کد خبر: 503784
تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۱
مروري بر تاريخچه و ادوار مبارزات سياسي آيت‌الله العظمي سيدشهاب‌الدين مرعشي‌نجفي
علي رفيعي علا مرودشتي
انديشه سياسي، مجاهدات حق‌طلبانه و مبارزات آزادي‌خواهانه حضرت آيت‌الله‌العظمي مرعشي نجفي(قدس الله سره) را نمي‌توان جداي از بستر حوادث تاريخي و محيط زندگي وي بررسي كرد، از اين‌رو درنگي كوتاه در زمان تولد، زادگاه، محيط تربيتي، اجتماعي و جغرافيايي محل زيست معظم‌له به ما در شناخت چگونگي شكل‌گيري‌گيري شخصيت و انديشه سياسي ايشان كمك مي‌كند.

زمينه‌هاي شكل‌گيري شخصيت سياسي
آيت‌الله مرعشي درست در كوران حوادث سياسي جهان اسلام و اندكي پس از مبارزات سياسي آيت‌الله‌العظمي حاج ميرزا محمدحسن شيرازي، معروف به مجدد شيرازي يا ميرزاي بزرگ (م ۱۳۱۲ق) عليه استبداد ناصري ديده به جهان گشود و ۹ ساله بود كه نهضت مشروطه‌خواهي در ايران كه سال‌ها پيش آغاز شده بود، در ۱۳۲۴ق به پيروزي رسيد. گرچه او در آن دوره نوجواني بيش نبود، اما از نزديك با محافل علمي و روحاني نجف اشرف ارتباط داشت و مي‌ديد و مي‌شنيد كه آيت‌الله‌العظمي آخوند خراساني (م ۱۳۲۹ق) فرمان عزل و خلع محمدعلي‌شاه را صادر مي‌كند. هنوز ۱۸ سال از عمر وي نگذشته بود كه جنگ جهاني اول در ۱۳۳۳ق/ ۱۹۱۴م آغاز شد و بسياري از كشورهاي اسلامي، از جمله عراق و زادگاه وي، نجف اشرف، ميدان تاخت و تاز استعمار پير و حيله‌گر انگليس و ديگر دولت‌هاي استعماري قرار گرفت. آيت‌الله مرعشي با اينكه هنوز جواني بيش نبود، همراه پدر بزرگوارش در جهاد علما و فقها و ملت عراق عليه دولت اشغالگر انگليس در نجف اشرف شركت كرد و به صفوف مجاهدان پيوست و براي آينده خويش و جهان اسلام توشه برداشت.

ورود به ايران
آيت‌الله مرعشي حدود سه سال پس از كودتاي ۱۳۳۹ق/ ۱۲۹۹ش/ ۱۹۲۰م رضاخان ميرپنج، يعني در محرم ۱۳۴۲/ شهريور ۱۳۰۲، پس از مهاجرت از نجف اشرف وارد ايران شد. ايشان كه از مبارزات سياسي علماي عراق عليه انگلستان تجربيات خوبي كسب كرده بود، در تهران با مرحوم مدرس، يار ديرين پدرش مرحوم آيت‌الله سيد‌شمس‌الدين محمود، روحاني مبارزي كه يك‌تنه در مقابل قلدري‌هاي رضاخان قد علم كرده بود، ارتباط برقرار كرد و چندين جلسه نزد وي رفت و به گفته معظم‌له از ايشان استفاده‌هاي بسيار برد و به مسائل سياسي ايران واقف گشت و نكته‌هايي بس مهم و ارجمند را از او فراگرفت و با منش استبدادي، قلدرمآبانه و دين‌ستيزانه رضاخان كه دو سال بعد در ۲۹ جمادي‌الآخر ۱۳۴۴/ ۲۴ آذر ۱۳۰۴ با دسيسه‌هاي بسيار به سلطنت رسيد، آشنا شد. معظم‌له در چند اجازه روايتي كه به شاگردان خويش و علماي شيعه داده از فساد رضاخان سخن گفته است. از جمله در اجازه‌اي كه به شيخ احمد شاهرودي داده از دولت رضاخان به عنوان دولت زيانكاري كه دنيا را بر آخرت برگزيده و شريعت حضرت محمد(ص) را تغيير داده و نواميس شرع مقدس را مورد هتك و اهانت قرار داده و سنن و احكام الهي را تغيير و مساجد و معابد را تخريب و قرآن را به آتش كشيده و نجباي امت اسلامي را كشته، ياد كرده است.

