کد خبر: 509228
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۱
قرار بود پدرم خانه‌اي را از مسكن مهر براي ما خريداري كند و ما بتوانيم از خانه ۴۰ متري‌مان به يك خانه چندمتري ديگري كه تازه‌ساز و نونوار و تازه كلنگ خورده است نقل مكان كنيم و از دست صاحبخانه‌مان راحت شويم اما پدرم خودش را هرچه به در و ديوار زد با مهرباني به او گفتند كه شرايط مسكن مهر سخت است و تو هرچقدر هم پدرمهرباني باشي نمي‌تواني براي خانواده‌ات مسكن مهر تهيه كني! براي همين بود كه پدر مهربان ما تصميم گرفت مسكن مهر را به همان خانه ۴۰ متري‌مان منتقل كند! پدرم در مسكنش با مهرباني به ما مي‌گويد ندارد و ما با مهرباني نان و پنير مي‌خوريم و با مهرباني بيشتر شب‌ها گرسنه مي‌خوابيم و با همان مهرباني پدرم جواب صاحبخانه را مي‌دهد كه اين ماه هم اجاره ندارد بدهد و صاحبخانه با مهرباني به پدرم مي‌گويد كه مسكنش را مي‌خواهد و ما را از آن بيرون مي‌اندازد بعد پدرم با مهرباني مي‌رود از همسايه‌ها پول قرض بگيرد و آنها با مهرباني مي‌گويند همان‌هايي را كه قبلاً قرض كردي بياور پس بده بعد! يخچال مسكن مهر ما هميشه خالي است ولي يخچال دل‌مان هميشه پر است و ما از اينكه با خدمات مسكن‌سازان چنين مهر و محبتي را در مسكنمان جاري كرده‌ايم بسيار خوشحاليم! خانه ما مسكن مهر است...!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها