
با شروع قرن بيستم و تقسيم معادلات جهاني بين روسيه و انگلستان، اين دو كشور سعي داشتند در ميدان رقابتهاي جهاني، هر كدام نسبت به رقيب ديگر امتيازات بيشتري به دست آورند. به همين دليل كشمكشهاي اين دو ابر قدرت بر سر دستيابي به منافع، تنشهايي را نيز در منطقه كه هند (گوهر گرانبهاي انگليس) درآن قرار داشت به وجود آورد و به نگرانيهاي دولت انگليس بيشتر دامن زد. قرارداد۱۹۰۷ نيز كه زاييده اين نگرانيها بود دولتين را بر سر ميز مذاكره نشاند، حاصل اين قرارداد تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ بين دولتين بود. دولت انگلستان كه درصدد بود يك نيروي امنيتي تحت نفوذ خود در جنوب ايران ايجاد كند ناامنيهاي موجود در جنوب و عدم امنيت در مسيرهاي تجارتي را بهانه قرار داد تا دولت مركزي ايران را براي اجراي هرچه سريعتر امنيت تحت فشار قرار دهد و به دولت ايران پيشنهاد داد تا با دادن قرضه به اين كشور تأسيس يك نيروي امنيتي ملي را ترتيب دهد و طرحي نيز در همين زمينه در كابينه مستوفيالممالك به مجلس ملي دوم پيشنهاد شد و در سال ۱۹۱۰. م طرح مذكور با عنوان «ژاندارمري ايران» به تصويب رسيد. در اين مقاله سعي خواهيم كرد با بهرهگيري از نظرات و آراي منتشر شده در اين روزنامهها به بررسي كارشكنيهاي دولت انگلستان در تشكيل و اجراي طرح ژاندارمري ملي ايران بپردازيم.
روند تشكيل نيروي امنيتي ملي ايراندولت انگلستان كه در ابتدا مانند روسيه خود را از حاميان طرح اجراي نيروي ملي نشان ميداد، با تصويب طرح از سوي مجلس كارشكنيهاي خود را در روند شكلگيري ژاندارمري دولتي آغازكرد و درصدد برآمد تا طرح ادواردگري سفير انگلستان را به اجرا در آورد. اينطرح اينگونه بود كه نيروي تحت نظارت دولت انگلستان در جنوب ايران تشكيل شود. در حقيقت بهانه انگلستان براي تشكيل نيروي تحت نظارت خود در جنوب ايران، ناامنيها و اغتشاشات منطقه بود.
ادواردگري در ۱۰شوال ۱۳۲۸. ق در اعتراض شديداللحني اعلام كرد كه ۱۰ الي ۱۸ نفر از صاحب منصبان قشون هندي هزار الي هزار و ۲۰۰ نفر را براي اعزام به جنوب آموزش دهند. در گزارشي به تاريخ ۲۰ شوال ۱۳۲۸با عنوان «يادداشت دولت انگلستان به دولت ايران» در روزنامه حبلالمتين، اخطار دولت انگليس به ايران منتشر شده است. طي اخطاري به دولت ايران آمده است كه چنانچه ظرف
مدت سه ماه امنيت در جنوب بر پا نگردد و اغتشاشات جنوب حل و فصل نشود ۱۰ نفر انگليسي وارد خليج فارس ميشوند و قشوني از ايرانيها را براي ايجاد امنيت ترتيب ميدهند و چنانچه لازم به استفاده از نيروهاي بيشتر باشد قشوني از هند نيز وارد جنوب ايران خواهند كرد كه كل مخارج تدارك چنين قشوني بر عهده دولت ايران است و صدي ۱۰ بر گمركات جنوب افزوده ميگردد و مزاياي آن هم از گمركات فارس گرفته خواهد شد. به دنبال ادامه اين ناامنيها در جنوب و حمله به مأموران نظامي انگليس، مارلينگ نايبالسلطنه هند نيز به گري پيشنهاد كرد كه با پياده كردن نيروهاي هندي در جنوب ايران برقراري امنيت را خود بر عهده گيرد: «... پيشنهاد من اين است كه به من اجازه و اختيار داده شود كه به دولت ايران اظهار كنم كه اگر دولت ايران نتواند اعاده و استقرار امنيت را در ظرف شش هفته بنمايد دولت اعليحضرت انگليس مجبوراً مسئله به عهده گرفتن تأمين و اعاده نظم راه را در تحت ملاحظه خود در خواهد آورد.»