مبارزه منفي با حكومت رضاخان

آن بزرگ تلاش‌هاي پيگيري انجام داد تا حوزه علميه قم و جامعه روحانيت شيعه را از دشمني‌هاي مداوم مزدوران رضاخان كه سعي در از ميان بردن آن داشتند، نجات دهد. وي به نوعي مبارزه منفي عليه رژيم رضاخاني دست زد و در پي آن بود كه به هر طريقي كه شده، هم خود و هم ديگر طلاب حوزه، لباس روحاني خويش را در مقابل فشار رژيم پهلوي كه كوشش مي‌كردند قانون لباس متحدالشكل را در ايران جا بيندازند، حفظ كنند، از اين‌رو هيچ‌گاه اين لباس مقدس را از خود دور نساخت و نگذاشت ديگران هم اين لباس را از خويش دور كنند.
اين شيوه مبارزاتي در دوران پهلوي دوم نيز امتداد يافت و معظم‌له در ادوار و صحنه‌هاي گوناگون به مدد مبارزان شتافت. از جمله بين آن بزرگوار و فدائيان اسلام ارتباطي بس صميمي وجود داشت. چند نامه در ميان اسناد زندگي ايشان وجود دارد كه يكي از آنها به خط شهيد سيدمجتبي نواب صفوي رهبر و ديگري از شهيد سيدعبدالحسين واحدي مرد دوم فدائيان اسلام است كه در دي ماه سال ۱۳۳۴ توسط رژيم شاه به درجه شهادت نائل گشتند. در اين نامه‌ها نوعي صميميت وجود دارد كه نشان مي‌دهد ارتباط بسيار خوب و نزديكي بين آنان وجود داشته و نواب صفوي از حمايت‌هاي معظم‌ له برخوردار بوده است.

نهضت ۱۵ خرداد ۱۳۴۲

اواخر دوران زعامت روحي و معنوي آيت‌الله‌العظمي بروجردي، دوران پراضطراب سياسي و اجتماعي كشور ايران بود. گرچه با وجود سيطره روحي و معنوي آيت‌الله بروجردي به صورت ظاهر مسئله‌اي نبود، ولي در درون جامعه پرتلاطم ايران، مسائل و حوادثي مي‌گذشت كه آينده آن قابل پيش‌بيني بود كه چه پيامدهايي در برخواهد داشت.
جنايات رژيم دست‌نشانده امريكا و خيانت‌هاي آنان نسبت به مقدسات اسلام در زمان نخست‌وزيري اسدالله علم، مهره مزدور و غلام خانه‌زاد و جان‌نثار و سرسپرده امريكا به اوج خود رسيد. او در اندك مدتي تمامي مظاهر آزادي‌هاي نسبي را نيز از ميان برد. فعاليت گروه‌ها را تعطيل و رهبران احزاب و گروه‌ها را تبعيد كرد يا به زندان افكند و فعاليت سازمان اطلاعات و امنيت را گسترش داد و كوشش فراواني كرد تا از نفوذ روحانيت و مراجع شيعه بكاهد و مسلمانان متعهد و مؤمن را از نيروهاي مقننه، قضائي و مجريه اخراج يا حداقل آنها را محدود سازد.
اين نوكر سرسپرده بيسواد امريكا، انتخابات انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي را به حذف شرط اسلام و تحليف به قرآن و منع شركت زنان به تصويب هيئت وزيران رساند و با اين تصويبنامه قصد داشت، وانمود كند به اصطلاح طرفدار آزادسازي فضاي سياسي كشور است و به اين ترتيب غائله انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي را كه ضدقانون اساسي و اسلام بود، به راه انداخت. علما و مراجع حوزه علميه قم و ديگر شهرستان‌ها بلافاصله واكنش نشان دادند و از نفوذ گسترده خويش در جهت لغو اين تصويبنامه استفاده كردند.

