اميرالمومنين علي (ع) چه زيبا چهره پرهيزگاران و منافقان(به تعبير ديگر فرمايگان) را در نهجالبلاغه ترسيم كرده است، به گونهاي كه هر انسان منصفي با يك بررسي ساده از رفتار خود ميتواند بفهمد كجا رفتار پرهيزگارانه و كجا منافقانه داشته است. آنجا كه حضرت در وصف پرهيزگاران به يكي از ياران خود همّام كه مردي عابد و با تقوا بود، چنين فرمودند: «پرهيزگاران در اين دنيا همان اهل فضيلتهايند، گفتارشان درست، لباسشان ميانهروي و رفتارشان با فروتني است. از آنچه خداوند حرام كرده چشم پوشيدند»، «در سختي شكيبا، خواهان روزي حلال، در هدايت با نشاط و از طمع بيزارند»، «آنچه نفسش دوست ميدارد در اختيارش نميگذارد روشنايي چشمش در لذتي است كه جاودان است و عدم تمايلش به لذتي است كه ناپايدار است»، «بردباري را با دانش و گفتار را با كردار آميخته ساخته ميبيني كه آرزويش كوتاه و نزديك، لغزشش اندك و ناچيز، دلش خاشع، نفسش قانع، خوراكش كم، زندگياش سهل، دينش محفوظ، شهوتش مرده و خشمش فروخورده است»، «آنكس كه بر وي ستم كرده ميبخشايد و به كسي كه او را محروم ساخته عطا ميكند و با كسي كه از وي بريده ميپيوندد»، « پيش از آنكه شاهدان شهادت دهند، به حق اعتراف ميكند. آنچه را به او بسپارند تباه نميسازد و آنچه را به يادش آوردهاند فراموش نميكند.»
و اما همين اميرالمومنين (ع) كه اين چنين در برجستگي صفات پرهيزگاران سخن ميگويد، در بيان ويژگي و صفات منافقان ميفرمايند: «براي هر حقي باطلي فراهم ساخته و براي هر راستي كژي و براي هر زندهاي كشندهاي و براي هر دري كليدي و براي هر شبي چراغي مهيا نمودهاند. سخن ميگويند تا مردم را به اشتباه اندازند و توصيف ميكنند تا باطل را با آن بيارايند و حق را زشت و كريه سازند.»
آنچه اين روزها در رفتار برخي مسئولان سطوح مياني و بعضاً كلان كشور در چنگ و دندان كشيدن براي ماندن يا رفتن پست يا جايگاهي شاهد هستيم، اگر نگوييم منافقانه است، قطعاً پرهيزگارانه نيست. حكايت سازمان تأمين اجتماعي و ماندن يا رفتن مسئول آن حكايتي بس عجيب است. اينكه اصلاً لازم است يك نظام را درگير عزل يك مسئول آن هم در سطوح مياني كشور كرده يا اصرار بر نصب او در اين جايگاه داشته باشيم، تصور ميشود كمتر عقل سليمي است كه بپذيرد تا اين ميزان نظام بايد هزينه اين رفتارها را بپردازد. نگارنده اين يادداشت بر اين اعتقاد است كه داستان حكم ديوان عدالت اداري مبني بر عزل مرتضوي امروز آنقدر مضحك شده است كه فكر ميكنم حتي كودكان نيز بر اين قصه ميخندند چرا كه اولاً، اين سؤال را بايد كرد كه آيا ماندن مرتضوي بر مسند اين سازمان آن هم براي چند ماه باقيمانده از دولت دهم هزينه كمتر بر اين نظام تحميل ميكند يا عزل او توسط ديوان عدالت اداري كه با واكنش دولتيها مواجه شده و بلافاصله معاون اول رئيسجمهور اقدام به صدور حكم سرپرستي براي ايشان نمايد. ثانياً كسي كه خود در زماني در جايگاه قضاوت مينشسته و طبيعتاً بيش از هر كليدواژهاي، قانون و قانونگرايي براي او مبنا بوده است، چرا بايد اينچنين مصرّانه پس از ابلاغ حكم ديوان عدالت اداري با فرض اينكه اين حكم درست نبوده و تضييع حق او شده است، بر آتش فتنه در كشور بدمد و زبان حقد و كينه دشمنان بيروني را با رفتار خود عليه نظام مظلومي كه مسئولانش عهد بسته بودند شيفته خدمت باشند نه تشنگان قدرت، بگشايد. ثالثاً، معاون اول رئيسجمهور كه حساسيت امروز جامعه را قاعدتاً بايد بدانند چرا اقدام به صدور حكم سرپرستي براي آقاي مرتضوي نمودهاند!
