رسانهها در قامت «ابرقدرت» بر جهان امروز حكومت ميكنند، يعني:
- افكار نوع بشر را بر اين كره خاكي ميسازند.
- مسير حركت و سبك زندگي را تعيين ميكنند.
- افرادي را تا عرش بالا و كساني را تا فرش پايين ميكشند.
- حمله ميكنند.
- دست به تهديد ميبرند.
- مسئوليتها و پستها را تقسيم ميكنند.
- دست به عزل و نصب مقامات ميزنند.
- نرخگذاري ميكنند و قيمتها را بالا و پايين ميبرند.
- مجازات ميكنند(با بايكوت رسانهاي يا افشاگري.)
اينها نمونههايي از قدرت خيرهكننده رسانهها در دنياي معاصر است. در اين ميانه، هوش و حواس رسانههايي كه در فرهنگهاي اصيل جامعه همچون فرهنگ ايراني- اسلامي نفس ميكشند، بايد جمع باشد كه در كنار هوشمندي و حرفهايگري در مقابله با رسانههاي مهاجم، سبك اطلاعرساني خود را بر مدار فرهنگ اصيل جامعه خود استوار كنند. مانيفست حيات و فعاليت رسانههاي مهاجم بر ايده معروف ماكياوليستي «هدف، وسيله را توجيه ميكند» استوار است؛ به اين معنا كه بر اساس تفكر ماترياليستي- كاپيتاليستي، «مردم، رعيت رسانهها هستند». بنابراين رسانهها در نقش «سلطان، حاكم، والي و خان» اختياردار مردمند! اين در حالي است كه فرهنگ اصيل ما، دقيقاً نقطه مقابل اين ايده است. از اين رو، يك رسانه در فرهنگ ايراني- اسلامي براي اثرگذاري، محبوبيت در افكار عمومي، ماندگاري و در اصطلاح حرفهاي «ستاره شدن» بايد سبك اطلاع رساني «ايراني- اسلامي» را در دستور كار خود قرار دهد، در غير اين صورت از سوي مردم پس زده خواهد شد. در فرهنگ اصيل ما، مردم رعيت رسانهها نيستند بلكه ولينعمت هستند.