هماني كه ناگهان پيدايش شد و بيآنكه كسي او را بشناسد، بيآنكه رزومهاي دقيق و قابل اتكا داشته باشد، وارد اتاقهاي تصميمگيري فوتبال شد. اين روزها ميتوان به خوبي عكس و اسم و تيترهاي تندش را در رسانهها پيدا كرد.
امروز روي خروجي خبرگزاريها، فردا روي جلد روزنامهها!
ميتوان به همين گفتههاي دم دستي مرد تازه وارد اشارهاي كرد: «فدراسيون قدرت پاسخگويي به خواستههاي مردم را ندارد...» و بايد از او پرسيد كه آيا خود او اين توانايي را داشته و دارد كه يك جواب قانع كننده به شكستهايي كه جلوي چشم مردم رژه ميرود را به زبان بياورد؟ راه دم دستي را انتخاب كرده و فعلاً به پيش ميتازد. راه او فقط در جاده نقد كفاشيان ميگذرد و اين عجيبترين تصميمي است كه يك مدير از بدنه فدراسيون ميتواند به آن چنگ بزند.
مرد تازه وارد ميتواند اول به اين سؤال پاسخ دهد كه آيا طي اين ۱۰ ماه حضورش در فدراسيون فوتبال، كوچكترين قدمي براي مردم برداشته؟ كجا رفته؟ كدام معضل را ديده؟ يك ريال به اين فوتبال بيپول كمكي كرده؟ مطالباتش بيشتر بوده يا پرداختهايش؟ آيا همين مرد نبوده كه وقتي به اتاق رئيس فدراسيون وارد شده اول از هر چيز، رياست يكي از كميتههاي فدراسيون را طلب كرده؟ آيا اينكه هنوز دستش به يكي از كميتهها نرسيده دليلي بر همه اين تندرويها در قبال فدراسيون نيست؟ آيا اگر رئيس ميشد باز هم اين نقدهاي تكراري را داشت؟
مرد تازه وارد حرفهايي دارد كه از ديدگاه عوام زيبا و دلنشين است. حرفهايش بوي دموكراسي ميدهد و ميخواهد مونوپل فدراسيون هم باشد. ميخواهد در ذهن مردمي كه اين روزها حتي با استعفاي كفاشيان هم آرام نميگيرند تبديل به يك قهرمان شود. اما براي جماعتي كه به دل فدراسيون مينگرند، كمي باور رفتارهاي او غيرممكن است.
مرد تازه وارد، آقاي شهرت طلب و فردي كه اين روزها حرفهايي در مورد چگونگي ورودش به عرصه خبر وجود دارد، اول از هر چيز بايد تكليف فعاليتهاي قبلياش در فوتبال را روشن كند و لااقل كارنامهاي مختصر و مفيد ارائه دهد و بعد بگويد كه ۱۰ماه حضورش در فدراسيون چه سودي براي اين فوتبال داشته. اگر نداشته، اگر بهانهاي ميآورد مبني بر بسته بودن دستهايش، اگر در دلش ناراضي است از نگرفتن يك پست و مقام در فدراسيون فوتبال، كه ديگر نميتوان به او اتكا كرد. اگر نه، لااقل راهكاري بدهد. گفتههايش تفاوتي با ادبيات يك نوجوان برافروخته كه از شكست تيمهايش به ستوه آمده ندارد!
دردهاي فوتبال ما يكي دو تا نيست.
نگاهي كه مياندازيم، هزار و يك ناكارآمدي ميبينيم و مرداني كه از حضور در فوتبال به دنبال شهرت و قدرت آن هستند. مرداني كه براي رسيدن به درجهاي بالاتر، از هيچ گويش و كرداري فروگذاري نميكنند.