۱- اول خنده ات ميگيرد. نميداني بايد چه كني سرت را ميان دو دست ميگيري از اين همه گيج رفتن كه زمين نخوري با مخ!
و واقعا در ميماني كه چه بايد بگويي و چه بكني، نه فرياد به جايي ميرسد و نه اين همه نوشتن و نوشتن و نوشتن. اما چاره چيست، نگرانيها اجازه نميدهد سكوت كني و تماشاگر اين سياه بازي باشي!
نامه پشت نامه است كه ميآيد. نامههاي تهديد آميز و اخطار دهنده. اما با آقايان كه درميان ميگذاري مضمون اين نامهها را، چنان مطمئن و حق به جانب حرف ميزنند و توضيح ميدهند و انكار ميكني، كه نميداني چطوري قانع ميشوي و البته مسخ اين گفتار شيوا اما هوش و حواست كه سر جايش ميآيد و نگاهي دوباره مياندازي به نامههاي پي درپي و مرور ميكني قوانين را، ميبيني كه چه كلاه گشادي بر سرت رفته و چطور با توجيهات بيپايه و اساس توانستهاند از زير پاسخ دادن به سؤالات مكررت فرار كنند و حالا باز هم تو ماندهاي و اين همه سؤال بيجواب و نگرانيهاي فراوان از اتفاقي كه اگر رخ دهد، نابود ميشود ورزش.
۲- در دومين نشست كميته مشترك وزارت ورزش و جوانان و كميته ملي المپيك كه اين بار به صرف صبحانه برگزار شده بود، همه چيز آرام آرام بررسي شد و هيچ نگراني از چهره هيچ يك از آقايان حاضر در جلسه ديده نميشد. دست آخر هم قدمي، نايب رئيس كميته ملي المپيك گفت كه تا سه ماه بعد از پاراالمپيك زمان داريم براي برگزاري انتخابات كميته ملي المپيك و اصلاح اساسنامهها اما كار زمان بري است كه از يك نقطه شروع شده و به يك نقطه ختم ميشود اما اولتيماتوم زماني براي آن وجود ندارد.
۳- در تازهترين نامه ارسالي به علي آبادي و افشارزاده، رئيس و دبير كميته ملي المپيك، از سوي كميته بينالمللي المپيك در ۲۴ اكتبر(۲ آبان)، عنوان شده كه «به زودي نظر خود را درباره اساسنامههاي فدراسيونهاي ملي و كميته ملي المپيك ارايه ميكنيم. در اين راستا به شما متذكر ميشويم كه هيچ انتخاباتي براي كميته ملي المپيك ايران تا زماني كه روند بازنگري اساسنامه آن بين كميته ملي المپيك ايران و IOC بر اساس نسخه كنوني منشور المپيك و درخواستهايIOC نهايي نشده است، برگزار نميشود. اين بازنگري به زودي انجام ميشود.» و البته تاريخ نامه و تاريخ برگزاري جلسه كميته مشترك نشان ميدهد قدمي و ساير اعضا، از مضمون نامهاي كه چند روز قبل رسيده بوده باخبر بودند. با اين وجود اما گفته ميشود كه مشكلي نيست واولتيماتوم زماني وجود ندارد و...!
۴- واقعيت هر چه كه هست، بيارتباط با نگراني هايي كه در خصوص وضعيت ورزش است، نيست. واقعيتي كه نامههاي پي در پي كه به كميته ملي المپيك ارسال ميشود، ثباتي بر آن است كه پشت پرده توجيهات آقايان پنهان مانده است.
اينكه برگزاري مجامع مختلف، آن هم قبل از اصلاح اساسنامه و گرفتن تائيد كميته بينالمللي المپيك، بر خلاف قانون است و دردسر ساز، همان واقعيتي است كه نگرانيهاي فراواني را باعث شده است. اما اين واقعيت، مدتهاست كه پشت پرده مانده. پردهاي ضخيم از انكارها و توجيهات غير مستدلي كه سعي در آرام نشان دادن اوضاع دارد. اما اين پنهانكاريها نميتواند دوام زيادي داشته باشد و مثل نامه هايي كه پنهان شده بودند اما يك به يك، آشكار شدند، به زودي خود را نشان ميدهند. اما مسئله تنها فاش شدن واقعيت نيست. مسئله اين است كه ورزش در پي اين پنهان كاريها و فاش شدن دير هنگام واقعيت متضرر نشود. آن هم تنها به اين دليل كه برخي نميخواهند خود را با قوانين هماهنگ كرده و بپذيرند اشتباهاتشان را و تغيير دهند مسير نادرستي را كه بنا به مشاورههاي غلط در پيش گرفتهاند و انتهايي جز نابودي ورزش ندارد!