عقبنشيني دولت دربرابر پيشنهاد وام!دولت ايران كه تا پيش از اين به دليل شرايط تحميلي انگلستان در گرفتن وام جهت اجراي طرح ژاندارمري دولتي در مقابل پذيرفتن شرايط آن مقاومت مينمود به ناچار در برابر فشارهاي وارده از سوي دولت انگلستان، وام ۴۰۰ هزار ليرهاي را كه دولتين براي ايران در نظر گرفته بودند، پذيرفت: «در جواب خواهي كه از طرف دولت عليه ايران به تاريخ ۲۹ ذيالقعده سنه ۱۳۲۷. ق به سفارتين شده بود دولتين انگليس و روس حاضرند كه مبلغ دو ميليون فرانك (چهار صد هزار ليره) مساعده به ايران قرض بدهند.»
شرايطي كه دولتين براي دادن وام به ايران در برابر آن قرار داده بودند دشوار بود و شامل نحوه استفاده از وام و نيز نحوه به كارگيري مستشاران خارجي و مليت مستشاران ميشد: «پروگرام مزبور نيز قبول نخواهد شد در صورتي كه در آن قيد نشده باشد كه يك عده نظامي مسلح كافي براي حفظ امنيت طرق تجارتي برقرار خواهد شد، دولت ايران متعهد ميشود به زودي كه ممكن است معلمان خارجي استخدام كند ولي براي هيچ نظامي معلم خارجي استخدام نخواهد كرد مگر اينكه دولتين روس و انگليس تصويب نموده باشند...»
حبلالمتين با تحليل شرايطي كه دولتين در برابر ايران قرار داده بودند، خود اين سؤال را مطرح ميكند كه: «حالا بايد دانست كه خيال همسايگان در حق ايران چيست؟» و خود نيز با در نظر گرفتن موقعيت متزلزل دولت ايران در برابر شرايطي كه دولتين براي اين كشور به وجود آوردهاند چنين پاسخ ميگويد: «با اينكه بالاتفاق وقتي كه ايران مصمم جلب مستشارخارجي شد تمجيد كرده ايران را تشويق كردند ولي چون پاي عمليات در ميان آمد شروع به انداختن عايق جلو ايرانيان شد اگر اين خبر را تصديق كنيم (در ميان قعر دريا تخته بندم كردهاي- باز ميگويي كه دامنتر مكن هوشيار باش) از يك طرف دولتين همسايه از عدم انتظام ايران شاكي و به آن بهانه قشون مسلح خود را در وطن عزيزمان داخل كرده ميگويند هر وقت امنيت قائم شود خارج خواهيم شد ولي همين كه ايرانيان در صدد امنيت ميشوند هزارگونه عايق در جلوشان ميگذارند گويا دولتين همسايه به ما ميفهمانند كه امنيت و اصلاح در ايران لازم است مشروط بر اينكه دست ما بشود و...»
ژاندارم سوئدي در ايرانبعد از دادن وام به ايران همچنان مشكلات بر سر مليت مستشاران ادامه داشت و رايزني با ايتاليا براي جلب مستشار آغاز شد اما با مخالفت دولتين مبني بر اينكه افسران ژاندارمري از دول بزرگ نباشند دولت ايتاليا نيز درخواست ايران را رد نمود. اين موضوع درحبل المتين در يك پيام تلگرافي كه در ۳۰ دسامبر /۲۷ ذي الحجه كه تايمز درج كرده، اينگونه انعكاس يافته است:«...دولت ايتاليا به ملاحظه اعتراض دولتين روس و انگلستان كه افسران ژاندارمري از دول بزرگ گرفته نشوند انكار كرده است در قرض دادن افسر به ايران و چنان معلوم ميشود كه اينگونه افسرها از جمهوري سوئد طلب شود.» ايران بعد از اعلام مخالفت ايتاليا، از دولتهاي فرانسه، آلمان، سوئيس نيز درخواست مستشار كرد.
