
منصف اگر باشيم، برد پر گل ۶ بر صفر برابر پيكان را نه خود مسئولان و كادر فني اين تيم و نه خوشبينترين هواداران پرسپوليس، تصور هم نميكردند. خصوصا در اين شرايط اسفناك ليگ دوازدهم كه از ابتداي فصلش تا كنون براي سرخپوشان يك رنگ بوده و هيچ هم بعيد نيست كه تا پايان فصل هم به همين رنگ باقي بماند، تيره تيره.
برد پيكان كه بيشك يكي از آن دست اتفاقات نادر فوتبال است كه هر از چند گاهي خودش را نشان ميدهد، اوضاع پرسپوليس را اندكي آرام كرده است. اما آيا اين همان آرامش معروف قبل از طوفان است؟
اين گونه توضيح و تفسير و نشان داده ميشد كه تمام مشكلات پرسپوليس در طول فصل، به يك نفر ختم ميشود و آن يك نفر هم هماني بود كه سرمربي تيم، او را كنار گذاشت كه البته بعد، مشخص شد اين كار نه براي حفظ يا بازگرداندن آرامش به تيم، كه براي زورآزمايي با هموطن پرتغالياش بوده كه اين روزها سكان هدايت تيم ملي را ميچرخاند.
اما با وجود كنار گذاشتن كاپيتاني كه تمام كاسه و كوزهها بر سر او شكسته شده بود هم پرسپوليس نتوانست به آرامشي كه قرار بود و وعده آن داده شده بود برسد. اما شايد برد پرگل برابر پيكان، اين آرامش را به پرسپوليس داده باشد. لااقل اين روزها، اين گونه برداشت ميشود كه با پيروزي غيرمنتظره برابر تيم ويسي، پرسپوليس به آرامش رسيده است. اما آيا به راستي پرسپوليس به آن آرامشي كه نياز دارد رسيده يا اين تنها ظاهر ماجراست و طوفاني عظيم، در پس اين آرامش ظاهري خفته است. . . ؟!
ماجراي پولادي هنوز هم حل و فصل نشده و مسكوت ماندن آن، به معناي فراموش شدن يا پايان يافتنش نيست. ماجرايي كه مانوئل و رويانيان، خوب ميدانند هيچ ارتباطي به شعارهاي هواداران مس كرمان نداشت و اعتراضي مستقيم به سرمربي و تصميمش مبني بر تعويض او بود.
ظاهرا پولادي اولين معترض بود. هرچند كه قبل از اين اعتراض پر سر و صدا، هنوز زمزمههاي رختكن و اخم بازيكنان ناراضي از نتايج تيم و تصميمات مانوئل، به قوت خود باقي بود. اعتراضهايي كه در غياب كريمي هم قطع نشد تا مشخص شود زير سر كاپيتان نيست و مسئلهاي همهگير است در بين بازيكنان تيم كه كريمي هم ميتوانسته يكي از اين بازيكنان باشد. غيبتهاي مكرر و طولاني مدت زايد در هر سفري كه تهران را براي همراهي تيم ملي كشورش، يا كارهاي ديگر ترك ميكرد، اعتراضي ديگر به مانوئل و تصميمات او بود كه البته براي مردم، به عنوان مشكلدار بودن پاسپورت و ويزاي اين بازيكن ترجمه ميشود. اما براي مانوئل، نيازي به ترجمه اين نوع رفتار نيست وقتي كه او به خوبي ميداند چرا زايد، بعد از هر سفري كه براي همراهي تيم ملي كشورش ميرود، ديگر تمايلي از خود براي بازگشت به تهران نشان نميدهد! غيبتهاي شهاب گردان در تمرينات پرسپوليس، كه حتي شايعه و زمزمههاي انتقال او به سپاهان را هم بر سر زبانها انداخته، نوع ديگري از اعتراضاتي است كه اين روزها، مانوئل، شاهد آن است و نتيجه ضعف او در تصميمگيري و نتيجهگيري در بازيهاي ليگ است.
اعتراضهايي كه ابتداي فصل، در رختكن و به صورت زمزمه مطرح ميشد، امروز، به طور گستردهتري خود را نشان ميدهد. اعتراضاتي كه البته تا كنون مانوئل و باشگاه، در برابر پذيرش آن ايستادگي كرده و سعي دارند تا نشان دهند كه نه اعتراض است و نه مسئلهاي خاص. اما اين روند، بيشك ادامه پيدا ميكند و در پس آن، مانوئل و رويانيان، بايد شاهد طوفاني عظيم باشند وقتي كه امروز سعي در بستن چشمهايشان روي واقعيتها دارند و دل خوش كردن به اين آرامش ظاهري!چراكه اعتراض بازيكنان به پولادي و زايد و گردان ختم نميشود و زمزمه هايي كه اين روزها در بين ديگر بازيكنان ميشود، به زودي، واضحتر بيان ميشود. در حالي كه اين گونه وانمود ميشد كه با كنار گذاشتن يك شخص خاص، قرار است آرامش به پرسپوليس بازگشته و اين تيم از حاشيهها خداحافظي كند.