آنچه اين روزها بيشتر از هر چيز ديده ميشود درگيري ريز و درشت ورزش با هم است، تفاوتي هم نميكند كه كجا و چگونه باشد، عصر شنبه بود كه خبر رسيد سازمان ليگ فوتبال و كارلوس كرش سرمربي تيم ملي با هم به تفاهم نرسيدند، قبلتر خبر رسيده بود كه رئيس فدراسيون پينگ پنگ يكي از مليپوشان را از تيم ملي خط زده بود!
ديروز صبح سري به فدراسيون كشتي زدم انگار نه انگار كه قرار است ماه آينده ميزبان دو رقابت مهم يعني جامجهاني كشتي آزاد و فرنگي باشيم. نه جنب و جوشي بود و نه تحركي آنجا بود كه گفتم بيجهت نيست كه محمد بنا حاضر به كار كردن با اين فدراسيون نيست و بعد خبر رسيد كه خطيب رئيس فدراسيون كشتي در يك برنامه زنده تلويزيوني به جاي پاسخ به سؤالات هرچه دلش خواسته به مجري برنامه و بقيه حاضران گفته و اينقدر پيش رفته كه برنامه نيمه كاره مانده است.
در بسكتبال اوضاع قدري آشفتهتر است، يك بازي ليگ به جنجال كشيده ميشود، سرمربي تيم ملي و برخي مليپوشان به خود اجازه ميدهند خارج از ضوابط هر كاري دلشان ميخواهد انجام دهند و جالب اينكه وقتي با پاسخ روبهرو ميشوند بازيكنان خيلي راحت مدعي كنارهگيري از تيم ملي ميشوند.
ديروز البته باز هم از اين دست خبرها آمد وقتي خبر رسيد كه سيد مهدي رحمتي از تيم ملي فوتبال كنارهگيري كرده است دليلش براي علاقهمندان به فوتبال و آنهايي كه اخبار حاشيههاي فوتبال را پيگيري ميكنند كاملاً واضح بود، رحمتي مدتهاست كه با يكي از بازيكنان نامي فوتبال به مشكل برخورده و حالا كار به جايي رسيده كه او خيلي راحت صحبت از خداحافظي ميكند.
خب اين چند نمونه، مشتي نمونه خروار است ميتوان به وفور از اين دست اتفاقها در ورزش كشور ديد و رصد كرد، اينكه چرا پس از المپيك به ناگاه اين اتفاقات زياد شده سؤالي است كه پاسخ آن نيازمند كاري كارشناسانه و دقيق است اما واقعيت اين است كه ورزش كشور به ادامه اين رويه و اين راه به جايي نخواهد رسيد. دخالت سرمربي در امور فدراسيون و سازمان ليگ، دخالت فدراسيون در امور فني تيم ملي، بيانگيزگي، جري شدن بازيكناني كه به قول يكي از رؤساي فدراسيونها هرچه دارند از تيم ملي دارند و خداحافظي سليقهاي به طور حتم ثمرهاي جز از هم گسيختگي و شكست نخواهد داشت.
بايد تدبيري انديشيده شود تا اين همه حاشيه و تنش جمع و جور شود، حاشيه و شايعه جزء لاينفك ورزش است اما وقتي تعداد و مقدار آن از حد متعارف خارج شد تيشه را به ريشه ميزند و درخت را مياندازد، اتفاقي كه امروز در ورزش مشاهده ميشود همين ضربات به ريشه ورزش است، ضرباتي كه اگر با تدبير جلوي آنها گرفته نشود بيترديد به افتادن درخت ورزش ختم ميشود، درختي كه با زحمت تمام به بار نشسته و ثمره آن در المپيك مشاهده شد اما با سوءمديريت و اعمال سليقههاي گوناگون حالا به مرز نابودي نزديك ميشود.