سرانجام با اعلام موافقت دولتين براي استخدام ژاندارم از سوئد، دولت سوئد نيز درخواست ايران را پذيرفت و رايزنيها براي استخدام از اين كشور آغاز شد. اين خبر طي تلگرافي كه ۲۲محرم /۴جنوري در شماره ۲۸ حبلالمتين به چاپ رسيده، از سوي وزير خارجه ايران مورد تأييد قرار گرفته است كه دولت سوئد، در اختيار قرار دادن افسر به دولت ايران را براي انتظام ژاندارمري، پذيرفته است و در اين تلگراف خاطرنشان شده است كه تاكنون ۲۸۰۰ قشون براي فارس اعزام شده است.
سوئد سرانجام يك دسته صاحب منصب را به رياست يالمارسن به ايران فرستاد. يالمارسن در ۱۵ اوت ۱۹۱۱. م (۱۹ شعبان ۱۳۲۹) وارد تهران شد و رياست قراسوران ايران را بر عهده گرفت. ژاندارمري دولتي ايران، زير نظر وزارت داخله ايجاد گرديد و با انتقال بيش از هزار ژاندارم خزانه، از جمله ۳۵ افسر به ژاندارمري دولتي، سرهنگ يالمارسن توانست نيروي مورد نظر خود را گردآورده و كار خود را آغاز كند. وظيفه ابتدايي كه براي ژاندارمري در نظر گرفته شده بود حفظ امنيت راههاي ايران بود، ژاندارمري در طول سه سال توانست پيشرفت قابل ملاحظهاي در گسترش پايگاههاي خود در كشور داشته باشد و تا سال ۱۹۱۴. م هفت گردان و دو اداره مركزي در تهران و مابقي در شيراز، كرمان، قزوين، اصفهان و بروجرد ايجاد شد.
تا اين زمان بودجه ژاندارمري از وامهايي كه روسيه و انگلستان به ايران ميدادند تأمين ميشد. تجار پايتخت و شهرستانها نيز به دليل اهميت نيروي ژاندارمري در برقراري امنيت در مسيرهاي تجارتي، در صورت نبود بودجه كافي براي پرداخت حقوق ژاندارمها، به آنها كمك مالي ميكردند.
چالشهاي ژاندارمري فارساولين يگانهاي ژاندارمري كه شامل دو گروهان سوار و يك گروهان پياده بودند براي تقويت نگهبانان قنسولگريهاي جنوب به بوشهر اعزام شدند و پس از آن نيروهاي ژاندارمري با حمايت مالي انگلستان شكل گرفت و يك گروهان ۱۰۰ نفري پياده نظام از ژاندارمهاي خزانه به شيراز اعزام شدند و هسته اصلي ژاندارمري فارس را تشكيل دادند.
اكنون اولين يگانهاي ژاندارمري ايران شكل گرفته بودند و تلاشهاي لازم براي ايجاد امنيت در راهها صورت ميگرفت اما هنوز عواملي در منطقه وجود داشتند كه برقراري امنيت را با مشكل مواجه ميساخت:
۱- حضور نيروهاي انگليسي و دخالت در امور منطقه: با وجود ايجاد تشكيلات ژاندارمري، انگلستان در خارج كردن نيروهاي خود و سپردن وظايف امنيتي به ژاندارمري عجلهاي نشان نميداد و اين امر نارضايتيهاي مردمي را در منطقه دامن ميزد. حضور اين نيروها و دخالت در امور مربوط به امنيت، دو دستگيهايي را در ژاندارمري فارس ايجاد كرده بود، نيروهاي اعزامي از هند كه هنوز در ايران حضور داشتند به خصوص سواران هندي و آمد و رفت حضور آنها در شهرها مشكلاتي را براي مردم ايجاد ميكرد و نارضايتي آنها را افزون ميساخت و اذهان مردمي را نسبت به آنها بدبينتر كرده و هيجانات مردمي را نيز به دنبال داشت كه نتيجه اين هيجانات مردمي چيزي جز حملات گاه و بيگاه به نيروهاي انگليسي در منطقه نبود. از اين جمله ميتوان به حمله قشقاييها و محافظين راهها به مستر اسمارت كنسول انگليس در شيراز در مسير كازرون به شيراز اشاره كرد.
۲- وجود افراد و خاندانهاي وابسته به انگلستان: كه منافع خود را با منافع اين كشور همراه ميديدند بر شرايط نابسامان موجود دامن ميزد. از جمله اين خاندانها، خاندان قوام در فارس بود. در حبلالمتين بارها در مورد نقش منفي اين نوع افراد وابسته در بقاي امنيت فارس اشاره شده و گاهاً با اشاره صريح به نقش خاندان قوام ايجاد امنيت و آسايش در فارس را منوط به كوتاه كردن دست اين افراد از فارس ميداند: «امنيت فارس منافي سياسي خارجيانيست كه بدواً ذكر نموديم در اين صورت بقاي امنيت در فارس و قطع نفوذ خارجه در آن مملكت موقوف است به جلب خاندان قوام از فارس. ورنه با بودن آنها در فارس كه دست قوي خارجه شناخته شدهاند محال است امنيت در فارس برقرار آيد، ولو اينكه ميرزا تقي خان امير اتابك را از قبر بيرون آورده با ۲۰ فوج سرباز به ايالت فارس فرستند.
اولياي دولت اگر در حقيقت مايل به امنيت فارس هستند بايد صرفنظر از قيام قوام الملك و خاندان او در شيراز بنمايد، ورنه تاريخ دنيا حقيقت احوال را مستور نخواهد داشت.»
نيروهاي خارجي، برهمزننده امنيتتلاش نيروهاي ژاندارمري فارس در برقراري امنيت تحت الشعاع شرايط موجود قرار گرفته بود و در گزارشهاي منتشره در روزنامهها اين وضعيت منعكس شده است. روزنامه حبلالمتين با ذكر خبري از سوي گزارشگر روزنامه پانير درمورد بازگشت ناآراميها، اينگونه گزارش ميدهد: «راه مانند اول كسب ناامني نموده، شش هفته ميگذرد كه يك كاروان بزرگي را دزدان زدند و ذخيره سواران هندي و بسياري از پاكات يك اداره تجارت انگليسي هم بغارت رفته است- و كرايه قاطر از اصفهان تا شيراز تخميناً معادل ۶۰ روپيه شد و سابق براين ۱۵ روپيه بيش نبوده.»
علاوه بر اين، حمله به اتباع انگليس همچنان ادامه داشت نظير حمله و قتل كاپيتان آكفورد كه به دست عدهاي از اشرار صورت گرفت اين اتفاقات فشار دولت انگليس را بر ايران افزايش ميداد بنابراين يالمارسن رئيس كل اداره ژاندارمري كشور با تعدادي نيروي ژاندارم براي استقرار كامل امنيت وارد ايالت فارس شد و در راه ورود به شيراز از آباده تعدادي ژاندارم را براي تأمين امنيت در راهها گماشت.
ورود يالمارسن به شيراز مصادف با بيرون رفتن قشون هندي از ايران شد، كه خروج اين نيروها شادي و رضايتمندي بسيار مردم ايران را به دنبال داشت. روزنامه حبلالمتين نيز كه منعكس كننده نارضايتيهاي مردمي از حضور اين نيروها در جنوب بود در شمارههاي متعددي گزارشاتي مبني بر خبر خروج سربازان هندي را منتشر كرده و در پي خروج اين نيروها از جنوب ايران مويدالاسلام در روزنامه حبلالمتين در تيتري با عنوان «تشكر ملت ايرانيه از عود قشون هندي» اظهار رضايتمندي خود را اعلام ميكرد. با خروج سپاهيان هندي، دولت انگلستان حفظ و امنيت فارس و حفاظت از كنسولگري خود را به ژندارمري محول كرد و در مورد تعهدات مالي، خصوصاً براي تشكيل ژاندارمري به ايران اعتماد آن را جلب نمود و ژاندارمري نيز در مورد مجازات متهمان حمله به اسمارت و قتل كاپيتان آكفورد به انگلستان اطمينان داد.
والي جديد فارس مخبرالسلطنه هدايت نيز كه به مناسبت خوشامدگويي به يالمارسن مهماني ترتيب داده بود در حضور يالمارسن و سفير فرانسه لوكنت و يك آلماني به نام كاپيتان كلاين از داگلاس رئيس سپاهيان هندي به خاطر «منع احساسات ناگوار كه لازمه حضور دسته نظامي مسلح است» سپاسگزاري كرد. با سازمان يافتن ژاندارمري فارس و فرستادن نيروها و تجهيزات لازم براي ژاندارمري و تحت تعليم قرار گرفتن نيروها و امنيت راههاي تجارتي بوشهر به كرمان با سركوب راهزنان تأمين شد و متعاقب آن تجارت بين شهرها نيز افزايش يافته و ميزان كرايهها كه پيش از اين به ميزان قابل توجهي بالا رفته بود صدي بيست كاهش يافت.
كنسول انگليس در اصفهان در مسافرت خود از بوشهر به اصفهان طي نامهاي كه در ۲۵ دسامبر ۱۹۱۴/ ۷ صفر ۱۳۳۲ به سفير انگليس نوشته به امنيت راهها كه نتيجه تلاشهاي ژاندارمري است اشاره كرد. همچنين در گزارش اداري كه در سال ۱۹۱۴ توسط كلنل اس. جي. ناكس نوشته شده نسبت به امنيت راهها اينگونه اشاره شده است: «... در خلال شش ماه آخر سال، ايالت چنان آرام بوده كه در پنج سال اخير سابقه نداشته است. در طول جاده شيراز- بوشهر {عوارض} راهداري لغو شده و كاروانها و مسافران عملاً بدون كوچكترين مزاحمتي رفت و آمد كردهاند و اين نيز حاصل مساعي ژاندارمري است كه فعلاً وضع را به چنين سطح رضايتبخشي رسانده است.»
اقدامات ژاندارمري در بازگرداندن امنيت به منطقه توجه نمايندگان انگلستان ساكن در منطقه جنوب را جلب كرد. در خبري كه در روزنامه چهرهنما از روزنامه تايمز منعكس شده نسبت به برقراري مجدد امنيت در همين ايام در كازرون و راه تجارتي بوشهر اظهار رضايت شده است. فرمانفرماي هند نيز طي نطقي كه در مجلس شوراي هند نسبت به اوضاع جنوب ايران ايراد كرد تشكر خود را از افراد ژاندارمري به دليل سركوبي اشرار و ايجاد امنيت در كازرون ابراز نمود و اظهار داشت: «ژاندارمري موفقيت بسياري به دست آورده است، اگر ژاندارمري موفق نشده بود چارهاي جز اعزام نيروي انگليس به ايران نبود.»
نتيجهطرح تشكيل ژاندارمري ايران، براي انگلستان تا زماني جالب به نظر ميرسيد كه دست اندازي به منافع انگلستان در ايران به خصوص در جنوب ايران مطرح نباشد اما هنگامي كه انگليس پي برد كه با دادن قرضه به دولت ايران براي تشكيل اين نهاد و قرار دادن شرطهاي دست و پا گير براي ايجاد ژاندارمري و در مراحل بعدي كارشكني افراد وابسته به اين دولت در امور مربوط به ژاندارمري، نميتواند جلوي عملكرد مستقل آن را بگيرد و افسران سوئدي نيز چندان رويكرد مثبتي به اين دولت ندارند سياست خود را به ناچار تغيير داد و موضع شديد تري اتخاذ كرد. با اين وجود افسران ژاندارمري اثبات كردند كه با عدم پرداخت حقوق افسران و تحت فشار قرار گرفتن از سوي دولت انگلستان همچنان در برابر خواستههاي اين دولت مبني بر انقياد بدون قيد و شرط مقاومت ميكنند و اين نهاد تا زماني كه درگير اغتشاشات و جنگهاي داخلي نشده بود همواره در ميان مردم محبوبيت خود را حفظ نمود. احساس خطر انگلستان در قدرت گرفتن يك نيروي امنيتي ملي، اين دولت را به تكاپو واداشت تا به دنبال راهي براي ضربه زدن به آن و حتي فراتر از آن سركوب ژاندارمري باشد و سرانجام با تقويت مالي و تسليحاتي عوامل داخلي خود توانست نهاد ژاندارمري را كه در نتيجه نرسيدن حقوق و امكانات جنگي ضعيف شده بود شكست دهد و پليس جنوب را براي پيشبرد اهداف خود در منطقه جنوب ايران ايجاد نمايد