آغاز مبارزه
آيت‌الله مرعشي نيز همگام با ديگر علما، مراجع و جامعه اسلامي ايران نخست تلگرافي به شاه زد و از او خواست اين تصويبنامه را لغو كند، اما وقتي جوابي از طرف شاه داده نشد، چندين تلگراف به اسدالله علم، نخست‌وزير وقت زد و آنقدر با ديگر علما پا فشرد تا نخست‌وزير و هيئت دولت را مجبور ساختند تا غيرقابل اجرا بودن اين تصويبنامه را اعلام كردند. شاه و نوكر وي در اينجا به خوبي از نفوذ روحانيت و مراجع تقليد در جامعه ايران آگاه شدند، از اين‌رو براي حذف اين نفوذ قدرت شروع به برنامه‌ريزي كردند و از امريكا تقاضاي پشتيباني بيشتر در برنامه‌هاي به اصطلاح اصلاحي خود كردند و به امريكاييان اطمينان دادند كه در صورت پشتيباني، حاضرند بي‌چون و چرا از امريكا پيروي كنند. پس از اطمينان از پشتيباني امريكا، حادثه ۱۹ دي ۱۳۴۱ به نام انقلاب شاه و مردم يا رفراندوم براي اصلاحات مطرح شد. اين مطلب باعث شد تا بحران جديدي در ايران به وجود آيد و نهضت ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ شكل بگيرد.
اين حادثه وقتي اوج گرفت كه امام‌خميني اعلاميه‌هاي شديداللحن و سخنراني‌هاي شورانگيز خود را در مدرسه فيضيه قم آغاز كرد و به‌شدت به دخالت بي‌وقفه امريكا در اوضاع ايران و سرسپردگي رژيم دست‌نشانده ايران و حتي اطاعت بي‌چون و چراي شاه از سياست‌هاي استعماري امريكا و بهره بردن صهيونيست‌هاي جنايتكار از امكانات كشور اسلامي ايران در جهت منافع خويش اعتراض كرد. مأموران شاه شبانه به منزل ايشان ريختند و او را به تهران بردند. در پي دستگيري امام‌خميني، مردم شهرهاي قم، تهران و برخي از شهرهاي ديگر ايران به كوچه و خيابان ريختند و اين حركت رژيم شاه را به‌شدت محكوم كردند. مأموران مسلح مردم را به گلوله بستند و شمار بسياري را به خاك و خون كشيدند. علما و مراجع فوراً دست به كار شدند و با صدور اعلاميه‌ها، اطلاعيه‌ها، تلگراف‌هاي متعدد و سخنراني‌هاي آتشين خواستار آزادي امام‌خميني شدند.

سفر به تهران براي آزادي امام(ره)

