تكليف مردم نيز اصلاح روندهاي غلط سالهاي گذشته و استفاده از محصولات داخلي بود. سؤال اينجاست در سالي كه گذشت آيا اين دو به تكليف خويش عمل كردند، سهم قصورها و تقصيرهاي هر كدام چه ميزان است؟ امروز كه همه عملكرد يك ساله خويش را مرور ميكنيم بايد از خويش سؤال كنيم آيا توانستهايم چنين انتظار بحقي را پاسخ دهيم؟ تصوركنيم امروز روز حساب است و پرونده اعمال در دستان ماست و بايد به پيشگاه الهي گزارش بدهيم؛ تا چه ميزان اميدوار به عمل خويش هستيم؟ در صورت مشاهده غفلتها چه حسرتي خواهيم خورد از افعال نيكي كه ميتوانستيم انجام دهيم ولي انجام نداديم؟ با توجه به اين سؤالها به نظر ميرسد ذكر چند نكته لازم است:
۱- هنوز چند صباحي از فرمايشهاي رهبر فرزانه انقلاب در پيام نوروزي و تأكيد مجدد ايشان در جمع مردم مشهد در خصوص «سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني» و ضرورت توجه مسئولان به اين مقوله مهم به عنوان يك سرفصل مهم در برنامههاي سال ۹۱ نگذشته بود كه رفتار نخبگان سياسي و مسئولان كشوري و بيش از همه متوليان اجرايي و تصميم گيران در قواي سه گانه با طرح مباحث چالشي و كشدار بينتيجه از قبيل؛ «عزل و نصبهاي سليقهاي و چالشبرانگيز در تركيب اجرايي كشور»، «مچ گيريهاي بچگانه»، «تخريب چهره يكديگر»، «لجبازي دولت با مجلس و بالعكس» و دهها اتفاق ناگوار و غير اخلاقي ديگر، آنچنان آزار دهنده شده بود كه برنامهريزي براي توليد ملي و حمايت از سرمايه ايراني براي رشد و شكوفايي كشور به فراموشي سپرده شد و كساني كه مأموريت يافته بودند بار سنگين توليد ملي را بر دوش بكشند، چنان فضايي را در جامعه ايجاد كردند كه تنها چيزي كه در ذهن باقي نماند، همان تأكيد بر شعار محوري سال بود.
۲- مجلس به عنوان جايگاه قانونگذاري و بسترساز توسعه كشور به جاي آنكه تلاش كند با ارائه طرحها در جهت تحقق چنين سرفصل مهمي گام بردارد، يا در دام پهن شده از سوي برخي دولتيها گرفتار آمدند يا خودشان بسترساز دامهايي شدند كه هر كدام اين رفتارها و اقدامات ميتوانست براي عقبگرد نظام از اهداف متعالي كفايت كند. جالب آنكه مجلسيها ميديدند دشمن كمر همت بسته تا با ابزار تحريم، صنعت كشور را دچار چالش جدي كند، ولي باز چشم بر واقعيتها بستند و خيلي از اقداماتي را كه ميتوانستند در مسير شعار سال انجام دهند كليد نزدند. شايد واقعهاي رنج آورتر از اين نباشد كه تقريباً در بيشتر جلسات علني مجلس، بخشي از وقت وكلاي ملت به نطقهاي آتشين و بگو مگوها و شاخ و شانه كشيدن با دولتيها صرف ميشد. آيا در چنين شرايطي ارائه يا بررسي طرح يا لايحه در جهت پيشبرد اهداف سال توليد ملي انتظاري بيهوده نخواهد بود؟
۳- دولت به عنوان پشتوانه اجرايي و بازوي توانمند نظام قطعاً بيشترين نقش را در جهت تحقق اين تكليف بزرگ بر عهده داشت، اما اينكه چرا نتوانست به رغم وجود بسياري از نيروهاي خدوم در اين مجموعه ارزشمند به طور شايسته در اين مسير گام بردارد، بايد آن را از دو نگاه مورد بررسي قرار داد.
الف- بخشي از دولت به دليل بحرانسازي حلقه انحراف براي نظام، همواره درصدد رفع اين بحرانها و چالشهاي فرا رو بودند تا اگر مشكلي از مشكلات مردم برداشته نميشود، حداقل باري به آنها افزوده نگردد.
ب- بخشي ديگر كه متأسفانه تاكنون آسيبهاي جدي به حيثيت نظام و دولت وارد كرده است، هر چند از لحاظ عده اندك، ولي به جهت حيطه و قدرت نفوذي كه دارند به دليل همگرايي و همفكري با حلقه بحرانساز انحراف، حركتي را تعقيب ميكردند كه درست برخلاف عقربه ساعت بود. از اين مجموعه، بالطبع نميشد انتظار حركت در مسير شعار سال را داشت.
در هر صورت سال ۹۱ تمام شد و بايد حسرت يك سال كار نكرده براي ملت نجيبي را خورد كه بدون كمترين چشمداشت صحنههاي باشكوهي نظير راهپيمايي ۲۲ بهمن و حماسه انتخابات مجلس و دهها رخداد بزرگ و مهم را به رغم همه دشمنيهاي داخلي و خارجي آفريدند.