گاه آنقدر پنهان هستند كه وقتي نگاهت ناخود آگاه به آنها ميافتد، شرمنده ميشوي از اينكه اين همه مدت، چشمت را فوتبال آنچنان پر كرده بوده كه فرصتي براي ديدن بقيه نداشتي. اما بعضيها از اين خاكستري بودن و ديده نشدن، خيلي هم بدشان نميآيد. پشت ديوار قطور فوتبال قرار گرفتن ساير رشتههاي ورزشي، اگر چه ورزشكاران ديگر رشتهها را به شدت ناراحت ميكند از اين بيعدالتي. اما براي بسياري از مسئولان اين رشتهها، نه تنها ناراحتكننده نيست، كه خوشحالكننده هم هست.
چراكه در خفا بودن، به آنها اين اجازه را ميدهد كه اسب مرادشان را هرگونه كه ميخواهند، بتازانند. اسب مرادي كه گاه زير سم خود، آمال و آرزوهاي زيادي را نابود و لگد كوب ميكند. در حالي كه همه نگاهها به فوتبال است، ساير رشتههاي ورزشي، آبستن حوادث واتفاقات عجيب و جالبي است.
زد و بندهايي كه نتايج را تغيير ميدهند، اخراجهاي غيرفني و براساس سليقههاي شخصي كه حتي به كميته انضباطي هم نميكشد، زد و خوردهاي تأسفبار، انتصابهاي نامعقول و... اتفاقاتي است كه ساير رشتههاي ورزشي، هر روز با آن دست به گريبان هستند.
اما از آنجايي كه تمام ذره بينها، زوم روي فوتبال است و كمتر عدسي چشم اصحاب رسانه به سمت ساير ورزشها ميچرخد، برخي در اين رشتهها، هر گونه كه ميخواهند عمل ميكنند. بدون اينكه ترسي از بازخواست شدن داشته باشند.
برخوردهايي نظير آنچه كه هرازچندگاهي از رويانيان و فتحاللهزاده شاهديم، در بين مسئولان بالا رتبه ساير رشتههاي ورزشي نيز باب است اما با اين تفاوت كه آنها به مراتب كمتر از رويانيان و فتح اله زاده تريبون آزاد پيدا ميكنند و بيشتر برنامههايشان را در حوزههاي استحفاظي خود پياده ميكنند. هرچند كه اگر در اين بين، فرصتي هم بيابند، از آن نهايت استفاده را ميبرند و همان نمايشي را كه رويانيان در برنامه نود و با سرپرست فجر بازي كرد را بازي ميكنند و براي آنها هم نه روي خط مستقيم بودن چندان اهمتي دارد و نه مقام و منصب طرف مقابلشان.
محمد زارع، رئيس فدراسيون تنيس روي ميز، كه جمعه مهمان شبكه خبر بود، در گفتوگوي تلفني با مربي تيم ملي اين رشته، ثابت كرد اگر پايش بيفتد، چيزي از مديران فوتبالي ندارد براي شلوغ بازي و متشنج كردن اذهان عمومي. با اين تفاوت كه آنها گاه برخي مسائل را مراعات ميكنند و همه چيز را خيلي بيپرده عنوان نميكنند. اما غير فوتباليها چون خيلي در معرض ديد نيستند و هرازچندگاهي ممكن است در معرض ديد قرار بگيرند، از بيان هيچ چيز و انجام هيچ كاري ابايي ندارند. حتي اگر اين، بيان اتخاذ تصميمات ديكتاتوري باشد. «من رئيس هستم، كسي حق دخالت ندارد!»
اين يكي از آن ديالوگهاي جالبي است كه يك رئيس فدراسيون، به سرمربي تيم ملي حوزهاش ميگويد در پاسخ يك سؤال ساده. سؤال و جوابي كه آنقدر به جاهاي باريك ميكشد كه خوشحال ميشويم كه هر دو، مهمان حضوري نيستند و يكي از داخل استاديوم حرف ميزند و ديگري از پشت تلفن. چراكه اگر غير از اين بود، شايد شاهد صحنههاي نابهنجاري ميشديم از دو مسئول بالا رتبه يك رشته ورزشي!
نگاه كم رنگ اصحاب رسانه به ساير رشتههاي ورزشي، متأسفانه اين فرصت را ايجاد كرده كه برخي به دليل ديده نشدن، سوءاستفادههايي از اين مسئله بكنند. سوءاستفادههايي كه شايد هر صد تا، يكي آن هم لو نرود و كسي متوجهاش نشود. هرچند كه در صورت رسانهاي شدن هم اميد چنداني به متوقف شدن اين قسم سوء استفادهها نيست! مسئلهاي كه جاي بسي تأسف دارد، چراكه ناسلامتي كمترين چيزي كه از ورزش انتظار ميرود، رعايت اصول اخلاقي است. نه بياخلاقي به دليل ديده نشدن و در چشم نبودن!