نعمتهاي فراوان را در اختيارشان گذاشت و كرامت و شخصيت به آنان بخشيد كه از تفرقه و جدايي اجتناب كردند و بر وحدت و همدلي همت گماشتند و يكديگر را به وحدت واداشته و به آن سفارش كردند و از كارهايي كه پشت آنها را شكست و قدرت آنها را در هم كوبيد، چون كينهتوزي با يكديگر، پركردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن و دست از ياري هم كشيدن بپرهيزيد و در احوالات مؤمنان گذشته انديشه كنيد كه چگونه در حال امتحان و آزمايش به سر ميبرند... وحدت اجتماعي داشتند، خواستههاي آنان يكي، قلبهاي آنان يكسان و دستهاي آنان مددكار يكديگر، شمشيرها ياري كننده، نگاهها به يك سو دوخته و ارادهها واحد و همسو بود. آيا در آن حال مالك و سرپرست سراسر زمين نبودند؟ و رهبر و پيشواي همه دنيا نشدند؟ پس به پايان كار آنها نيز بنگريد. در آن هنگام كه به تفرقه و پراكندگي روي آوردند و به حزبها و گروهها پيوستند، خداوند لباس كرامت خود را از تنشان بيرون آورد و نعمتهاي فراوان شيريني را از آنها گرفت و داستان آنان در ميان شما عبرتانگيز باقي ماند». (خطبه ۱۹۲ نهجالبلاغه)
ميل آدمي به صورت فطري و طبيعي استمرار در قدرت و علاقهمند به حضور در قلههاي اجتماعي است چرا كه آدمي احساس ميكند ميتواند منشأ اثر و تحولات باشد. اگر مؤمن باشند، مسئوليت را به عنوان موهبت الهي ميدانند و اگر غير از اين باشند، فرداي بهتر خود و ملت خود را در دنيا مدنظر دارند.
امروزه كه مكانيزم استمرار قدرت از شمشيرها به صندوقهاي رأي تبديل شده است، احكام و سنتهاي الهي و شرايط خداوند جهت ماندن يا نماندن در قدرت تغيير نكرده است، اخلاق، عدالت، پرهيز از دنياگرايي، عمران و آباداني دنيا و آخرت مردم چه در حكومتهاي سنتي و چه مردمسالار مدرن جزو مطالبات ثابت الهي است فقط تفاوت در گرفتن و دادن عزت اجتماعي است. در حكومتهاي ديروز فرد قلدري ميآمد و حكومت موجود را با غلبه شمشير برميداشت و شايد جريان جديد هم در ميان آزمايش جديد بود و هم دست الهي براي گرفتن عزت از حاكمان پيشين. اين روش در حال حاضر كه مردم ديگر رعيت حاكميت نيستند، به آنان سپرده شده است. بنابراين، اين مردم هستند كه عزت را ميدهند، عزت را ميگيرند. در تفسير ديني آن ميتوان گفت كه امروز در جامعه اسلامي مردم همان دست اراده الهي هستند كه عزت و شوكت را ميدهند و ميستانند.
در چنين سيستمي آنان كه خود را پايدار در قدرت ميپسندند يا خود را «دولت پايدار» ميخوانند، نميتوانند از سنتهاي گريزناپذير الهي استثنا شوند، شرط پايداري همان است كه از اميرمؤمنان در ابتداي اين وجيزه آورده شد: «نگاهها به يك سو» «ارادههاي واحد» «مددكار يكديگر» و... قطعاً در سنت الهي پشتوانه رأي مردمي نميتواند عاملي براي فخر و واگرايي و تمايز و تفرقه باشد. در جامعه اسلامي كه حاكمان آن بر اصول الهي تأكيد مشترك دارند، نميتوان تفرقه را چاشني سلايق كرد و آن را عاملي براي بر هم زدن دنياي مردم و اخلاق حاكمان دانست.
همانگونه كه مقام معظم رهبري حضور مردم در قيام ۹دي را دست قدرت الهي ميداند، گرايش مردم به سمت فرد يا يك جريان را نيز بايد دست قدرت الهي دانست. بنابراين اراده الهي هم در رأس مينشاند و هم به قعر ميكشاند. شرط حضور در رأس و شرط سقوط در قعر را نيز خداوند متعال مشخص است و شاخصهاي هر يك در پيش چشمان همه است و از آن گذشته تجربه عبرتهاي تاريخي كه اميرالمؤمنين در بدو اين نوشتار از آن ياد ميكند، در مقابل چشم ماست. از ديدگاه الهي تبديل غلبه با شمشير به غلبه با صندوق رأي واجد خروج از حدود مؤمنان حاكم نيست و وحدت جامعه اسلامي به بهانه كرامت اجتماعي برتر، نبايد به هم ريخته شود.
به طور مثال رئيس جمهور يا رئيس مجلس نميتواند براي اثبات درستي مسير خود به رأي مردم مراجعه نمايد. رأي مردم روشي براي رسيدن به قدرت است اما استمرار سالم در قدرت به صفات تعريف شده الهي پيوند ميخورد و حق از آموزههاي الهي بيرون كشيده ميشود. بعيد است كه از ديدگاه الهي پريدن به همديگر و يقهگيري و تحقير همديگر به بهانه مسابقه خدمت به مردم امري پسنديده باشد. بنابراين شرط پايداري، همسويي، همارادگي و تواضع و گذشت است. عزت از ديدگاه الهي پس از خدا و رسول به مؤمنان ميرسد و در هيچ جا آموزههايي نديدهايم كه عزت پس از خدا و رسول به منتخبين ملت برسد. ملت ميتواند اين عزت را بالفعل و پايدار كند و ميتواند آن را فرونشاند كه اميرالمؤمنين به مالك اشتر فرمود: «از خشم مردم بترس كه نمونهاي از خشم خداوند قهار است». بنابراين دوري از اخلاق و برادري و خود فهمي مفرد و واگرايي هم عزت الهي را دور ميكند و هم عزت اجتماعي را ميگيرد و سر جمع آن ناپايداري در قدرت است.
بنابراين صداقت، وفاي به عهد و ثبات در مواضعي كه هنگام پيمان با مردم برجسته ميشود، شراط استمرار است. در جوامع سنتي اگر حاكمان از پيمان بسته شده با مردم عدول ميكردند، شمشيرها به هم ميسائيدند و امروز عدول از پيمان در سر صندوق رأي لغو پيمان ميشود. لذا براي اعتبار بخشيدن به غناي صندوق نميتوان به هر امر خلاف و غيراخلاقي روي آورد كه پايداري در عزت الهي است و قلبهاي مردم به واسطه اراده الهي به اين سو يا آن سو خواهد شد و ارادههاي آلوده نقشي در آن ندارد.