دالاس دارلينگ، مدرس تاريخ سياسي امريكا: چند سال قبل هوگو چاوز، رئيسجمهور ونزوئلا روح داستان كلاسيك اسپانيايي سروانتس مايكل، «دون كيشوت لامانچا» را زنده كرد. او يك نسخه رايگان از اين كتاب را به ونزوئلاييها داد و تأكيد كرد: «بدون كيشوت شما زندگي نكنيد! همه ما بايد در حال خواندن درباره دون كيشوت باشيم و روح خود را متوجه اين جنگجويي كنيم كه براي خلاص شدن از بيعدالتي در جهان قيام كرد.» اين اقدام چاوز با شك و ترديد و حتي تمسخر برخي رهبران و سران قدرتهاي امپرياليستي مواجه شد. در حالي كه كمكهاي ارسالي او براي فقرا به ايالات متحده ميرسيد، عدهاي براي ترور او آماده شدند اما واقعيت اين است كه امپراتوريهاي جهاني هرگز قادر نخواهند بود تا خود را از دست دون كيشوت و چاوستياس خلاص كنند.
يك بار ديگر داستان «دون كيشوت لامانچا» را به ياد بياوريد. اين داستان، كمدي غمانگيزي است در مورد يكي از اشراف كه عقل خود را در اثر خواندن كتابهاي حماسي درباره شجاعت و دليري، جنگ و چالشهاي شواليهها كه رنجها و سختيها را براي رسيدن به نيكي و آرمانگرايي در مقابل حاكمان ظالم بر خود هموار ميكردند. دون كيشوت بيش از حد خود را براي تبديل شدن به شواليهاي كه ميخواهد در دفاع از ضعيف و مظلوم قيام كند به زحمت انداخت. چاوز هم مانند كيشوت، در مقام رئيسجمهور يك مرد صادق است و ميتوان به او هم عنوان مردي فقير، دون كيشوت ناميد. چاوز هم مثل دون كيشوت تصور ميكرد آسيابهاي بادي غولهايي هستند كه ميتوان پشت آنها را به زمين رساند.
اما او نه تنها پشت امپراتوريها و گردنكشان را خم كرده بلكه از لحاظ سياسي، اقتصادي و اجتماعي هم ونزوئلا را متحول نموده است. در طول چند سال گذشته و پس از در دست گرفتن دوباره كنترل شركت نفت ونزوئلا (PDVSA) دولت هزينههاي سرمايهگذاري روي امور اجتماعي و زيرساختها را ۶/۶۰ درصد افزايش داده و به مجموع ۷۷۲ ميليارد دلار رسانده است. همزمان، نابرابري ۵۴ درصد و فقر ۴۴ درصد كاهش يافت و حدود ۲۰ ميليون نفر هم از برنامههاي ضد فقر بهره بردهاند. براي مثال نيم ميليون نفر از سالخوردگان مستمري كهنسالي دريافت كردهاند. در حالي كه در دوره گذشته، تعداد كساني كه از چنين امتيازي برخوردار بودند، ۳۸۷ هزار نفر بودهاند.
در مبارزه با ارتشهاي متخاصم كه مانند گلههاي گوسفندي كه چوپانان هدايتشان ميكنند خشمگين بودند، كار او بيشتر به شعبدهبازها شباهت داشت. مخالفان حمايت شده از خارج او، دائماً به دنبال خرابكاري در برنامههاي تقويت رفاه اجتماعي رئيسجمهور چاوز با استفاده از رسانههاي جمعي بودند و گردنكشاني چون واشنگتن، ۱۰۰ ميليون دلار به گروههاي خرابكار اختصاص دادند تا چاوز را سرنگون كنند اما چاوز همچنان بر آموزش و پرورش تأكيد ميكند. بيسوادي از بين رفته است و به يمن آموزش كمك درسي رايگان از مهد كودك تا دانشگاه، ونزوئلا رتبه ۳ در زمينه كشورهاي با مطالعه را در منطقه به خود اختصاص داده است. پرزيدنت چاوز مانند كيشوت، دوباره مفهوم سياست آرماني را در برابر سياست واقعگرا زنده كرده است. پارادوكس طنزآميز انقلاب بوليواري ونزوئلا اين است كه دستاندركاران آن نه سخنگويان و نه ياوه گويان، كساني كه در روياي آرماني زندگي ميكنند اغلب نتايج كار خود را آشفته مييابند. مرگ و مير نوزادان از ۲۵ در ۱۰۰۰ (۱۹۹۰) به ۱۳ در۱۰۰۰ (۲۰۱۰) كاهش يافته است. ميزان قابل توجه ۹۶ درصد از جمعيت دسترسي به آب آشاميدني سالم دارند.
«چاوستياس» ۱۴ هزار درمانگاه ساخته و پزشك و نسبت پزشك به افراد عادي از ۱۸ پزشك به ازاي هر ۱۰ هزار نفر به ۵۸ پزشك به ازاي هر ۱۰ هزار نفر افزايش يافته است. بنابراين جاي تعجب ندارد كه ونزوئلا همراه با فنلاند در جايگاه پنجم شادماني مردم قرار داشته باشد. دون كيشوت نشسته بر اسب باركش خود و نشسته بر زيني كه متعلق به اجداد وي بود، در جنگ با آسيابهاي بادي، از روي اسب به هوا پرتاب شد و بر فراز آسمان با ديدن گرد و غبارهايي كه گوسفندان ايجاد كردهاند، مطمئن بود كه دو ارتش قرون به ميدان جنگ با هم رسيدهاند و سعي كرد وارد جنگ شود. چاوز به عنوان رئيسجمهور بيمار، در حال جنگ با سرطان است و ونزوئلا اداي سوگند در مراسم تحليف را به تعويق مياندازد. شايد خيلي از ما هم مثل پانزا كه اول فكر ميكرد كيشوت احمق و ديوانه و مجنون باشد، هر روز بدبينيمان كمتر ميشود. شايد ما هم نهايتاً به دون كيشوتهاي جهان اعتراف كنيم.
خدا را شكر «شواليه پر غصه» يا افرادي مثل سقراط، اسپارتاكوس، عيسي، سنت فرانسيس، لئوناردو داوينچي، بوليوار، گاندي، پيكاسو، مادر ترزا، دكتر كينگ و البته، هوگو چاوز، هرگز نميميرند، اين است كه، حتي پس از زندگي نمونه بوده و روح خود را براي هميشه زنده ميدارند.