هنوز از سخنان رهبر فرزانه انقلاب مبني براينكه «ممكن است كساني سعي كنند در ايام انتخابات با به وجود آوردن حادثه يا ماجرايي اقتصادي، سياسي يا امنيتي، سر مردم را به چيزهايي ديگر گرم كنند كه اين هم جزء نقشههاست» دو هفته نگذشته است، آيا نبايد چنين رفتارهايي را در راستاي كمك به پازل دشمن تصور نمود. مثلاً اگر آقاي مرتضوي از اين سازمان عزل شود و به جاي او فرد ديگري معرفي شود، چه اتفاقي ميافتد؟ كجاي حيثيت دولت خدشهدار ميشود؟ اصلاً فرض بر اينكه خدشه بر اعتبار و حيثيت دولت وارد شود، آيا اعتبار نظام كه چشمهاي دشمن به او دوخته شده است، اهميتش بيشتر است يا اعتبار دولت؟
اين يك قاعده است كه هر اشتباهي اگر از سر خودخواهي تكرار شود و در عين علم به آن، اصرار به تكرار آن گردد، به دنبال آن رفتار اشتباه، منشوري از اشتباهات رخ ميدهد. فرض بگيريم حكم ديوان عدالت اداري در اين شرايط اشتباه است و باز هم فرض بگيريم اصرار مجلسيها مبني بر عزل مرتضوي اشتباه است و تهديد آنها به استيضاح وزيركار، رفاه و تأمين اجتماعي اشتباه فاحشتر است، آيا اين اشتباهات را دولت با تغيير ساختار وزارت كار، رفاه و تأمين اجتماعي بايد رفع كند!
جدا كردن سازمان تأمين اجتماعي از وزارت كار و قرار دادن اين سازمان به عنوان يكي از معاونتهاي رئيسجمهوري آن هم براي حالگيري ديوان عدالت اداري و مجلس، كجا به صواب است؟! اين گردن كشيها آن هم در مقابل ملتي كه مظلومانه و تمامقد مقابل دشمن ايستاده است، آيا نوعي بيمهري و بلكه خيانت به مردم تلقي نميشود!
كجاي اين رفتار با صفات يك كارگزار نظام اسلامي كه از منظر اميرالمومنين علي (ع) بايد افرادي امين و پرهيزگار باشند، سازگاري دارد. آيا رفتارهايي از جنس جدا كردن يك سازمان و الحاق آن به يك مجموعه برخلاف قوانين مصرّح كشور، آن هم براي برونرفت يك كارگزار حكومت از مثلاً بحران مسئوليتي، مصداق رفتار منافقانهاي نيست كه اميرالمومنين (ع) فرمودند: «اين جماعت براي هر دري كليدي و براي هر شبي چراغي مهيا ميكنند». بياييم برگرديم به سالهاي اول انقلاب و مسئوليتها را صرفاً براي خدمت فرض كنيم و حتي اگر احساس ميكنيم حق ما در مسئوليتي تضييع شده است، به خاطر حجب و حياي ملت، نظام اسلامي و در رأس آن آموزههاي دينيمان، كوتاه بياييم تا مصداق پرهيزگاراني باشيم كه اميرالمومنين علي (ع) ويژگي و صفات آنها را بر شمردهاند.