اين روزها و در جنگ نابرابر اقتصادي كه كشور درگير آن است به رغم تأكيد مقام معظم رهبري بر رعايت حال اقشار ضعيف جامعه طي اين نبرد تحميلي بسياري از مردم غم نان شب و تهيه مايحتاج زندگي روزمره خود را دارند. اين روزها كه اينگونه بايد مراقب حال يكديگر باشيم شنيدن خبر برگزاري جشن مثلا آشتي فوتباليها توسط يك ميلياردر بيدرد جاي بسي تعجب داشت.
متعاقب آن ديدن تصاويري كه بلافاصله پس از اتمام جشن مذكور در سايتهاي خبري پر شد دل هر دردمندي را به درد ميآورد كه چگونه عدهاي شكمسير و بيغم در باغي آنچناني در شمال شهر تهران به اسم مراسم آشتيكنان دور هم جمع شدند و ريختند و پاشيدند و از مالي كه صاحبش مدعي است حلال خداست! شكمهايشان را انباشته كردند و قهقهه زدند و يكديگر را در آغوش كشيدند كه بله آشتي كرديم و ديگر هيچ مشكلي در ورزش كشور وجود ندارد.
البته دراين بين از عيد بزرگي چون غدير هم خرج كردند و ما ماندهايم كه چه تناسبي ميان منش و راه و رسمي كه پيامبر اكرم (ص) و مولاي متقيان علي (ع) در سادهزيستي داشتند با اين جشن مجلل ميتوان پيدا كرد.
خيلي وقت است تشت رسوايي فوتباليها از بام افتاده و هر دست و پايي هم كه ميزنند نميتوانند جلوي صداي آن را بگيرند. آنها كه با يك برد چنان سرمست ميشوند كه ۲۵ ميليون پاداش ميدهند تصور ميكنند همه بايد جشن ملي بگيرند عادت كردهاند به اين ولخرجيها و شكمسيريها.
فوتباليها روز عيد غدير مهمان جناب عابر بانك بودند، هماني كه سالهاست ميكوشد در اين فوتبال بيدروپيكر ديده شود و ميليارد، ميليارد هم خرج ميكند اما هر بار حاصلي جز شكست عايدش نميشود. جناب عابر بانك در روزهايي كه بسياري در همين شهر غصه نان شب دارند عدهاي ميليون و ميليارد شكمسير ديگر مثل خودش را دور هم جمع كرد تا مثلا آنها با هم آشتي دهد ولي كيست كه نداند هدايتي نه غم فوتبال را دارد و نه غصه قهر فوتباليها با هم را، او به خود ميانديشد و در روياهاي خودروزهايي را ميبيند كه فوتبال ايران را در دستانش دارد و فوتباليها در روز عيد غدير چقدر خوب دعوت اين متمول را لبيك گفتند و در زمين او بازي كردند. البته نبايد توقع زيادي داشت، بالاخره وقتي عدهاي ميلياردي پول بگيرند كمكم به هم شبيه ميشوند و مثل هم ميانديشند پس بيخيال شرايط حساس جامعه و كشور ميشوند و به اسم آشتي ملي به ميهماني شكمچراني عابربانكي ميروند كه معلوم نيست اين حلال خدا را چگونه جمع كرده است.
ديدن تصاوير اشخاصي كه داعيهدار اسلام، معنويت و مردم داري هستند در اين جشن ناخودآگاه دلمان را به درد ميآورد اما بدتر آنكه خوب ميدانيم همينها كه روز غدير اينگونه كنار هم خوردند و نوشيدند و خنديدند و يكديگر را بغل كردند و پرچم جناب متمول را بالا بردند، خيلي زود عليه هم بيانيه صادر ميكنند و دوباره به جان هم ميافتند. درد فوتبال درد بيدردي است، درد فوتبال اين است كه فوتباليها اصلاً نميدانند درد چيست. درد فوتبال اين است كه فوتباليها طي اين سالها اينقدر خوردهاند كه دردي را احساس نميكنند، درد فوتبال درد بيدردي است و بزرگان گفتهاند كه درد بيدردي علاجش آتش است،علاجي كه شايد براي اين فوتبال شفابخش باشد.