در همين راستا مرحوم آيت‌الله مرعشي نجفي اعلاميه شديداللحني صادر و استخلاص سريع حضرت امام‌خميني(ره) را خواستار شدند. ايشان به همراه ساير مراجع و علماي تراز اول به تهران سفر كردند و مدت چهار ماه به منظور استخلاص امام‌خميني(ره) از زندان رژيم پهلوي اقامت كردند و در شهريور ۱۳۴۲ به مشهد مقدس عزيمت كرد و در بيت مرحوم آيت‌الله‌العظمي ميلاني ـ‌كه ايشان هم به تهران آمده بودندـ وارد شدند. در اين سفر مردم خراسان، به‌ويژه شهر مقدس مشهد، در فرودگاه مشهد از ايشان استقبال بي‌نظيري به عمل آوردند كه موجب ترس و وحشت بيشتر رژيم پهلوي شد. ايشان بلافاصله پس از ورود به مشهد به حرم مطهر مشرف شدند و آنگاه به اقامتگاه خويش رفتند. طي چند روز اقامت در مشهد مقدس، روزانه هزاران نفر به ديدار ايشان شتافتند و علماي تراز اول مشهد نيز طي اعلاميه‌هايي از ايشان تجليل كردند. شعرا و مداحان نيز قصايدي در مدح و تجليل از شخصيت معظم‌له سرودند. پس از دومين دستگيري امام‌خميني(ره) فرزند ارجمند ايشان شهيدآيت‌الله حاج سيد‌مصطفي خميني براي انجام مذاكراتي به منزل آيت‌الله مرعشي آمده بود كه عوامل رژيم به محض اطلاع از اين ماجرا، از پشت‌بام به بيت آيت‌الله مرعشي هجوم بردند و فرزند امام را دستگير كردند. هنگامي كه معظم‌له به دستگيري ميهمان خويش اعتراض نمود و مانع از بردن ايشان شد، مزدوران رژيم با مشت به سينه ايشان زدند و شهيد حاج‌آقا مصطفي را با خود بردند كه از همانجا به تركيه تبعيد شد.

تداوم ارتباط صميمانه با امام (ره)

آيت‌الله مرعشي كه از ديرباز با امام‌خميني(ره) دوستي و صميميت فراوان داشت با صدور بيانيه‌ها، اعلاميه‌ها و تلگراف‌ها از مقام و منزلت علمي امام‌خميني(ره) دفاع كرد و خواستار آزادي وي و رفع اهانت از معظم‌له شد. رابطه صميمي بين ايشان و امام‌خميني(ره) از نامه‌هاي بسياري كه بين آنان رد و بدل شده و اكنون موجود است، به خوبي آشكار است. از جمله نامه‌اي است كه امام(ره) پيش از وقايع ۱۵ خرداد به آيت‌الله مرعشي نوشته و ايشان را به صرف شام در منزل خود دعوت كرده است و نيز نامه‌اي از فرزند ارشد امام‌خميني(ره)، آيت‌الله شهيد حاج‌آقا مصطفي خميني باقي مانده است كه ايشان در نامه خود به آيت‌الله مرعشي از اين همه صميميت و دلبستگي دو مرجع (آيت‌الله مرعشي و امام‌خميني(ره)) تعجب مي‌كند و در پايان متذكر مي‌شود: «اميدوارم كه خداوند مقداري از حسن نيت سركار را به ديگران هم عنايت فرمايد.»
ايشان كه نسبت به سرنوشت امام (ره) از ناحيه رژيم فاسد و جنايتكار پهلوي سخت احساس خطر مي‌كرد، در جواب جمعي از طلاب حوزه علميه ـ‌كه آنها نيز به نوبه خود از دسيسه‌هاي رژيم پهلوي نسبت به جان امام(ره) بيمناك بودندـ راجع به مقام و منزلت علمي امام‌خميني(ره) سرسختانه اظهار مي‌دارد: «چنانچه كراراً اينجانب عقيده خود را اظهار كرده‌ام باز هم به موجب اين سؤال عرض مي‌كنم كه حضرت آيت‌الله خميني «دامت بركاته» يكي از مراجع تقليد عالم تشيع و از اساطين روحانيت اسلام و مفاخر عالم تشيع هستند. اميد است خداوند متعال موجبات رفع نگراني‌هاي مسلمين و انجام منويات مقدسه روحانيت اسلام را فراهم فرمايد.» اين بيانيه را ايشان در ۱۱ صفر ۱۳۸۳/ ۱۳۴۲ش پس از دستگيري امام (ره) و خطر اينكه رژيم دست‌نشانده پهلوي امام‌خميني(ره) را به عنوان اينكه مرجع نيست و بايد محاكمه شود، صادر كردند.
ايشان در نامه‌ها و تلگراف‌هاي متعدد براي دفاع از امام‌خميني(ره) و مقامات روحاني ديگر، به مراجع عاليقدري مانند آيت‌الله حكيم، آيت‌الله‌العظمي شاهرودي، آيت‌الله‌العظمي خوئي، آيت‌الله‌العظمي ميلاني و ديگر علما و فقها از آنها مي‌خواهد كه در اين باره اقدام كنند پس از آزادي امام‌خميني (ره) و تبعيد وي به تركيه، ايشان به امام تلگراف مي‌زند و اظهار همدردي كرده و امام (ره) از ايشان تشكر مي‌كند.

