کد خبر: 507411
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۳
آنها دنيا را جذاب‌تر از ديگران مي‌بينند
پويا گربندي
هميشه وقتي عكس‌هاي فوق‌العاده‌اي را كه دوستان غيرعكاسم مي‌انداختند مي‌ديدم، مي‌گفتم بالاخره يك روز بايد يك چيزي درباره اين استعدادهاي از دست‌رفته و اين هنرمندهاي كشف‌نشده بنويسم. بچه‌هاي باذوقي كه با دوربين‌هاي حرفه‌اي و غيرحرفه‌اي عكس مي‌اندازند و عكس‌هايشان را در وبلاگشان مي‌گذارند يا با گوشي در «اينستاگرم» آپلود مي‌كنند تا دوستان و آشنايانشان ببينند. حالا صحبت درباره عكس و عكاسي هم به يك موضوع داغ بين جوان‌ها تبديل شده و هر كس درباره عكسي كه خودش يا دوستش انداخته حرف مي‌زند و نظر مي‌دهد. همه اينها باعث شد تا جاي خالي يك مطلب درباره عكاسان به ظاهر غيرحرفه‌اي را حس كنم. تمام عكس‌هاي كار شده در اين صفحه از دوستان دانشگاه، محل كار و... است كه عكاسي شغل و حرفه آنها نيست و فقط براي دلشان عكس انداخته‌اند!

پرش عجيب تكنولوژي
حدود ۲۰۰ سال قبل كه اولين دوربين‌ها توليد شدند، شايد سازنده دوربين فكرش را هم نمي‌كرد كه ۲۰۰ سال بعد در گوشه و كنار دنيا، دوربين‌هايي صدها مرتبه كوچك‌تر و صدها مرتبه باكيفيت‌تر از دوربيني كه ساخته در دست پير و جوان ديده شود كه با ذوق، صحنه‌هاي جالب و ماندگاري را براي خودشان ثبت مي‌كنند. حدود ۲۰۰ سال قبل آنهايي كه آرزو داشتند آن دوربين‌هاي غول‌پيكر يك عكس جيبي از آنها بيندازند حتي در خواب هم نمي‌ديدند كه دو قرن بعد دست هر بچه‌اي يك گوشي موبايل يا يك دوربين عكاسي باشد و پشت سر هم از هر چيزي عكس بيندازد! حالا خيلي از جوان‌ها يا با دوربين‌هاي حرفه‌اي يا اگر دوربين همراهشان نباشد با دوربين موبايلشان هنر عكاسي‌شان را به رخ مي‌كشند.

يك تكنولوژي معمولي
تا قبل از ساخته شدن دوربين‌هاي ديجيتال هنوز عكاسي اينقدر فراگير نشده بود. كار كردن با دوربين‌هاي آنالوگ و استفاده از فيلم‌هاي عكاسي و هزينه چاپ عكس و... دوربين‌ها را فقط به يك وسيله براي ثبت خاطره‌ها در خانواده‌ها تبديل كرده بود و استفاده خاص ديگري نداشت. داستان از آنجايي شروع شد كه دوربين‌هاي ديجيتال حرفه‌اي كه با قيمت بالايشان فقط در دست عكاسان حرفه‌اي بودند، ارزان شدند و كم‌كم به دست عكاسان غيرحرفه‌اي رسيد و شروع به شكوفايي استعدادها كرد. ارتقاي دوربين موبايل‌ها و برنامه‌هاي اديت عكس حرفه‌اي هم از طرف ديگر به جوان‌ها كمك كرد تا اگر دوربين حرفه‌اي ندارند يا همراه خود نبرده‌اند، يك دوربين همراه هميشگي داشته باشند.

مخالف، مثل هميشه
تا بوده همين بوده! يعني هميشه در مقابل موافقان و علاقه‌مندان نسبت به يك موضوع مخالفاني هم هستند كه كاملاً خودشان را نسبت به آن بي‌علاقه و بي‌تفاوت نشان مي‌دهند؛ عكس‌هاي حرفه‌اي و غيرحرفه‌اي هم جزو همان‌هايي هستند كه در كنار همه طرفداران و علاقه‌مندانشان گاهي با دهن كجي و شانه بالا انداختن‌هاي كساني مواجه مي‌شوند كه به هيچ عنوان نمي‌توانند يا نمي‌خواهند به دنياي عكس و عكاسي وارد شوند؛ كساني كه نه ديدن عكس‌هاي مختلف برايشان جذابيتي دارد و نه حضور در جمع عكاسان يا حتي جايي كه درباره عكس و عكاسي صحبتي مي‌شود. كساني كه نه دنياي سياه و سفيد و نه دنياي رنگي عكس‌ها را دوست ندارند و شايد اگر سري به آلبوم‌هايشان بزني جز عكس‌هاي پرسنلي‌شان چيزي پيدا نمي‌كني؛ عكس‌هايي كه شايد اگر براي كارت ملي و گواهينامه و پايان خدمتشان ضروري نبود آنها را هم نمي‌انداختند.

