
اين روزها دوباره نام يك نفر بيشتر از گذشته سر زبانها افتاده؛ همان نامي كه هر بار تيم ملي شكست ميخورد، دم دستترين اسمي است كه مطرح ميشود و ميگويند قرار است فرشته نجات ايران شود، صحبت از امير قلعهنويي است، مربياي كه پس از شكست ايران برابر ازبكستان تبديل به جديترين آلترناتيو كارلوس كرش شده است. برخي از فوتباليها هم از اخراج سرمربي پرتغالي و نشاندن يك مربي ايراني روي نيمكت تيم ملي استقبال كردند تا جو به نفع قلعهنويي باشد. البته تمام اين شايعات هفته گذشته با تكذيب علي كفاشيان به حاشيه رفت. رئيس فدراسيون فوتبال با رد مذاكره با قلعهنويي عنوان كرد كه كرش همچنان سرمربي تيم ملي است و قرار نيست بركنار شود. هر چند صحبتهاي كفاشيان تير خلاصي بود بر تمام شنيدههايي كه درباره بازگشت قلعهنويي به نيمكت تيم ملي به گوش ميرسيد اما جريانسازي حاميان قلعهنويي به پايان نرسيده و آنها همچنان به دنبال راهي هستند تا راه امير را براي رسيدن به تيم ملي هموار كنند.
قلعهنويي هم به نظر ميرسد از اينكه دوباره به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب شود چندان بيميل نيست، اگرچه اين شنيدهها را با لبخند رد ميكند و ميگويد «من شدهام زاپاس تيم ملي!» اما كيست كه نداند دل امير چقدر براي نيمكت ايران تنگ شده تا به قول خودش بيايد و نشان بدهد كه مربي ايراني، چيزي از مربي خارجي كم ندارد. انتقادهاي او از تيم ملي كه پس از شكست به ازبكستان بيشتر و تندتر شده را هم ميتوان در همين راستا ارزيابي كرد. در حاشيه تمام اين شايعات و گمانهزنيها بايد از طرفداران بازگشت قلعهنويي به تيم ملي پرسيد به كدام پشتوانه آنها ميخواهند سرمربي استقلال را دوباره در قامت سرمربي ايران ببينند؟ قلعهنويي چه چيزي ميخواهد به بازيكنان تيم ملي ياد بدهد كه كارلوس كرش با آن تجربه درخشانش نتوانسته به مليپوشان انتقال دهد؟
قلعهنويي كارنامهاش مشخص است. او در فوتبال داخلي، عملكرد درخشاني دارد و ميتوان به جرئت او را بهترين مربي ۱۰ ساله اخير فوتبال ايران دانست كه با ۴ بار قهرماني در ليگ برتر، بيرقيب است اما اين عملكرد فوقالعاده در عرصه بينالمللي قابل دفاع نيست. قلعهنويي تا قبل از آن كه سال گذشته توانست ركورد عدم موفقيتش را در آسيا بشكند يك مربي شكست خورده در عرصه بينالمللي بود. از استقلال گرفته تا سپاهان با امير قلعهنويي در ليگ قهرمانان آسيا حرفي براي گفتن نداشتند. همين كارنامه باعث شده بود تا اين فرضيه كه فوت و فن مربيگري امير در خارج از ايران جواب نميدهد بر سر زبانها بيفتد. كارنامه او در تيم ملي هم چندان كارنامه خوبي ندارد. او در جام ملتهاي آسيا ۲۰۰۷ سرمربي ايران بود و تيم ملي هر چند در ضربات پنالتي به كره باخت و حذف شد اما ايران دلپذير و زيبا بازي نميكرد برخلاف تيمهاي باشگاهي قلعهنويي كه در ليگ داخلي باطراوت و هجومي فوتبال بازي ميكردند. البته قلعهنويي همواره به كارنامهاش در تيم ملي ميبالد و هميشه در مصاحبه هايش عنوان كرده كه ايران در جام ملتهاي ۲۰۰۷ تنها در ضربات پنالتي كه آن هم شانس در آنجا حرف اول را ميزند كنار رفته است. اما با اين حال به رغم دفاع قلعهنويي كمتر كسي است كه از روزهاي حضور قلعهنويي در تيم ملي خاطره خوشي داشته باشد. با اين اوصاف بايد اذعان كرد كه تصور حضور دوباره او در تيم ملي بسيار سخت است.