
اما اتفاق اصلي كه در اين ميان به فراموشي سپرده شد رد اساسنامه كميته ملي المپيك ايران از سوي IOC بود، اتفاقي كه كل ورزش كشور را تهديد ميكند.
يكي، دو روز قبل بود كه يكي از نشريات ورزشي نقل قولي از محمد عباسي وزير ورزش كشور چاپ كرده بود به اين مضمون كه: از نظر من اساسنامه ايرادي ندارد، خب وقتي نگاه شخص اول ورزش كشور به اين مسئله اينگونه باشد نبايد توقع داشت اتفاق خاصي روي دهد. قبلاً گفتيم كه كميته بينالمللي المپيك نظرات خود را صراحتاً بيان ميكند و با كسي هم در خصوص اعمال آنها تعارف ندارد، اساسنامه ارسالي ايران شايد از نظر عباسي و معاونانش و اعضاي كميته ملي المپيك ايرادي نداشته باشد يا اشتباهات «عبارتي» داشته باشد اما از نظر IOC مورد قبول نيست و اين قسمت اصلي و مهم ماجراست كه البته همين قسمت مهم و اصلي از ديد مسئولان ورزش كشور ناديده گرفته ميشود.
حرفهاي عباسي را كنار اظهارنظرهاي ديگران قرار دهيد تا بيشتر متوجه وخامت اوضاع شويد. اينكه عنوان شود اساسنامه برگشت خورده، تنها ايراد عبارتي داشته يا اينكه برخي اصرار داشته باشند با همين اساسنامه پر ايراد مجمع انتخاباتي كميته ملي المپيك را برگزار كنند همه و همه نشان دهنده اين است كه مسئولين ورزش كشور تهديدهاي IOC و شوراي المپيك آسيا را جدي نگرفتهاند و همچنان به برنامههاي اشتباه خود پافشاري ميكنند.
علي آبادي رئيس كميته ملي المپيك ميگويد تهديدها را به عباسي گوشزد ميكند اما ادامه ميدهد كه دست آخر اين وزارت است كه بايد تصميم بگيرد و كسي نيست كه به نفر اول كميته بگويد گزينهاي براي تصميمگيري وجود ندارد. راه فقط يكي است كه اگر غير از آن طي شود كل ورزش كشور با خطر تعليق و تعطيلي روبه رو ميشود.
اساسنامه كميته ملي المپيك برگشت خورد اما اوضاع اينقدر شلوغ و در هم پيچيده است كه اين روزها كمتر كسي به آن توجه مينمايد. جالبتر اينكه آقايان مسئول اينقدر كه به فكر برگرداندن كشتي به ليست رشتههاي المپيك ۲۰۲۰ هستند به فكر اصلاح اساسي اساسنامه و برگزاري درست و بياشكال مجمع عمومي كميته بينالمللي المپيك نيستند.
خب اين اوضاع و احوالي است كه در آخرين روزهاي سال ۹۱ ورزش كشور با آن دست به گريبان است، البته فقط ورزش و نه مسئولان آن. آنچه به نظر ميرسد اينكه مسئولان ورزش در اين روزهاي پاياني سال بيشتر از آنكه به فكر ورزش باشند به فكر بهتر سپري كردن ايام تعطيلات سال جديد هستند، با اين اوصاف بايد نگران بود؛ نگران مجمعي كه قرار نيست تا اطلاع ثانوي برگزاري شود، نگران ورزش كه اساسنامهاش مغاير ورزش دنياست،نگران مسئوليني كه درد ورزش ندارند و نگران ورزشكاراني كه شايد اين روزها بيهوده خود را مهياي حضور در رقابتهاي بينالمللي ميكنند.