اعتياد جهاني
اما اگر مخالفان محدود را كنار بگذاريم، اعتياد عكاسي به قدري فراگير شده كه در تمام نقاط دنيا و حتي در ميان افراد مشهور هم مي‌بينيم كه خيلي از بازيگرها يا فوتباليست‌ها عكس‌هايي را كه خودشان انداخته‌اند بلافاصله در شبكه‌هاي اجتماعي يا «اينستاگرم» مي‌گذارند. اين اعتياد در مراسم افتتاحيه المپيك هم به نمايش گذاشته شد و خيلي از برگزاركنندگان مراسم و ورزشكارها از مراسم و اتفاقات جالب آن عكس و فيلم مي‌گرفتند و حتي در فينال يورو، قبل از اهداي جام به اسپانيا يكي از فيلمبردارها صحنه‌هايي از عكس گرفتن بازيكنان اسپانيا را درست قبل از اهداي جام شكار كرد كه مي‌خواستند قهرماني كشورشان را پيش از دريافت جام به طرفدارانشان تبريك بگويند و همراه عكسي كه خودشان گرفته‌اند، آپلود كنند. اين عكس‌ها فقط به خود هنرمندان و بازيگران هم محدود نمي‌شود و همسر و فرزند و اطرافيان خيلي از آنها هم با عكس‌هايي كه مي‌فرستند معروف شده‌اند و بعضي از عكس‌هايشان در شبكه‌هاي اجتماعي معروف شده است.

لنزهايي كه آرزو شده‌اند!
همان‌طور كه ماشين‌بازها حتي اگر ماشين فوق‌العاده‌اي هم داشته باشند باز دلشان يك ماشين بهتر مي‌خواهد و هرگز براي خريد ماشين بهتر سيري ندارند، كساني كه با دوربين‌هاي حرفه‌اي عكس مي‌اندازند هم تشنه لنزهاي بهتر و بهتر هستند. اين دسته از آدم‌ها مي‌فهمند كلمه لنز يعني چه! لنزهايي كه از چندصدهزار تومان تا چندصد ميليون تومان قيمت دارند و هركس با نگاه به جيبش لنز مي‌خرد، اما همانطور كه ماشين‌بازها دور هم جمع مي‌شوند و مي‌گويند فلاني فلان ماشين را خريده است، دوربين‌بازها هم وقتي دور هم جمع مي‌شوند مي‌گويند فلاني لنز فلان را خريده! خود لنزها هم انواع مختلف دارند و هر كدام از آنها طرفداران خاص خودش را! يكي دوست دارد از چهره‌ها و در فضاهاي بسته عكس بگيرد و لنز نرمال و عادي را ترجيح مي‌دهد. يكي به دل طبيعت مي‌زند و براي سوژه‌هايي كه فاصله زيادي از او دارند يا حيواناتي كه نمي‌توان به آنها نزديك شد از لنز تله استفاده مي‌كند، يا آنهايي كه عاشق دنياي كوچكي هستند كه هرگز نمي‌شود با چشم عادي ديد و در دنياي حشرات دنبال سوژه‌هايشان مي‌گردند، طرفدار لنز مايكرو هستند. هر كس لنز مخصوص خودش را برمي‌دارد و وارد دنياي خاص خود مي‌شود و عكس‌هايي را مي‌گيرد كه به آن علاقه دارد.

قيمت دلار... قيمت دوربين...
وقتي كه دلار هزار و ۲۰۰ تومان بود مي‌خواستم دوربين بخرم. آن زمان دوربين و لنزي كه مي‌خواستم بخرم يك ميليون و ۲۰۰ هزار تومان بود. وقتي كه رفتم دوربين را بخرم گفتند به خاطر افزايش دلار قيمت جديد يك ميليون و ۴۰۰هزار تومان شده. به خيال اينكه ممكن است قيمت دلار پايين بيايد و برايم زور داشت كه ۲۰۰ هزار تومان پول بيشتر بدهم فقط براي اينكه چند روز ديرتر مي‌خواهم دوربين را بخرم. سرتان را درد نياورم، قيمت پايين نيامد كه هيچ روز‌به‌روز بالاتر رفت و وقتي دو هفته پيش رفتم قيمت همان دوربين با همان لنز را پرسيدم با قيمت فضايي ۲ ميليون و ۷۰۰ هزار تومان روبه‌رو شدم! اين اتفاق تلخ براي كساني كه مي‌خواستند دوربين‌ها و لنزهاي گران‌تري نسبت به من بخرند تلخ‌تر هم بود! لنزهاي چندين ميليون توماني كه حالا تقريباً سه برابر شده‌اند، براي كساني كه مثل من صبر كرده بودند يا دير براي خريد اقدام كردند تبديل به يك حسرت شده‌اند تا همه منتظر كاهش قيمت دلار و اجناس باشيم.

عكاس‌ها دقيق‌تر مي‌بينند
تا حالاچند بار در مسير كار يا دانشگاه يا حتي در سفر به اطرافتان دقيق شده‌ايد و دنبال يك چيز خاص ‌گشته‌ايد؟ لطف بزرگي كه هنر عكاسي در حق آدم مي‌كند اين است كه باعث مي‌شود آدم همه‌چيز را دقيق‌تر ببيند. شكل درختان، شكل خانه‌ها، حتي نوشته‌هاي روي در و ديوار را طوري در چند لحظه شكار مي‌كنند كه باورتان نمي‌شود. عكاسي باعث مي‌شود زشتي و زيبايي‌هاي دنيا را بيشتر ببينيم. باعث مي‌شود مسير كار امروزمان با مسير كار ديروز فرق كند، هر چند از همان راه مي‌رويم. باعث مي‌شود به آويز آينه تاكسي‌اي كه در آن نشسته‌ايم دقيق شويم و تفاوت‌هاي اين تاكسي با تاكسي روز قبل كاملاً به چشممان بيايد. به خنده رهگذرها، به دعواها، حتي به كساني كه بي‌تفاوت به دنياي اطرافشان قدم مي‌زنند زل بزنيم و فكر كنيم اگر الان دوربين همراهم بود و از فلان سوژه عكس مي‌گرفتم چه عكسي مي‌شد.

حسرت عكس‌هاي نگرفته
البته عكاسي كه با چشم‌هايش يك سوژه فوق‌العاده را مي‌بيند و دوربين همراهش نيست، بيشتر از شكارچي بدون تفنگ حسرت مي‌خورد. شكارش را مي‌بيند كه از جلوي چشمش دور مي‌شود و او نمي‌تواند هيچ كاري كند! خيلي وقت‌ها خيلي از بچه‌هاي عكاس در وبلاگ يا شبكه‌هاي اجتماعي به جاي آپلود عكس، از سوژه‌اي مي‌نويسند كه ديده‌اند و دوربين نداشته‌اند تا از آن عكس بگيرند! بعد تلاش به شرح دادن عكسي مي‌كنند كه هرگز انداخته نشده و حسرت نگرفتن آن هميشه با او خواهد ماند. يكي از دوستانم مي‌گفت يك جا جلوي تابلوي «مواظب باشيد رنگي نشويد» چند نفر با لباس سياه و سفيد ايستاده بودند و چقدر حسرت خوردم كه آن لحظه دوربين همراهم نبود. يكي مي‌گفت در پارك يك بچه روباه خوشگل ديدم و مي‌خواستم عكس بگيرم اما دوربين نداشتم و... اينقدر دوستداران عكاسي حسرت اين عكس‌هاي نگرفته را خورده‌اند كه تلاش مي‌كنند تا جايي كه ممكن است دوربينشان را با خودشان ببرند.

قدرت عكس
قشنگ‌ترين عكسي كه تا حالا ديده‌ايد چه بوده؟ چه عكسي بيشترين تأثير را روي شما گذاشته است؟ گاهي يك عكس چنان معنا و مفهوم عميقي به همراه دارد و تأثيري در وجود آدم مي‌گذارد كه يك فيلم، يك كتاب يا يك آهنگ نمي‌تواند بگذارد. هرچند سليقه‌ها با هم فرق مي‌كند اما فقط كافي است آدم با يك عكس ارتباط بگيرد. آنقدر ذهنش درگير مي‌شود و آنقدر به آن عكس فكر مي‌كند كه ديگر بخشي از وجودش مي‌شود و تا مدت زيادي، شايد هم تا لحظه مرگ همراهش بماند. اين احساس لحظه‌اي را هيچ هنر ديگري نمي‌تواند به انسان بدهد و بيشتر شبيه يك شوك لحظه‌اي است و همين باعث تفاوت عكاسي با ساير هنرها شده است.

عكاسان اطراف من يا اطرافيان عكاس من؟!
آنقدر به عكاسي علاقه دارم و عكاس مثلاً غيرحرفه‌اي اطرافم هست كه ديدم ننوشتن درباره عكاسي، عجيب‌ترين اتفاقي است كه تا حالا براي من افتاده! خواستم درباره جوان‌هايي بنويسم كه به جاي تفنگ، دوربين‌برمي‌دارند و به دل طبيعت مي‌زنند و عكس‌هايي مي‌گيرند كه شايد خريدار نداشته باشد ولي احساس خوبي كه از گرفتن اين عكس پيدا مي‌كنند حداقل براي خودشان ارزشمند است. راستي شما چطور؟ شما چقدر به دنياي اطرافتان نگاه مي‌كنيد؟ چقدر دوست داريد نكات جذابي را كه در اطرافتان مي‌بينيد براي هميشه ثبت كنيد؟ دنياي عكاسي به قدري جذاب است كه حتي اگر قرار نباشد هيچگاه از طريق آن درآمدزايي كنيد باز هم دوست داريد پا در آن گذاشته و قدم بزنيد. شما هم اين دنيا را دوست داريد؟ كساني را كه در آن پا گذاشته‌اند را چطور؟ اگر نظر من را مي‌خواهيد همين الان دوربين يا موبايلتان را برداريد و وارد اين دنياي بزرگ و دوست‌داشتني شويد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها