کد خبر: 495706
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۱ - ۰۵:۱۱
آزادي در صد ساله اخير يكي از محل‌هاي منازعه نيروهاي سياسي در ايران بوده است و به قول سيد محمد خاتمي هر موقع به آزادي دست پيدا كرديم، خود با سوءاستفاده از آن موجب محدود شدن آزادي شده‌ايم. خاتمي بزنگاه‌هاي تاريخي كه به آزادي دست يافته‌ايم را انقلاب مشروطه، شهريور ۱۳۲۰، انقلاب اسلامي و ايضاً بعد از خرداد ۱۳۷۶ مي‌داند و نقد وي به اينكه هر موقع به آزادي دست يافتيم، با سوءاستفاده از آن، مسئله را خراب كرديم، به دوستان و همفكرانش برمي‌گردد كه بعد از خرداد ۱۳۷۶ و با تفسير رأي ۲۰ ميليوني ايشان به «نه به جمهوري اسلامي» آن كردند كه در تاريخ آيندگان ثبت شده است و ياد و خاطره، ميرزا ملكم خان‌ها، طالبوف‌ها، مراغه‌اي‌ها، آقاخان كرماني، آخوندزاده، كسروي، شيخ ابراهيم زنجاني و... را زنده و تكرار كردند. اصلاح‌طلبان در زمان حاكميت هشت ساله بر كشور، هيچ موقع به وجود آزادي اقرار و اعتراف نكردند و به‌رغم حضور در قدرت، تفسيري استبدادي از نظام جمهوري اسلامي ارائه مي‌كردند و آزادي را اسير شده مي‌دانستند و بعد از راه‌اندازي ده‌ها روزنامه باز مي‌گفتند آزادي بيان هست اما آزادي بعد از بيان نيست و اين در حالي بود كه قانون‌گرايي بخشي از گفتمان موجود آنان بود و بر قوانين موجود اشراف داشتند اما تصويب‌كنندگان اين قوانين در مجالس قبل را نمايندگان واقعي مردم نمي‌دانستند اما خودشان را كه با همين ساز و كار و قوانين و مراجع نظارتي به قدرت رسيده‌ بودند، نماينده واقعي مردم مي‌دانستند. بعد از ۱۳۸۴ آنان دايره آزادي را تنگ‌تر تفسير كردند، حال آنكه دولت مستقر، حوزه فرهنگ اجتماعي را به كلي رها نمود و در عين حال از كمتر روزنامه‌اي به دادگاه شكايت برد. اصلاح‌طلبان تلاش نمودند كه زندانيان امنيتي خود را زنداني سياسي معرفي كنند و حضور آنان در زندان را به خاطر نقد قدرت بدانند. اما اتفاق جالبي افتاده است كه بر خلاف همه جاي جهان است، اينكه زندان‌هاي جمهوري اسلامي ايران به تريبون‌هاي آزادي بيان و نقد تبديل شده است و به صورت استمراري رسانه‌هاي ضد انقلاب هر روز سخني، بيانيه يا نامه‌اي را كه از درون زندان فرستاده شده است، به چاپ مي‌رسانند. جالب‌تر اينكه به افكار عمومي طوري القا نموده‌اند كه در اين كشور انتقاد از رهبري مستوجب عقوبت و تنبيه است. اما مي‌بينيم كه آقاي محمد نوري‌زاد‌ تاكنون ۲۶ نامه از درون و بيرون زندان با زشت‌ترين ادبيات رماني عليه رهبري و نظام منتشر كرده است و نه تنها برخوردي با وي نمي‌شود، بلكه به قول خودش با دستور مستقيم رهبري از زندان آزاد شده است. نامه‌هاي منتشره وي آنقدر پر از افترا و تهمت و كينه است كه در غياب دستگاه قضايي، مردم حضور وي را در عرصه اجتماعي برنمي‌تابند و از نمايشگاه مطبوعات آنگونه اخراجش كردند. نكته جالب ديگر اينكه واكنش‌هاي مردمي اينگونه را باز به حساب اصل نظام در سلب آزادي مي‌گذارند، يعني دوست دارند هر آنچه مي‌خواهند بگويند و بنويسند. اما در ‌قبال آن نظام هيچ واكنشي نداشته باشد و اگر فردي يا گروهي هم اعتراض نمايند باز آن را نيز به نظام ارجاع مي‌دهند و فرياد وا آزادي سر مي‌دهند.
