
تا چند روز پيش و به طور مشخص قبل از اعلام اظهارات خانم كلينتون وزير امور خارجه امريكا درباره لزوم تشكيل نهاد جديد فراگير براي ايجاد هماهنگي ميان مخالفان داخل و خارج سوريه كه در عين حال با برگزاري دو نشست معارضان در امان پايتخت اردن و دوحه پايتخت قطر همراه بوده است، چنين تصور ميشد كه روند بحران سوريه در سايه رايزنيهاي جديد اخضر ابراهيمي نماينده مشترك سازمان ملل و اتحاديه عرب ميتواند سرانجام مشخصي و روشني پيدا كند. چراكه وي در رايزنيهاي خود موفق شده بود از عربستان (كه اجازه ملاقات به كوفي عنان ماسلف اخضر ابراهيمي را نداده بود) ديدار داشته باشد يا اينكه تركيه به عنوان ديگر مخالف سرسخت دولت سوريه حاضر شده بود به درخواست ايران و اخضر ابراهيمي براي بر قراري آتش بس در تعطيلات عيد قربان پاسخ مثبت دهد. شايد بتوان گفت قطر تنها بازيگري بود كه با رايزنيهاي اخضر ابراهيمي همراهي نشان نداده بود و بر همين اساس يكي از سؤالهايي كه درخصوص اظهارت اخير خانم كلينتون مطرح است اين است كه آيا اين اظهارات تحت تأثير مواضع قطر صورت گرفته است يا اگر اين اظهارات بيانگر موضوع و سياست جديد امريكا در سوريه باشد ايا باز ميتوان گفت كه قطر در اتخاذ اين رويكرد نقش و تأثير داشته است؟ يا اينكه درست برعكس اين امريكاست كه به طور محرمانه و مخفيانه سرگرم طراحي پروژه و طرح جديد عليه دولت سوريه بوده است. اگر چنين است پس حمايت امريكا از طرح آتشبس و رايزنيهاي اخضر ابراهيمي به چه مفهوم ميتواند باشد؟
گفتني است خانم هيلاري كلينتون وزير امور خارجه امريكا در جريان سفر خود به جمهوريهاي استقلال يافته از يوگسلاوي سابق كه به همراه كاترين آشتون صورت گرفت در سخناني در زاگرب پايتخت كرواسي از لزوم تشكيل نهاد جديد از مخالفان سوريه خبر داد و بدين ترتيب صفت نمايندگي ملت سوريه را از شوراي ملي اين كشور سلب كرد. در پي اين اظهارات ابتدا نشستي با حضور ۲۵ تن از مخالفان دولت سوريه در اردن و سپس در دوحه تشكيل شد كه طي آن براي تشكيل نهاد جديد و اعلام دولت در تبعيد تلاش ميشود. اين اظهارات حتي براي اعضاي شوراي ملي سوريه نيز غافلگيركننده بوده است.
امريكا؛ بازيگر يا بازي خورده؟ اگر اظهارات اخير خانم كلينتون درخصوص تشكيل يك نهاد جديد ۵۰ نفره از مخالفان داخل و خارج سوريه و جايگزيني آن با شوراي ملي سوريه را نشانهاي از طرح جديد امريكا در سوريه بدانيم در اين صورت اين سؤال مطرح است كه چرا تلاشهاي كه به تدوين اين طرح منتهي شده تا الان محرمانه باقي مانده است آن هم در وضعيتي كه فضاي مبارزات انتخاباتي بر امريكا حاكم بوده است و در چنين مواقعي معمولاً حزب رقيب مو را از ماست بيرون ميكشد و شرايط به گونهاي نيست كه بتوان چيزي را محرمانه نگه داشت. از اين ديد هر چند برخي از كارشناسان اظهارات جديد خانم كلينتون را نشانهاي طرح جديد اين كشور ميدانند كه در تهيه آن دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي امريكا در چند ماه گذشته نقش اساسي داشتند اما در مقابل برخي شاخصها از جمله غافلگيري آن صحت چنين احتمالي را با ترديد روبهرو ميكند. از اينرو اين احتمال قوت ميگيرد كه گويا طرح جديد در جاي ديگر پخته شده و فقط از زبان وزير امور خارجه امريكا اعلام و اعلان شده است تا از پشتوانه اجرايي محكمي برخوردار شود. اين كشور نميتواند كشوري جز قطر باشد چراكه اين كشور تجربه يك چنين بازيهايي را در گذشته نيز داشته است به گونهاي كه بخشي از پروژه براندازي در ليبي نتيجه بدهوبستاني بود كه بين امير قطر و نيكلا ساركوزي رئيسجمهور سابق فرانسه صورت گرفته بود.
علل ارائه طرح جديد عليه سوريه به نظر ميرسد چند عامل در اين زمينه مؤثر بوده است. نخست اينكه به نظر ميرسد امريكا و متحدان غربي و عربياش به اين نتيجه رسيدهاند كه در عرصه ميداني دولت و ارتش سوريه ابتكار عمل را به دست گرفته است و لذا بايد هرچه سريعتر براي تغيير موازنه دست به كار شوند. همچنين با توجه به اينكه از ديد امريكا ابتكار عمل در داخل سوريه دست افراد و گرو ههاي تندرو افتاده است لذا امريكا در تلاش است با ايجاد سازماندهي جديد عناصر مسلح فعال در سوريه تحت كنترل قرار گيرند. گفتني است عده زيادي از تكفيريها زير چتر ارتش موسوم به آزاد عمل ميكنند كه مستقل از شوراي ملي سوريه عمل ميكنند. از اين رو امريكا ميخواهد يك نيروي مسلح جديد در سوريه تشكيل شود كه از خارج قابل كنترل باشد. باز از ديگر عوامل مؤثردر اين زمينه بنبستي است كه هم در شوراي امنيت و هم به طور كلي درخصوص بحران سوريه ايجاد شده است و امريكا در تلاش است از طريق طرح جديد و ايجاد هماهنگي بين مخالفان داخل و خارج بتواند بنبست موجود را بشكند و فضاي ناشي از آن را به نفع خود تغيير دهد و مديريت سازد.
چشمانداز ارائه طرح جديد از سوي هر كسي كه صورت گرفته باشد با رايزنيهاي جاري اخضر ابراهيمي براي حل و مهار بحران سوريه و همچنين توافق ژنو ميان امريكا و روسيه و ديگر بازيگران دخيل در اين كنفرانس مغايرت و منافات دارد و از اين جهت ارائه اين طرح ميتواند نشانهاي از تشديد درگيريها باشد كه در ان متأسفانه تلاشهاي اخضر ابراهيمي ديگر جايي نخواهد داشت. از اين ديد ارائه طرح جديد انهم درست در شب انتخابات امريكا ميتواند با القاي اين پيام همراه باشد كه هر كسي كه برنده انتخابات رياستجمهوري در امريكا باشد بايد خود را به اجراي اين طرح ملزم بداند. با اين حال نبايد از اين واقعيت نيز غافل شد كه اولاً اختلافات ميان گروههاي مخالف سوريه همچنان گسترده است و هنوز اميدي به حل آن نميرود. دوم اينكه در گذشته نيز بارها طرحهاي مختلف و در قالبهاي مختلف ارائه شده بود اما به شكست انجاميده بود.