کد خبر: 517565
تاریخ انتشار: ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
محمد اسكندري
تجربه و تاريخ به ما مي‌گويد كه تحولات و تطورات و انحطاطات در حوزه اجتماع دفعي نبوده و غالباً تدريج‌وار و بطئي شكل مي‌گيرند. بسيار زمان مي‌گذرد تا يك هنجار در جامعه نهادينه شود و همين مدت‌زمان نيز طول مي‌كشد تا عرف تازه‌اي پديد آيد و جاي ارزش پيشين را پر نمايد.
مع‌الاسف امروز در تمام حوزه‌هاي اجتماعي، سياسي و حتي اقتصادي شاهد نفوذ و رسوخ رگه‌هايي از «اباحي‌گري» هستيم كه عدم توجه به آن مي‌تواند آغاز يك بدعت ناروا در جامعه باشد. همين تنش‌هاي اخير بين دولت و مجلس يا نامه پرحاشيه رئيس‌جمهور به مناسبت درگذشت چاوز را مي‌توانيم موارد عيني رسوخ «اباحي‌گري» در عرصه سياست عنوان كنيم. 

در عرصه فرهنگ نيز رواج بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي مولود عيني تكثير و تكثر «اباحي‌گري» است. امروز در جنگ نرم نيز دشمن به شدت دنبال ترويج «اباحي‌گري» است و به هر نحو ممكن سعي دارد تا «اسلام منهاي شريعت» را در جامعه ترويج نمايد. مفهوم دقيق «اباحي‌گري» نيز چيزي جز عبور از نظر ولي‌فقيه، علما و مراجع و در يك كلام شريعت نيست. در واقع «اباحي‌گري» به معناي گذر از چارچوب‌هاي دين و تسامح و تساهل و بي‌قيدي در برابر دستورات ديني است، هرچند اين‌گونه انحرافات در حوزه‌هاي اجتماعي بسيار آرام و رمزآلود به پيش مي‌رود، با اين حال بايد دقت نظر داشت كه ورود «اباحي‌گري» به عالم سياست بسيار خطرناك و تأثير آن بر جامعه نيز بسيار گسترده ‌است. چنانچه در حوزه سياسي چنين مباحثي ورود پيدا كند، در نهايت چيزي جز سكولاريسم عايد ما نخواهد شد. اتفاقي كه اخيراً در مراسم درگذشت رئيس‌جمهور ونزوئلا رخ داد نيز نمونه‌اي از همين «اباحي‌گري» بود. تصويري كه از رياست جمهوري اسلامي ايران در خبرگزاري‌هاي جهان منتشر شد، پيام خاصي را القا كرد كه به هيچ وجه منطبق با رويه انقلاب ايران نبود، البته نگارنده معتقد است رئيس‌جمهور كاملاً در يك عمل انجام شده قرار گرفته است لذا نقد اين قلم نيز به اين اتفاق بازنمي‌گردد بلكه اين مسئله بهانه‌اي شد براي اينكه بگوييم در رويه دولت دهم «اباحي‌گري» به عينه مشاهده مي‌شود و گواه بر اين ادعا همين بس كه دكتر احمدي‌نژاد نشان فرهنگ اين مرز و بوم را به شخصيتي همچون اسفنديار رحيم‌مشايي اعطا مي‌كند، البته در اينكه رحيم‌مشايي داراي ايده و نظر خاص است شكي نيست اما به قطع مي‌توان گفت كه بن‌مايه‌هاي تئوري‌هاي مشاور اصلي رئيس‌جمهور مورد قبول علما و روحانيت نمي‌باشد. فردي كه ادعاي پايان دوره اسلامگرايي دارد چگونه مي‌تواند براي اسلام كار فرهنگي كند؟ نيرو‌هايي كه نظرياتشان بوي اومانيسم مي‌دهد، چگونه مي‌توانند رابطه خدا و انسان را بر مبناي اسلام تعريف كنند؟ 

رئيس‌جمهور، مشايي را در حالي ناجي مي‌پندارد كه علما به شدت از عملكرد اين فرد نگران هستند. ما نمي‌توانيم اسلام را منهاي روحانيت تفسير و تبيين كنيم، البته افرادي مانند سروش با آسمان و ريسمان بافتن و پيش كشيدن بحث هرمنوتيك معتقد به تكثر در قرائت‌ها از اسلام بودند اما پاسخ اين شبهه نيز به خوبي داده شده است. ايران اگر امروز ايران اسلامي است به خاطر حضور روحانيتي است كه از ابتدا مراقب و محافظ حركت مردمي و فرهنگ اين كشور بوده‌اند. ما معتقديم در عصر غيبت ولايتمداري خلاصه مي‌شود در عمل به منويات نايب امام زمان(عج) و مطمئناً هركس در اين عرصه به ولايت نزديك‌تر است، پيروي وي از دستورات ولي فقيه و ديدگاه‌هاي علما نيز بيشتر است.
امروز هم اگر رئيس‌جمهور مي‌خواهد بر تارك خاطرات خوش ملت ايران بدرخشد، بايد به دستورات و نظرات واضح و روشن رهبر معظم انقلاب اسلامي عمل كند و مديريت فرهنگي كشور را به معتمدين رهبري و علما بسپارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار