كسب عنوان هفدهمي بزرگترين رويداد ورزشي جهان با درخشش جوانان برومند اين ديار به دست آمد تا سال ۹۱ از اين لحاظ به سالي رويايي براي ايران تبديل شود.
البته به جز المپيك موفقيتهاي ديگر نيز براي ورزش در عرصههاي جهاني به دست آمد، افتخار آفرينيهاي واليبال، درخشش بسكتبال و كشتي، پيروزيهاي تكواندو، همه و همه باعث شد كه ورزش كشور سالي پرافتخار و فراموش نشدني را سپري كند. هر چند در اين ميان اتفاقاتي رخ داد كه اين پيروزيها را به تلخ كامي تبديل كرد.
اين روزها ورزش كشور با خطري به نام تعليق از سوي مجامع بينالمللي روبرو است، خطري كه متأسفانه از ديد مسئولان ورزش كشور بياهميت است و چندان نبايد جدي انگاشته شود.
بحث اختلافهاي وزارت ورزش و كميته ملي المپيك هم از جمله نكات تاريك و زشت ورزش كشور در سالي كه رو به پايان است بود. اين اختلاف هر چند كه با ظاهر خندان و ژستهاي آنچناني آقايان روبهروي نمايندگان اصحاب رسانه زياد ديده نميشود اما نوع ادبيات و حرفهاي طرفين مقابل يكديگر به خوبي مؤيد آن است كه وزارت و كميته ملي المپيك زياد چشم ديدن يكديگر را ندارند و هر گاه كه فرصت پيدا كنند حداقل به صورت لفظي از خجالت هم در ميآيند. چندي پيش عليآبادي خطر تعليق ورزش را گوشزد كرد و با لحني خاص از بيان دوباره اين خطر به وزير سخن گفت و به زعم خودش توپ را در زمين وزارت انداخت.
يكشنبه نيز عباسي وزير ورزش طي صحبتهايي التهاب جو ورزش كشور را ثمره اقدامات غير حرفهاي كميته ملي المپيك قلمداد كرد و به طور كل علي آبادي و افشارزاده را زير سوال برد.
البته اين تنها نمونه كوچكي از اختلاف دو ارگان مهم و مسئول ورزش كشور است و ما ميگذريم از دخالتهاي بيجاي معاون ورزشي جناب وزير در امور مربوط به كميته ملي المپيك و نديده و نشنيده ميگيريم كه اين هر دو چگونه سعي كردند موفقيت بزرگ المپيك لندن را به حساب خود بزنند.
در اين ساعات پاياني و اين روزهاي آخر بحث اصلي ورزش اصلاح اساسنامه و ارسال آن به كميته بينالمللي المپيك است، مورد مهمي كه قريب چند ماه است امروز و فردا ميشود و هر وقت مسئولان سخن ميگويند عنوان ميكنند كه آخرين هفته ارسال ميشود، حال اين هفته كي از راه ميرسد معلوم نيست.
به هر حال آنچه مهم است اينكه ورزش كشور با تمام فراز و نشيبها سال نسبتاً موفقي را پشت سرگذاشت، موفقيتي فقط به نام ايران نه براي نام و شخص به خصوص، سال پيش رو سالي بسيار دشوارتر است، تيم ملي فوتبال در راه رسيدن به جام جهاني برزيل ۳ مسابقه حساب و سرنوشت ساز را پيشرودارد، بسياري از رشتهها بايد خود را آماده حضور در رقابتهاي جهاني و حتي انتخابي المپيك بعدي كنند. در مبحث ديپلماسي ورزش نيز بايد تلاشهاي زيادي صورت گيرد، پس بايد با برنامه وارد سال جديد شد. بايد تدبير داشت و بايد دو چندان كوشيد.
حرف آخر اينكه بايد براي خدمت كمر همت بست نه براي كسب قدرت، وزارت نشينان بايد بيآنكه به فكر روزهاي پس از انتخابات رياست جمهوري باشند براي اعتلاي ورزش كشور تلاش كنند و كميته ملي المپيك نيز بايد جداي تفكر به حفظ جايگاه به جايگاه رفيع ورزش كشور در مجامع جهاني بينديشد.
حرف آخر اينكه بايد دلها را يكي كرد، بايد به يك هدف انديشيد تا موفقيت المپيك لندن بارها و بارها براي ورزش ايران تكرار شود.