
مرد سالخوردهاي به نام سيروس با مأموران كلانتري ۲۳ فرديس كرج تماس گرفت و گفت زوج جواني كه در همسايگياش زندگي ميكنند، با هم درگير شدهاند و احتمال دارد در دعواي آنها اتفاق ناگواري بيفتد.
مأموران وقتي به نشاني مورد نظر رسيدند، ديدند كه نوشين و اشكان در حال خارج شدن از خانهشان هستند. مأموران پليس هم به آنها گفتند مردي در همسايگيشان با آنها تماس گرفته و ماجراي درگيريشان را گزارش داده است. نوشين حرف مرد همسايه را تأييد و همانجا از شوهرش شكايت كرد و گفت اشكان او را كتك زده و شكايت دارد. مأموران پليس گزارش اوليه را ثبت كردند و از زوج جوان خواستند براي پيگيري شكايتشان به كلانتري مراجعه كنند. آنها سپس از محل دور شدند.
اشكان درباره همسايهها تحقيق كرد و فهميد سيروس به پليس خبر داده است. به خاطر همين سيروس را به پاركينگ ساختمان دعوت كرد و با او درگير شد و با چاقو به او ضربهاي زد. از آنجا كه شدت ضربه، جراحت زيادي به بدن سيروس وارد كرد، او روي زمين افتاد و لحظاتي بعد فوت شد.
بعد از اين ماجرا همسايهها پليس را با خبر كردند و دوباره مأموران به محل آمدند اما اين بار با يك پرونده قتل مواجه شدند.
مأموران پليس، اشكان ۳۷ ساله را در محل بازداشت كردند و جسد هم به دستور قاضي كشيك كه در محل حاضر شده بود به پزشكي قانوني منتقل شد.
متهم در بازجوييها به جرم خودش اقرار كرد و گفت: من از مدتها قبل با سيروس اختلاف داشتم. اختلاف ما بر سر يك ملك بود كه هر دو شكايت كرديم اما من در دادگاه محكوم شدم. هر بار كه سيروس را ميديدم با كنايه با من حرف ميزد و من كينه او را هم به دل گرفتم. امروز هم وقتي فهميدم او پليس را با خبر كرده است، كينهام عميقتر شد و با او درگير شدم اما نميخواستم او را بكشم.
بعد از اقرارهاي متهم، تحقيقات كامل شد و پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان البرز فرستاده شد. اشكان در جلسه محاكمه از خانواده مقتول درخواست گذشت و اتهام خودش را قبول كرد. دفاعيات متهم از سوي خانواده مقتول كه درخواست قصاص كرده بودند، پذيرفته نشد و هيئت قضات هم بعد از شور او را به قصاص محكوم كردند. سپس پرونده براي رسيدگي به ديوان عالي كشور فرستاده شد و قضات ديوان نيز رأي دادگاه را تأييد كردند. بعد از تأييد حكم و انجام تشريفات قانوني، قرار بود متهم اعدام شود اما خانواده مقتول پيش از اجراي حكم به خاطر رضاي خداوند از وي اعلام گذشت كردند.