
به گزارش خبرنگار ما، كاكلي، نماينده دادستان تهران در دفاع از كيفرخواست به هيئت قضايي شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران گفت: صبح روز هفدهم تيرماه سال ۸۹، مأموران پليس از كشف جسد مردي اطراف منطقه تهرانپارس باخبر شدند. بررسيهاي تيم جنايي نشان داد جسد متعلق به كارمند بانكي به نام محمد است كه بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردنش فوت شده است. بعد از شناسايي جسد، مأموران پليس از همسر او كه فرزانه نام داشت، تحقيق كردند. او گفت: شوهرم امروز مثل هميشه از خانه بيرون رفت تا به محل كارش در بانك برود اما از مرگ او با خبر شدم. مأموران سپس به رديابي تماسهاي فرزانه پرداختند و متوجه شدند وي با مرد ۳۷سالهاي به نام بهرام رابطه دارد. بنابراين فرزانه دوباره مورد بازجويي قرار گرفت و گفت چند سال است كه با بهرام رابطه دارم. او به من پيشنهاد داد تا شوهرم را از سر راه برداريم. من اول مخالفت كردم اما سرانجام قبول كردم و با كمك بهرام براي قتل شوهرم دو آدمكش به نامهاي محسن - ۳۶ساله و احمد - ۲۶ساله كه هر دو معتاد هستند، اجير كردم و قرار شد بعد از قتل شوهرم ۱۰۰ ميليون به آنها پرداخت كنيم. آنها هم قبول كردند و شوهرم را به قتل رساندند اما من پولي نداشتم كه به آنها بدهم.
بعد از اقرارهاي فرزانه، بهرام، محسن و احمد بازداشت شدند و در بازجوييها حرفهاي فرزانه را تأييد كردند. نماينده دادستان گفت: براي محسن و احمد به اتهام مباشرت در قتل و براي بهرام و فرزانه به عنوان معاونت در قتل درخواست مجازات دارم. سپس پدر، مادر و دختر مقتول به عنوان اولياي دم در جايگاه حاضر شدند و درخواست قصاص كردند. دختر مقتول گفت: پدر و مادرم با هم اختلاف داشتند اما من نميدانستم كه مادرم با بهرام رابطه دارد.
قاضي عزيزمحمدي سپس احمد را به جايگاه دعوت كرد. او اتهام خودش را قبول كرد و گفت: من نميدانستم كه بهرام و فرزانه با هم رابطه دارند. آنها به من گفته بودند كه مسئلهشان ناموسي است، به خاطر همين من قبول كردم تا محمد را به قتل برسانم. محمد مرد قوي هيكلي بود و من به تنهايي نميتوانستم مرتكب قتل شوم، به خاطر همين موضوع را با محسن در ميان گذاشتم و قرار شد به صورت شراكتي محمد را به قتل برسانيم. متهم ادامه داد: روز حادثه مطابق نقشهاي كه فرزانه طراحي كرده بود، با ماشين منتظر محمد ايستاديم و او را كه در حال رفتن به سر كار بود، به عنوان مسافر سوار كرديم. در بين راه ناگهان به او حمله كرديم و طنابي به دور گردنش انداختيم. يك سر طناب را من گرفتم و يك سر آن را محسن گرفت و آنقدر فشار داديم تا اينكه فوت شد. متهم گفت: حالا از كاري كه كردهام پشيمان هستم. بعد از حادثه، فرزانه و بهرام به وعده خودشان عمل نكردند. او يك بار ۳۸ هزار تومان و يك بار هم ۱۵ هزار تومان به من پول داد.
سپس محسن در جايگاه حاضر شد و اتهام خودش را قبول كرد. او گفت: من قبول دارم كه به احمد كمك كردهام اما وقتي من سر طناب را كشيدم، محمد فوت شده بود.
فرزانه هم اتهام خودش را قبول كرد و گفت من ۱۰ سال بود كه با بهرام رابطه داشتم. البته من شوهرم را دوست نداشتم، چون او هميشه مرا اذيت ميكرد اما مستحق مرگ نبود. متهم ادامه داد: بهرام مرا فريب داد و مجبورم كرد تا دست به قتل شوهرم بزنم. بهرام هم به دادگاه گفت: بعد از اينكه با فرزانه آشنا شدم، به من گفت كه شوهرش او را اذيت ميكند. او دروغ ميگويد كه من او را مجبور كردم، چون خودش به مرگ شوهرش راضي بود.
هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهمان و وكلاي مدافع آنها، وارد شور شدند.