کد خبر: 496110
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۱ - ۰۷:۱۳
وقتي از سرلجبازي‌هاي بچگانه و لجاجت‌هاي كودكانه خط بطلان مي‌كشند روي همه چيز و با همين ندانم كاري ها، داشته هايمان را به آني، تبديل به نداشته‌هايمان مي‌كنند، نمي‌توان خيلي به اينكه نمي‌دانند دارند چه مي‌كنند، خوش‌بين بود!
در پي تمام اشتباهات محرز و آشكارشان و بعد از هر ناكامي اما سري به نشانه تاسف تكان مي‌دهند تا خود را همرنگ جماعت ناراحت نشان دهند و خيلي زود، چهره تغيير داده و با غضب، شروع مي‌كنند به دادن وعده و وعيد آينده و اعمال تغييرات. البته اين طور مواقع، دست به اخراجشان هم خيلي خوب است، چراكه اين حربه بهترين كار است براي آنكه نقش پررنگشان در ناكامي ها، كمرنگ شده و رنگ ببازد و نقش اندك ديگران به چشم بيايد!
ديگر به اين برنامه عادت كرده‌ايم. اين سناريوي تكراري و غمباري است كه سال‌هاست اجرا مي‌شود و ما هم شده‌ايم بيننده اين فيلم‌هاي تكراري نخ‌نما شده !هرچند كه ديگر سير و بيزاريم از اين همه سريال‌هاي تكراري و مضحك.
كاسه را به كوزه مي‌كوبند و اين و آن را اخراج مي‌كنند تا فراموش شود اصل ماجرا چه بوده و ما هم كه اين وسط شده ايم ملعبه دست كه تصور مي‌كنند با اين بازي‌ها و دادن وعده آينده‌اي كه فرقي با امروز ندارد، مي‌توانند همه چيز را پاك كنند از ذهن‌هاي خسته مان!
اما كاش نه حرفي بزنند و نه ژستي بگيرند. كاش سكوت كنند و بگذارند تصور كنيم اين سكوت، از شرمندگي و شرمساري آنهاست. كاش اصلاً سكوت كنند و خودشان را به اين راه و آن راه بزنند اما بهانه‌هاي واهي نياورند و ژست‌هاي غمناك به خود نگيرند و بازيچه قرارمان ندهند كه اين به مراتب سنگين تر از تحمل سكوتشان است.
خودشان را كه كاملاً به آن راه زده‌اند و به روي مبارك خود نمي‌آورند سهمي بسيار و پررنگ دارند در اين ناكامي ها. اما كاش در اين ميان، دست از حرف زدن هم مي‌كشيدند و به جاي مثلاً درست كردن كارها، سكوت مي‌كردند.
خوب مي‌دانيم نهايت اين اخراج‌ها هم چيزي جز برچيدن تيم‌ها نيست. تيم هايي كه مربيان آن اخراج مي‌شوند و تعطيل تا چهار سال آينده كه باز هم دو ماه دور هم جمع شوند و استارت بزنند براي محقق كردن وعده‌هاي بعيدي كه هرگز به مرحله اجرا در نمي‌آيند.
فوتبال يا فوتسال، برنده يا بازنده، فرقي نمي‌كند، همه، بلافاصله فراموش مي‌شوند و داخل گنجه مي‌روند تا چهار سال بعد كه دوباره دو ماه دور هم تمرين كنند با هدف مثلاً قهرماني و كسب موفقيت. اما چطور با اين شرايط بايد توقع موفقيت و قهرماني داشت؟شايد براي همين است كه ديگر ناكامي‌ها هم مثل قبل ما را مفهوم نمي‌كند و تنها ناراحتي مان از برخورد مسئولان است كه تصور مي‌كنند با يكي دو جمله مي‌توانند همه چيز را به دست فراموشي بسپارند.
شده ايم بازيچه دست عده‌اي كه يا از سر سهل انگاري و ندانم كاري يا از سر لجبازي و لجاجت‌هاي شخصي، رو به ناكامي و نابودي هدايتمان مي‌كنند و تازه بهانه هم مي‌آورند كه ‌اي‌كاش بعد از اين همه اشتباه، حداقل سكوت كنند تا تصور نكنيم كه نادان فرضمان مي‌كنند و تصور مي‌كنند كه نه مي‌بينيم و نه مي‌فهميم!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار