
پس از شهريور ۱۳۲۰ خورشيدي و سقوط رضاشاه، نواب صفوي و يارانش، جمعيت فدائيان اسلام را با هدف احياي احكام اسلامي، بهويژه امر به معروف و نهي از منكر بنا نهادند. شهيد نواب صفوي يك روحاني متعهد و مسئول و داراي تفكر و بينش سياسي متكي بر آموزههاي اسلامي و ترويج اسلام در تمام كشورهاي اسلامي تحت سلطه و بلكه دنيا بود و به همين دليل هرگاه احساس ميكرد شنونده دردمندي آماده شنيدن كلام خدا و آيات قرآن است لحظهاي ترديد به خود راه نميداد و مصر و اردن و ايران و... برايش تفاوتي نداشت و شگفت آن كه اخلاص كمنظير او مس وجود هر مخاطبي را ذوب ميكرد و به طلا مبدل ميساخت، آنگونه كه بعدها بسياري از انقلابيون ايران و كشورهاي اسلامي اذعان كردند كه نخستين جرقه مبارزه با ستمگران را او در ذهن آنان برافروخته است.
بصيرت و هوشياري سياسي وي كه نشأت گرفته از اعتقادات محكم ديني او بود، به وي قدرت تحليل بالايي ميداد، از اين رو فيالمثل به هنگام اعلام آمادگي ايران به پيوستن به پيمان سنتو در بغداد كه از سوي امريكا و انگليس به كشور ما تحميل شده بود و طبق آن قرار بود ايران تبديل به يكي از پايگاههاي نظامي امريكا در منطقه شود، بيانيهاي با اين مضمون را منتشر كرد: «مصلحت مسلمين دنيا، پيوستن و تمايل به هيچ يك از دو بلوك نظامي جهان و پيمانهاي دفاعي نبوده، بايد براي حفظ تعادل نيروهاي دنيا و استقرار صلح و امنيت، يك اتحاديه دفاعي و نظامي مستقلي تشكيل داد.»
يكي از مهمترين اهداف شهيد نواب صفوي، برقراري حكومت اسلامي و اجراي احكام اسلامي بود. طرح او براي برقراري چنين حكومتي به شكل خلاصه و موجز در كتاب راهنماي حقايق آمده كه به قلم خود اوست و در آن به تشريح مسائل گوناگون كشور، بهويژه اوضاع اخلاقي و فرهنگي پرداخته است. اين كتاب كه در واقع مانيفست فدائيان اسلام است، به شكلي مخفيانه در تهران چاپ و توسط پست توزيع شد. نواب صفوي با نوشتن اين كتاب، شمول انديشه خود در اسلام سياسي را نشان داد، در حالي كه اغلب مبارزين سياسي و حتي افراد متدين تصور نميكردند كه ميشود بر مبناي انديشه اسلامي، حكومت تشكيل داد و كشور را اداره كرد و حتي اگر عدهاي به حكومت اسلامي اعتقاد هم داشتند، تحقق آن را در دنياي معاصر غيرممكن ميدانستند، به همين دليل مباحثي چون آنچه كه نواب در كتاب «راهنماي حقايق» مطرح كرد در دهههاي ۲۰ و ۳۰ از نظر بسياري از مبارزان مسلمان، بديع و تازه بودند و در عين حال حساسيت فدائيان اسلام نسبت به همه امور كشور را نشان ميداد. او در اين كتاب، با اعتماد به نفس كامل، داعيه اداره جامعه در ابعاد گوناگون را دارد. مقام معظم رهبري در تبيين انديشه و نگرش سياسي نواب صفوي ميفرمايند: «نواب صفوي اولين كسي است كه صريحاً اساسنامه و قانون اساسي حكومت اسلامي را در كتابي به نام «راهنماي حقايق» نوشت و ايده تشكيل حكومت اسلامي را مطرح ساخت.»
يكي از خصائل برجسته اخلاقي نواب صفوي، جاذبه و تأثير شگفت گفتار و رفتار او بر مخاطب بود. قدرت بيان، صراحت و شجاعت و تواضع و افتادگي وي در برابر مردم و گردنفرازي در برابر ستمگران و صاحبان زر و زور، كمنظير بود. حرف و عمل او با يكديگر قرين بودند و حرفي را نميزد، مگر آنكه خود بدان عمل ميكرد. كافي بود كسي دقايقي به سخنانش گوش فرا بدهد تا سخت تحت تأثير قرار بگيرد، از همين رو رفتار و گفتارش حتي زندانبانان او را نيز متحول ميكرد. احترام به پدر و مادر از ويژگيهاي برجسته شهيد نواب صفوي بود. همسر وي از آخرين ملاقات شهيد با مادر اينگونه ياد ميكند: «آقاي نواب در آخرين ملاقاتمان با ايشان، مانند هميشه با ادب و احترام خاصي از مادرشان احوالپرسي كردند و گفتند: مادر جان! اجازه بدهيد پاهايتان را ببوسم. مادر ايشان بسيار ناراحت بود و به شدت گريه ميكرد و ميگفت: اي كاش ميمردم و اين روز را نميديدم. آقاي نواب ايشان را تسلّي داد و گفت: من دوست دارم شما شجاع باشيد، مثل آن مادري كه در صدر اسلام، چهار پسرش در يكي از غزوات به شهادت رسيدند و آن زن با شجاعت و افتخار نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله رفت و عرض كرد: من مفتخرم كه چهار پسرم در ركاب شما به شهادت رسيدند.»
راز و نيازهاي نواب با خدا نيز حال و هواي خاصي داشت و هنگامي كه به نماز ميايستاد، اشك از چشمانش فرو ميباريد و گويي روحش پرواز ميكرد. كار و تلاش مستمر و خستهكننده، هرگز او را از راز و نياز و نيايش شبانگاهي بازنميداشت. ميگفت: «به خدا سوگند، هر وقت صداي مؤذن به گوشم ميرسد، حس ميكنم دنيا در چشمانم رنگ ميبازد و بيارزش ميشود و ديگر جز قدرت و عظمت خداوند چيزي را حس نميكنم.»