حساسيت برمسائل جهان اسلام

آيت‌الله مرعشي نه‌تنها در صحنه ايران از حدود اسلام و عزت مسلمين حراست مي‌نمود كه در مقاطعي بس حساس از ديگر ملل مسلمان نيز كه مورد تعدي و ظلم قرار گرفته بودند، شديداً جانبداري كرد. به عنوان نمونه اعلاميه‌هاي گوناگوني كه در حمايت از مردمان مظلوم فلسطين و محكوميت اسرائيل جنايتكار و تقاضاي كمك از تمامي مسلمانان جهان براي دفاع از ملت مظلوم فلسطين صادر فرمود، گواه اين مدعاست.
آن بزرگوار در مقطعي كه رژيم بعثي عراق ايرانيان مسلمان را با شيوه‌اي رقت‌انگيز از عراق اخراج كرد، شديداً به اين رفتار ناپسند و جنايتكارانه دولت عراق خروش آورد و از توهين و بي‌حرمتي به اعتاب مقدسه اظهار تأسف كرد.
ايشان در سال ۱۳۵۲ش، فتوايي عليه معامله اجناسي كه سود آن در طريق تبليغ حزب خبيث بهائيت استفاده مي‌شد، صادر كرد و آن كالاها را حرام خواند؛ حزبي كه به مدد رژيم شاه بر بيشتر منابع اقتصادي، سياسي و اجتماعي كشور تسلط يافته بود.

حضور در صحنه در آستانه اوج‌گيري انقلاب

در مورخه ۲۲ خرداد ۱۳۵۴ نيز در نامه‌اي به مرحوم آيت‌الله آشتياني، حمله سبعانه و خشن عوامل ساواك به مدرسه فيضيه و بازداشت جمعي از طلاب و ضرب و شتم آنان را يادآور شد و محكوم كرد و از مرحوم آشتياني خواست تا در جهت آزادي دستگيرشدگان بي‌گناه، عاجلاً اقدام كند. پس از شهادت فرزند گرامي امام مرحوم آيت‌الله حاج‌آقا مصطفي خميني، تنها از سوي مرحوم آيت‌الله مرعشي نجفي مراسم بزرگداشتي در حسينيه ايشان برگزار شد و پس از اتمام مراسم، حاضران با شعارهاي قاطع خود پلشتي‌هاي رژيم را فرياد كردند، عده‌اي دستگير شدند و ازآنجا بود كه حركت‌هاي انقلابي در قم و برخي شهرستان‌هاي ايران آغاز شد. آيت‌الله مرعشي كه در طول دوران تبعيد امام به نجف اشرف، بارها فرزند خود، حجت‌الاسلام والمسلمين حاج‌آقا محمود را به نجف فرستاده بود تا از نزديك از حال امام(ره) جويا شود و نامه‌ها و پيام‌هاي محرمانه‌اي را به امام(ره) برساند و از امام نيز پيام‌هايي براي معظم‌له بياورد، نخستين مرجعي بود كه براي امام(ره) پيام تسليت فرستاد، به همين دليل ساواك فرزند ايشان را دستگير و به تهران منتقل كرد و پس از چندي او را آزاد ساخت. هنگامي كه در سال ۱۳۵۶ش، در روزنامه اطلاعات به امام‌خميني(ره) اهانت كردند، باز هم آيت‌الله مرعشي از نخستين كساني بود كه با صدور اعلاميه‌اي تند از مقام شامخ امام (ره) و روحانيت شيعه دفاع و نسبت به رويدادهاي ناگوار آن روزها و ضرب و شتم طلاب و مردم و كشتار ايشان اظهار تأسف كرد و خواستار مجازات عاملان آن شد.

