
آيا ايالات متحده امريكا واقعاً مهد آزادي است؟ بسياري از مردم معتقدند پول تنها وسيلهاي است براي تبادلات تجاري؛ وسيلهاي كه تجارت را امكانپذير ميكند؛ اما در واقع پول چيزي بيش از اين است.
پول و سرمايه در واقع از گونههاي كنترل اجتماع هستند. اگر به اعمال خودمان در طول روز فكر كنيم، ميبينيم كه بيشتر ما هر روز بيدار شده و به محل كارمان ميرويم. ما بيشتر اوقات زندگيمان را به دنبال پول هستيم و هزاران قانون و تبصره براي به دست آوردن پول، خرج كردن آن و دادن ماليات به دولت وجود دارد. موضوع اين نيست كه پول في نفسه چيز بدي است. بدون پول وجود جوامع امروزي امكانپذير نميبود.
متأسفانه در امريكا پول برپايه وام است و ميزان وام و بدهي در اين كشور طي سالهاي اخير به شكل سرسامآوري زياد شده است.
مقروض تبديل به بنده وام دهنده ميشود و در زندگي امريكايي بيشتر خريدها از طريق وام صورت ميگيرد. به طور مثال اگر يك امريكايي بخواهد خوب درس بخواند تا در آينده شغل مناسبي بيابد، بايد از وام دانشآموزي براي پرداخت شهريهاش استفاده كند. اگر او ماشين بخواهد بايد وام بگيرد تا از پس قيمتهاي كلان برآيد و سالها بايد اين وامها را باز پرداخت نمايد؛ و اين روند تا بينهايت ادامه پيدا ميكند.
حقيقت تلخ اين است: امريكاييها بردگان وام هستند. بيشتر امريكاييها تا زمان مرگشان در قرض هستند و مشغول بازپرداخت وامهايشان و در تمام مدت زندگيشان كه تلاش ميكنند تا وامهاي خود را بازپرداخت كنند، سرمايهداران وامدهنده ثروتمندتر ميشوند. در واقع امريكاييها فارغ از ميزان تلاششان هرگز از لحاظ اقتصادي پيش نميافتند.
امريكاييها تبديل به بردههاي شركتهاي تأمينكننده كارتهاي اعتباري شدهاند و اين نوعي از بردگي است كه در آن كسي تفنگي را به سمت شخص نشانه نميرود. اما متأسفانه امريكاييها درس نميگيرند. ۴۳ درصد از آنها به طور سالانه بيش از درآمدشان خرج ميكنند يعني اعتبارشان منفي ميشود. امريكا جامعهاي مصرفگراست و هر اتفاق مهم در زندگي يك امريكايي به اين معناست كه بايد بيشتر خرج كند.
ميزان وام دانشجويي در اين كشور سال پيش از مرز يك ميليارد دلار گذشت و آمارها نشان ميدهد كه دو سوم فارغالتحصيلان در زمان پايان تحصيل هنوز بدهكارند.
ميزان وام مسكن هم نسبت به ۲۰ سال پيش بيش از پنج برابر شده است. بيش از ۷۰ درصد خودروهاي خريداري شده در اين كشور با دريافت وام صورت ميگيرد.
هزينه مراسم ازدواج امروزه حدود ۲۶ هزار دلار است و اين يعني نياز به وام ازدواج. طبق گزارشي كه چندي پيش در يك مجله امريكايي منتشر شد، هزينههاي درمان بيشترين تأثير را در ورشكستگي بيش از ۶۰ درصد امريكاييان دارد. همه اين نمونهها پاسخي است به اينكه چرا يك امريكايي همواره بدهكار است و ورشكست ميميرد.
جامعه امريكا به وام گرفتن معتاد است. پس امريكا ديگر سرزمين آزادي نيست بلكه سرزمين بردگي است. ميزان وامهايي كه طي ۴۰ سال گذشته در اين كشور گرفته شده، از مرز ۵۵ ميلياد دلار نيز گذشته است.
اما چه كسي از اين مسئله سود ميبرد؟ جواب روشن است، سرمايهداران و بانكدارهاي ثروتمند جهان يعني كساني كه به بقيه دنيا وام ميدهند. قرض گيرنده برده وامدهنده است. آنها به هزينه ما ثروتمند شدهاند.
اما بيشتر امريكاييها در طول زندگيشان متوجه اين موضوع نميشوند.