تاج‌زاده نمونه ديگري است. وي به صورت ميانگين ماهانه يك نامه از زندان به صورت سرگشاده به رهبري مي‌نويسد‌ و هر آنچه مي‌خواهد را نقد مي‌كند، بعضي مواقع رسانه‌هاي ضد انقلاب از وي نقل قول شفاهي نسبت به موضوعي را به چاپ مي‌رسانند. آيا مي‌توان گفت در زندان‌هاي جمهوري اسلامي كه مركز ثقل نقد و هجمه به رهبري است، آزادي وجود دارد اما در جامعه وجود ندارد؟ به متن جامعه برگرديم.
افرادي هستند كه رسالت خود را صرفاً در حوزه روشنفكري و نقد نظام مي‌دانند و به اين رويه معروف هستند، صادق زيباكلام نمونه بارزي است كه همه چيز و همه ابعاد نظام را نقد مي‌كند. چرا نظام، آزادي وي را محترم مي‌شمارد؟ چون او فقط نقد مي‌كند و حرف خود را مي‌زند، به دنبال براندازي و ارتباط با مؤسسات آنگونه غربي نيست و طرح براندازي در خانه‌هاي تيمي ندارد، براي فرداي انتخابات طراحي نمي‌كند و... بنابراين اين سوءاستفاده از آزادي است كه القا و احساس عدم آزادي را به ارمغان مي‌آورد و به قول خاتمي تا از آزادي سوءاستفاده نكرده‌ايم، آزادي وجود دارد. از فتنه ۱۳۸۸ تاكنون همه تيرهاي زهرآگين و توأم با نفاق در قالب نقد و نامه به سوي رهبري نشانه رفته است. آيا كسي به خاطر اين نامه‌ها مورد بازخواست قرار گرفته است؟ اينجاست كه آزادي را بايد متاعي دنست كه اگر از سوي دشمن باشد، گران مي‌خرند و آزادي در انقلاب اسلامي را مورد سوءاستفاده قرار مي‌دهند. همانگونه كه غرب ده‌ها بهانه را رديف مي‌نمايد كه اصل نظام جمهوري اسلامي را به محاق ببرد، مدعيان نبود آزادي در ايران نيز هيچ موقع و در هيچ شرايطي به وجود آزادي اقرار نخواهند كرد. اين ساده‌انديشي است كه نيروهاي انقلاب احساس كنند مي‌توان با تدبير و تحمل، چنين اقراري را از طراحان حاكميت دوگانه و مفسرين استبدادي از نظريه ولايت فقيه شنيد. بنابراين بايد حجم نامه‌هاي خروجي از زندان را معياري براي آزادي دانست و همچنين فهميد كه اگر آنان به خاطر نقد در زندان هستند پس بايد صاحبان نامه‌ها و بيانيه‌هاي مذكور دوباره و سه‌باره و چند‌باره به دادگاه بروند و زندان در زندان شوند اما نه تنها اينگونه نمي‌شود بلكه هر كدام از آنان كه با ادبياتي زشت‌تر و مشمئزكننده‌تر نامه مي‌نويسند (نوري‌زاد، شعله سعدي) زودتر مورد ترحم و رأفت اسلامي قرار مي‌گيرند و اينجاست كه بايد منصفانه اقرار كرد كه آزادي نيز همانند اصل نظام جمهوري اسلامي مظلوم است و همانگونه كه نگذاشتند نظام جمهوري اسلامي ايران بر رأي آزادانه ۸۵ درصد مردمش ببالد، وجود آزادي بيان را نيز به ضد خودش تبديل و ترويج كردند . اين تاواني است كه براي آزادي مي‌پردازيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار