
اگر نبود ايستادگي و مقاومت عقيله بنيهاشم، هرگز بعد از آن همه غم و عزا به ربيعالاول نميرسيديم. حتماً تبريك دارد ماهي كه در آن ميلاد آخرين رسول خدا واقع شده، ليكن همين جشن و سرور نيز از بركت پايداري خانم زينب (س) است؛ شيرزني كه خود به اسارت رفت، اما اجازه نداد آدم و آدميت اسير ستم شود. «ما رايت الا جميلا» يعني «مقاومت هميشه جواب ميدهد». «ان مع العسر يسري» يعني از پس هر عاشورايي، به شرط پايمردي، ربيعي در كار است.
باري يكي از اساتيد گفته بود: «ولو اندازه دو خط هم كه شده، هميشه در آستانه ربيعالاول، هواي اين ماه را داشته باش... و در اين اشاره، تشكر كن از عمه سادات.»
عاشورا با آن همه حزن و ماتم، استعداد اين را داشت كه شيعه را تا ابد عزادار و سيه پوش كند، ولي حق اين است كه زينب نگذاشت. اولاً، از عزاي حسيني، «حماسه حسيني» ساخت. ثانياً، قطار اين حماسه را در ريل زيبايي، سرور، عشق، جاودانگي، فرياد و غرور به حركت درآورد، نه انجماد و سكون و سكوت و خمودگي و غم. واقعاً اگر ايستادگي اين شيرزن نبود، كجا ما به ربيعالاول ميرسيديم؟!
هر بهاري، بدهكار انساني است... و ربيعالاول را جملگي به زينب بدهكاريم. سال ۶۱ هجري قمري، در چنين روزهايي هنوز اسارت اهل حرم حسين (ع) ادامه داشت، ما اما اين سالها چه زود به ربيعالاول ميرسيم! معماي ما را زينب با جوانمردي خود حل كرد... آنجا كه پاي خون حسين ايستاد و براي ثارالله، چنان زيبا «رسول امين برادر» شد كه دستگاه يزيد، ادامه دادن اسارت آلالله را به صرفه نديد. به صرفه نديد و گفت: «تا اين شيرزن، بيش از اين رسوايمان نكرده، بهتر است آزادشان كنيم، بروند!»
در ركاب زينب، هنوز جوانمردي، درس مردانگي ميآموزد، هنوز! باز هم عمه سادات، زودتر از خود، ما را به جشن ربيعالاول رسانده است. زينب است ديگر! سرور و سالار مردانگي! قبله قبيله جوانمردي! فرمانده كاروان دلاوري! شيرزني كه بيشمشير، زنده به گور كرد يزيد و يزيديان را، در حالي كه اسير بود!
معجر زينب، همچنان معجزه عاشوراست... و با چنين خواهري، وداع كرد حسين. كفر است اگر ربيعالاول، ياد اين خواهر و برادر نكنيم. كفر است اگر ربيعالاول، ياد كربلا نكنيم.
من ربيعالاول را دوست دارم... رازي است در اين ماه. به ۲۰ روز نكشيده، «رحمهللعالمين» را دوباره به عالم برميگرداند. سلام رسول خدا، سلام بر محمد (ص)... اما سلام رسول خون خدا، سلام بر زينب (ع).
من ربيعالاول را دوست دارم... چراكه «بهار» است و كربلا، «ضريح جديد» ميخواهد... حالاحالاها عالمي داريم با خون حسين...
من ربيعالاول را دوست دارم... هم بهار عاشوراست، هم ربيعالاربعين...