آمار ثبت شده در سازمان پزشكي قانوني نشان ميدهد سال گذشته ۶۲۹ هزار و ۳۶ نفر بعد از درگيري به پزشكي قانوني مراجعه كردهاند. در خبر مربوط به مردادماه سال گذشته اين سازمان اعلام كرد بيش از ۵ ميليون پرونده نزاع در ۱۰ سال اخير تشكيل شده است. بر اساس پروندههاي ارجاعي به سازمان پزشكي قانوني در دهه ۸۰ (۱۳۸۰ تا ۱۳۸۹)، ۱۱ هزار و ۱۱۹ نفر بر اثر اصابت سلاح سرد جان خود را از دست دادهاند كه به طور متوسط در هر سال هزار و ۱۱۹ نفر با اين نوع سلاح كشته شدهاند. نظر به اهميت موضوع، «جوان» تلاش ميكند در گفت و گو با كارشناسان اين موضوع را بازكاوي نمايد. دهمين بخش از اين گفتار گفت و گوبا الهام شيرازي، روانپزشك است.
درگيريهاي خياباني آسيبي اجتماعي است كه با انگيزههايي متفاوت رخ ميدهد. برخي از اين درگيريها پيامدهاي ناگواري براي افراد و جامعه به همراه دارد. دليل بروز چنين پرخاشگريهايي را چه ميدانيد؟ ميتوان از دلايل متفاوتي ياد كرد. كنترل هيجان يا خشم، از مهارتهايي است كه فرد بايد از كودكي آن را بياموزد، هرچند اين موضوع ريشههاي ژنتيك و بيولوژي هم دارد. مجموع رفتار، هيجان و افكار را روان فرد ميگوييم. اينها از مغز سرچشمه ميگيرد و واكنشهايي است كه در سيستم مغز و اعصاب ما وجود دارد. بخشي از اين مورد به ژنتيك و بخشي هم به بيولوژي سيستم اعصاب و بخشي هم به يادگيريهايي كه داريم، برميگردد. ممكن است فرد از دوران كودكي ديده باشد كساني كه هيجانهايشان را كنترل نكرده بودند، بيشتر به هدف رسيدهاند، مثلاً زماني كه آن فرد عصباني شده، بقيه كوتاه آمدهاند و. . . مثلاً از همان بچگي ديده است كه وقتي خواستهاي را مطرح كرده، به او گفتهاند نه اما وقتي كه پرخاشگري و عصبانيت و... به خرج داده است، تسليم شدهاند. اين فرد در اجتماع، مدرسه و... نيز شاهد اين رفتارها بوده است. در اين صورت طبيعي است كه جامعه به او ياد دهد اين شيوه مؤثرتر است و از اين روش استفاده كند. ما بايد تربيت را اصلاح كنيم، يعني در محيط خانواده پدر و مادرها ياد بگيرند فرزندان خود را چگونه مديريت كنند. اين مهم در اجتماع هم مصداق دارد. فرد در جامعه بايد ياد بگيرد كه اگر رفتارش عاقلانه و انسانيتر باشد، به هدفش ميرسد. اگر اختلالات را شناخته و درمان كنيم، عوارض آن هم كاهش پيدا ميكند. در مورد اختلالات خلقي نيز همين طور است. اگر كسي دچار افسردگي، اختلالات دوقطبي، اضطرابي و... شود، ميتواند به نوعي كنترل اين افراد را مختل كند و موجب بروز رفتارهاي نامناسب در آنها شود.
دركنار اين موضوع، مورد ديگري نيز با عنوان آموزشهاي مهارتهاي زندگي وجود دارد كه در بعضي كشورهاي پيشرفته جزو كتابهاي درسي است كه كودك مهارتهاي زندگي را آموزش ميبيند. يكي از مهارتهاي دهگانه، مديريت استرس است و ديگري مديريت هيجان كه روي اين نوع موضوعات با كودكان كار ميكنند و باعث بالا بردن مهارت در كنترل هيجانات و... ميشوند. ما بايد رفتار و هيجان را از هم جدا بدانيم. اگر ما به فرزندانمان ياد بدهيم كه در عين اينكه دچار هيجان ميشوند سعي كنند رفتار خود را كنترل كنند، طبيعتاً عوارض اجتماعي آن كاهش پيدا ميكند. ما بايد جلوي رفتارهاي غلط فردي را كه موجب درگيريها و پرخاشگريها ميشود، بگيريم.
به باور شما بيش از همه چه قشري از افراد جامعه درگير نزاعهاي خياباني ميشوند؟ بايد اين را قبول كرد كه در نوجوانان و جوانان كنترل هيجانات كمي سخت تر است. جوانان به دليل تغييرات هورموني و بيولوژيكي كمتر بر هيجانات خودشان كنترل دارند. البته اين امر به اين معنا نيست كه همه جوانان اين گونه هستند. اين وضعيت، رويدادي گذراست؛ چراكه اين افراد نه آن قدر بچه هستند كه بخواهند حرف بزرگترها را گوش كنند و مديريت آنها را بپذيرند و نه آن قدر بزرگ هستند كه خودشان بتوانند مسائل را مديريت كنند. كسي كه در چنين شرايطي قرار دارد، مطمئناً استرس او بالا خواهد رفت، يعني چيزهايي را ميخواهد اما هنوز توانمنديهاي لازم را ندارد و... همين مسائل باعث ميشود كه تا حدودي تنشهايش نيز بالاتر رود. در عين حال نيز چون ميخواهد خود را از ديگران مستقل بداند، ممكن است با ديگران درگير شود. در چنين مواقعي اگر بزرگترها آرامش داشته باشند، ميتوانند از اين پرخاشگريها و هيجانات افراد جوانتر كاسته و مانع از تنش بيشتر شوند.
به نظر شما در اين ميان محيط زندگي فرد آيا در سوق پيدا كردن افراد به درگيري و نزاعها تأثير داشته است؟ بله، يكسري مسائل وجود دارد كه مجموعاً استرسهاي محيط را بالا ميبرد. معمولاً در محيطهايي كه فضا كم و جمعيت زياد است، يعني فضا كمتر از ميزان جمعيت است، استرس سير تصاعدي را طي ميكند. هر آدمي به هر حال يك فضايي نياز دارد، اگر در فضايي كه جمعيت بيش از حدي را در خود پذيرا باشد، استرسي كه به افراد وارد ميشود، بسيار بيش از افرادي است كه در محيط بازتري زندگي ميكنند. اين موارد آستانه تحمل افراد را پايين ميآورد و تحريك پذيري و عصبانيت بالا ميرود و در نهايت منجر به درگيري و... ميشود.