« خداحافظی مهدویکیا بهترین تصمیم بود.»این جمله علی دوستی است.مردی که روی هوا و بدون تفکر حرف نمی زند و معتقد است شاگرد سابقش نیز معقول تصمیم می گیرد.شاید چون مهدی را از مدتها قبل می شناسد و خود،او را پرورش داده این طور مطمئن در مورد او حرف می زند.در مورد شاگردی که بعد از گذشت سالها،هنوز هم از استادش مشورت می گیرد و از دست بوسی او ابایی ندارد.
این ذات شخصیتی مهدی مهدوی کیاست.بازیکنی که همه او را به صبوری،متانت و احترام به دیگران می شناسیم.بازیکنی که اگر داخل زمین موشک بود،بیرون از آن،آرام آرام بود و متین و باوقار و شاید دنیای فوتبال ایران کمتر چنین شخصیتی را به خود دیده بود.
اما مهدی هم با وجود تمام خصایص مثبتی که دارد،از این قاعده که هیچ کس کامل نیست،مستثنی نیست و همین قاعده کلی شاید باعث شد اندکی دیر تصمیم به آویختن کفش هایش بگیرد.
خیلی ها بر این باور هستند که او هنوز توانایی زیادی داشت برای ماندن اما می خواست که همچون تیم ملی ،در اوج خداحافظی کند.اما حساب کتابهای او این بار با هم نخواند تا کمی دیرتر از آنچه که باید ،به صرافت خداحافظی بیفتد.
نیم فصل اول کاپیتان خوشنام پرسپولیس یکی از بازیکنان تاثیر گذار تیمش بود.آن هم در زمانی که سرخپوشان اسیر ناکامی های ساخته دست مانوئل بودند.اما نیم فصل دوم،برای مهدی کاملا متفاوت بود و با آمدن یحیی،ورق برای او برگشت و دیگر فرصت چندانی نیافت که همچون نیم فصل اول ثابت کند هنوز هم اگر بخواهد و ارداده کند،می تواند از خیلی از جوانان تیم بهتر و برتر باشد.او خود خیلی زود این مسئله را فهمید اما سعی کرد با سکوت ،به راهش ادامه دهد.سکوتی که نتوانست او را قانع کند و ماجرای قهر در اردوی کرج و آن مصدومیت کذایی را که هنوز هم خیلی ها باورش ندارند را به وجود آورد.
تجربه مهدوی کیا بیش از آن است که نتواند شرایط را تجزیه و تحلیل کند و شاید به همین دلیل است که انتظار می رفت کمی زودتر از این حرفها و قبل از به وجود آمدن برخی حرف و حدیثها ،خداحافظی اش از فوتبال را مطرح می کرد.قبل از آنکه با تعجب بشنویم در اردو قهر کرده و حاضر به همراهی بازیکنان بر سر میز غذا نشده است.یا قبل از آنکه خیلی ها متهمش کنند به تظاهر به مصدومیت برای نشان دادن اعتراضش به نیمکت نشینی.
اما مهدی یک اشتباه دیگر هم مرتکب شد و آن اشتباه به نیم فصل اول باز می گردد و مصاحبه ای تند که علیه پروین کرد.مصاحبه ای که شاید تمام آن درست و مستند باشد اما از او توقع نمی رفت.
از مهدی مهدوی کیا که هر چه از او به یاد داریم ،احترام به بزرگ و کوچک است و یک دنیا آرامش،اصلا انتظار نمی رفت به واسطه یکسری تحریک ها ،آن مصاحبه جنجالی را انجام دهد.مصاحبه ای که هیچ تاثیری در شرایط مهدی ایجاد نکرد و تنها باعث ثبت شدن یک نقطه سیاه در کارنامه بازیکنی شد که هرگز طی تمام سالهای بازی اش،هیچ بی احترامی یا درشتی از او به کسی را در خاطرمان نداشتیم .اما در این آخرین سال حضورش در فوتبال،به تحریک عده ای که در ظاهر دوستش بودند ،حرفهایی را به زبان آورد که شاید خیلی ها از آن مطلع بودند اما هیچ کس انتظار شنیدن آن از زبان مهدی را نداشت و ای کاش او همین چند صباح باقی مانده را هم تحمل می کرد تا برای همیشه همان مرد محجوب و بازیکن سربه زیر در ذهنمان باقی بماند.
البته این بدان معنی نیست که بگویم تصورات و واقعیت هایی که از کاپیتان تیم ملی و پرسپولیس در ذهنمان وجود داشت کاملا مخدوش شده،نه! اما کیا با طرز رفتار در تمام این سالها انتظاراتی را از خود به وجود آورده بود که این دو مورد آخر،در انتظاراتمان از او نمی گنجید و آرزو می کردیم ای کاش قبل از بروز این دو اتفاق کفش هایش را می آویخت تا وقتی که او را به یاد می آوریم ،این دو نکته منفی در کنار تمام نکات مثبت اخلاقی و رفتاری و فنی او در ذهنمان مرور نمی شد!