ايشان پس از خروج امام‌خميني(ره) از كشور عراق، تلگرافي به حسن‌البكر رئيس‌جمهور مخابره كرد و از وي خواست كه باسرعت امكان بازگشت امام (ره) را به محل اقامت قبلي‌شان فراهم كند. پس از آن همراه با آيات عظام قم، شريعتمداري و گلپايگاني در ۱۴ مهر ۱۳۵۷ اعلاميه‌اي صادر و رفتار غيرانساني رژيم عراق را شديداً محكوم و سپس به ملت ايران اعلام كرد كه جامعه روحانيت مجاهدات خود را در راه پيشرفت مقاصد ديني تعقيب مي‌كنند و از راهي كه در پيش گرفته‌اند، باز نخواهند گشت.
پس از هجرت امام‌خميني(ره) به پاريس‌، معظم‌له طي تلگرافي به امام (ره) از رويداد ناگواري كه براي ايشان اتفاق افتاده بود، شديداً اظهار تأسف كرد و پس از آن طي تلگرافي كه براي رئيس‌جمهور وقت فرانسه، والري ژيسكار دستن فرستاد، از او و ملت فرانسه خواست مهمان‌نوازي از امام(ره) را در حد كامل به انجام رسانند. سپس فرزند خود حجت‌الاسلام و‌المسلمين سيدمحمود مرعشي را به نمايندگي از جانب خود، همراه با آيت‌الله اشراقي، داماد امام(ره)، به پاريس فرستادند و ايشان پيام‌هاي پدر بزرگوارشان را به امام(ره) رساندند.

پس از به نخست‌وزيري رسيدن شاپور بختيار و ادعاي وي مبني بر توافق اكثر علماي بزرگ با صدارت او، آيت‌الله مرعشي در تاريخ ۳۰ دي ۱۳۵۷بيانيه‌اي منتشر و به طور قاطع ادعاي وي را تكذيب كرد و بختيار را نيز دست‌نشانده رژيم فاسد، ظالم و ديكتاتور كه دستش به خون ملت مسلمان ايران آلوده شده است، قلمداد كرد و دولت او را غيرقانوني دانست. هنگامي كه دولت وقت فرودگاه‌هاي كشور را به روي پرواز انقلاب بست، اين حركت مذبوحانه را محكوم نمود.

در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي و پس از بازگشت امام(ره) به ايران، معظم‌له از همگامي با ساير مراجع، به‌ويژه رهبركبير انقلاب از هيچ تلاشي دريغ نكرد و پس از انتخاب مهندس مهدي بازرگان به سمت نخست‌وزيري دولت موقت از طرف امام(ره)، ايشان نخستين كسي بود كه اين حسن انتخاب را به نخست وزير منتخب تبريك گفت و اظهار اميدواري كرد وي در اين منصب خطير وظايف خويش را به شكلي بايسته به انجام رساند.

و بالاخره در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، روز پيروزي انقلاب اسلامي اعلاميه مهمي خطاب به ملت ايران صادر كرد و از عموم طبقات كه با فداكاري‌ها و جانبازي‌هاي خويش در راه اعتلاي كلمه حق و پيشبرد اهداف عاليه اسلامي و خواسته‌هاي مشروع خود تا پاي جان استقامت كردند و از علماي اعلام و حجج اسلام شهرستان‌ها، مدرسان، طلاب حوزه‌هاي علميه، افسران، درجه‌داران، همافران نيروي هوايي و ديگر اقشار جامعه صميمانه تشكر كرد.

حضرت آيت‌الله‌العظمي مرعشي‌نجفي از آن پس تا پايان حيات پربركت خويش هماره همگامي خود را با رهبر كبير انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي حفظ نمود و در تمامي عرصه‌هاي دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي حضوري نمايان داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها