اما اين حوادث تلخ و دلخراش كه آرزو ميكنيم ديگر هيچ وقت تكرار نشود، در لابه لاي زواياي تلخ و تاريك خود، يك روي ديگر دنيا را برايمان به نمايش در ميآورد، رويي از دنيا كه پر است از انسانيت و عشق و صداقت آدمهايي كه هميشه آمادهاند براي آنكه دستهاي نوازشگرشان، در روزهاي سخت بر زخمهاي بندگان خداوند مرهم باشد.
برخي حوادث آنقدر تلخ و ناگوار هستند كه شايد با هيچ كلمهاي نتوان آنها را تشريح و توصيف كرد. اما درست در اين مواقع است كه برخي حركات انساني، ميتواند بهترين مرهم باشد براي دردهايي كه هيچ دارو و مسكني تسكينشان نميدهد.
برگزاري ديدار خيرخواهانه فوتسال بين تيمهاي مدال آوران المپيك و هنرمندان به نفع دختران مدرسه شين آباد، با حضور چهره هايي چون حميد سوريان، بهداد سليمي، اميد نوروزي، قاسم رضايي، نواب نصير شلال، صادق گودرزي، حسين توكلي، حسن رنگرز، مجيد خدايي و محسن كاوه كه به همت فدراسيون كشتي و با همكاري فدراسيون ورزشهاي زورخانهاي و تيم هنرمندان برنامهريزي شده، از همان دست كارهايي است كه ثابت ميكند هستند مردان و زناني كه فقط ميدان نبرد عرصه خودنمايي آنها نيست.
بسياري از ورزشكاران همواره در كارهاي خير حضور پررنگ و مستمر دارند و بسياري از آنها سعي ميكنند كارها و اقدامات خيرخواهانه شان دور از چشم باشد و فقط براي دل خودشان و نشاندن لبخند روي لبان بندگان خدا و جلب رضايت اوست كه كار ميكنند. اما از آنجايي كه بايد با حضور آشكار در اين گونه كارهاي عام المنفعه، مردم را تشويق به شركت در آن كرد، هر از گاهي شاهد اين هستيم كه چهرهاي ورزشي طي اقداماتي خيره كننده ثابت ميكنند كه از همين مردم هستند و براي مردم.
شايد گاهي فراموش كنيم و يادمان برود قهرمانان و ورزشكارانمان فقط زنان و مردان ميدان ورزش نيستند. اما روزهايي مثل بيستم اسفند ماه، يادمان ميآيد اين مردان و زنان هميشه هستند. هميشه هستند براي به نمايش گذاشتن يك نبرد ديدني. نبردي كه هميشه يك سوي آن حريف فيزيكي نيست و گاه نفس انساني است كه باعث ميشود صحنههايي ديدني خلق شود. صحنه هايي كه مملو از عشق و انسانيت است.
اين بار اول نيست. بارها شاهد چنين اتفاقات قابل تقديري بودهايم. روزهايي كه كريم باقري، حجره به حجره ميگشت براي جمع كردن كمكهاي مردم براي هموطنان آذري زبان كشورمان را هنوز به ياد داريم. يا روزي را كه تيم ۹۸ فرانسه به ميدان رفت براي هزينههاي درمان يك بيمار و آزادسازي مرداني كه با ارقامي بسيار اندك مدتها در بند بودند و حالا، بزرگ مردان تشك كشتي، مردان گوش شكستهاي كه فريادشان جوانمردي است، پا به توپ ميشوند براي دختران مدرسه شينآباد.
مهم نيست دختران مدرسه شينآباد باشند يا مردان با آبرويي كه دست روزگار پشت ميلههاي آهني انداختشان يا مردان و زناني كه با بيماري دست به گريبان هستند. ورزشكاران ما هميشه هستند براي آنكه ثابت كنند درد مردم به دردشان ميآورد و براي تسكين اين درد، هر كاري ميكنند. مرداني كه روزي براي پيروزي و قهرماني ميجنگند و تمام توانشان را خرج ميكنند، روزهايي نيز براي نشاندن لبخند روي لبان بندگان خدا و مرهم شدن بر دردهايشان است كه قدم به ميدان ميگذارند تا به قول خودشان، دينشان به مردمشان ادا كنند و محبتهايي را كه هميشه شامل حالشان شده پاسخ دهند.