
تو گويي لفظ «من» در هر عبارت
به سوي روح ميباشد اشارت
چو كردي پيشواي خود خرد را
نميداني ز جزو خويش خود را
برو اي خواجه خود را نيك بشناس
كه نبود فربهي مانند آماس
منِ تو برتر از جان و تن آمد
كه اين هر دو ز اجزاي من آمد
به لفظ من نه انسان است مخصوص
كه تا گويي بدان جان است مخصوص
هويت، پديدهاي فرهنگي و اجتماعي است كه افراد، گروهها، اقوام و مردم يك جامعه با نمادسازي براي احراز وجود خود و تمايز از ديگران به وجود ميآورند. به عبارت ديگر مرز هر فرد نسبت به ديگران توسط هويت او مشخص ميشود. به همين دليل بررسي هويت ملي يكي از مباحثي است كه از اهميت تاريخي و جامعهشناختي فراواني برخوردار است. اهميت تاريخي از آن جهت است كه اين پديده در فرايند زمان در جامعه شكل گرفته و از رويدادها و تغيير و تحولات تاريخي تأثير پذيرفته است، همچنين هر هويتي كه امروزه در جامعه و ميان گروههاي اجتماعي مشاهده ميشود، برگرفته از جريانهاي تاريخي ادوار مختلف است. اين بحث از نظر جامعهشناختي هم اهميت دارد چراكه يكي از عوامل مهم انسجام اجتماعي و وفاق ملي در هر جامعهاي تلقي ميشود. به عبارت ديگر هر اندازه كه يك ملت از هويتي محكمتر و منسجمتر برخوردار باشد، به همان اندازه در تحكيم پايههاي همبستگي و وفاق اجتماعي موفقتر خواهد بود.
هويت در ايران بررسي سوابق تاريخي هويت در ايران اهميت اساسي دارد. در گذشته غرب با دانش و كارشناسي نوين و نيز دانش و فناوري نظامي برتر، زمينه نوعي سلطه را بر سرزمينهاي اسلامي و به ويژه ايران (حتي در مقاطعي به عنوان ژاندارم منطقه) فراهم كرده بود. به همين دليل رويكردهاي ايران در مواجهه با تمدن غرب متكي بر مرعوب شدن، خودباختگي و تسليم بوده و متأسفانه رويكردي كه به گزينش آگاهانه از تمدن غرب متمايل باشد هميشه به كناري كشيده شده است؛ لذا ما ميتوانيم شاهد عقبافتادگي جامعه ايران در مقابل جامعه جهاني در آن مقطع زماني باشيم.
رسالتهاي دوره پهلوي در سه محور شبه مدرنيسم، سكولاريسم و ناسيوناليسم خلاصه شد و براين اساس پايه ديني هويت ايراني متزلزل و «ايرانيت» در مقابل «اسلاميت» قرار گرفت. همچنين يكسونگري در تبيين هويت ملي ايران وفاق اجتماعي را بر هم زد و دينزدايي از جامعه سبب واكنش طرفداران هويت ديني شد كه در نهايت به صورت انقلاب اسلامي در جامعه ظهور و بروز يافت.
سدي در برابر هويتهاي مخدوش بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، امام خميني(ره) در مقابله با هجمه غرب كه هدف هويتزدايي از جامعه ما را پي گرفته بودند، بحث هويت ملي اسلامي را مطرح كردند؛ هويت اسلامياي كه براي زندگي دنيوي و اخروي مردم برنامه دارد و در سايه اين هويت، انسان سعادت حقيقي را به دست ميآورد.
در همان زمان بسياري تلاش داشتند با نهادينه كردن هويت ايراني - باستاني در برابر هويت ايراني - اسلامي بايستند يا حداقل شبهاتي را در اين زمينه ايجاد كنند اما شهيد مطهري كتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» را به رشته تحرير درآورد و هويت اسلامي، تاريخ و عزت مسلمانان را براي انسان معاصر معرفي كرد تا مردم به اين هويت ببالند.
شهيد مطهري در آن مقطع، در مقابل جمود، تحجر و روشنفكرمآبي و همچنين روشنفكران غربزده ايستاد و با انديشه اصيل خود، تعاليم اسلام ناب محمدي را به مثابه گوهر ارزشمند و گنج گرانبها به ملت ايران و جهان معاصر عرضه كرد. وي ايجاد دوگانگي بين علم و ايمان را از جمله عوامل انحطاط جوامع اسلامي ميدانست و معتقد بود علم و ايمان در اسلام توأم هستند و در سايه اين دو، پيشرفت و عدالت نيز محقق ميشود.
جنگ هويتي هويت ايراني ـ اسلامي متضمن استقلال، آزادي، پيشرفت و عزت نظام اسلامي است. انقلاب اسلامي توانست هويت ديني را در ايران زنده كند و چرايي خصومت و مخالفت دشمنان و غرب در ۳۳ سال گذشته دقيقاً از همين امر سرچشمه ميگيرد. در حال حاضر يكي از اضلاع پايهاي جنگ نرم استكبار عليه مسلمانان و ملت ايران، جنگ هويتي است تا بتواند ضمن گرفتن هويت ايراني ـ اسلامي از جامعه ايران اين مسئله را در نامگذاريها، آداب و رسوم و محتواهاي فرهنگي پيريزي و دنبال كنند. اما در اين ميان، با چه تمهيداتي ميتوان هجوم فرهنگي همهجانبه غرب عليه فرهنگي اسلامي را خنثي كرد؟ بدون شك پاسخ چيزي جز پايبندي و پافشاري بر هويت ديني و شعائر اسلامي نخواهد بود. هويت به عنوان مولفهاي مؤثر در اجتماع تاكنون مورد هجمههاي زيادي قرار گرفته است. در عصري كه تحت عنوان جهاني شدن از آن ياد ميشود غربيان با رويكرد هويتزدايي نسبت به اين موضوع اقدامات متنوعي داشتهاند. يكي از شاخصترين زمينههاي ورود به هويت و مخدوش كردن آن، از وجوه مختلف فرهنگ است. ترويج فرهنگ بيبندوباري، به چالش كشيدن موضوع عفاف و حجاب، سير فزوني مصرفگرايي و گرايش به كالاهاي خارجي و. . . تنها بخشي از اقدامات غربيها در سه دهه اخيردر راستاي هويتزدايي از جامعه ما بوده است.
فرد بيهويت
با خلل وارد شدن به هويت كه متاثر از شناخت خود و جامعه است، آسيبهاي زيادي به جامعه تحميل ميشود. شناخت هويت فردي تاجايي اهميت دارد كه در آموزههاي ديني ما شناخت خود، مبناي شناخت خداوند معرفي شده است. فردي كه دچار از خودبيگانگي شده بدون هيچ پشتوانه فكري به مظاهري روي ميآورد كه خود، معنايي از آنها را در ذهن ندارد و به رفتارهايي تن ميدهد كه تنها از روي غفلت از خود است. فردي كه خود و اهميت وجود خود را بشناسد عزت نفسي براي خود قائل ميشود.
بايد متذكر شد كه هويت فردي مقدمهاي براي هويت اجتماعي محسوب ميشود و آنچه به جامعه استحكام ميبخشد اين است كه مردم يك سرزمين به ارزشهايي به عنوان هويت مشترك، معتقد باشند و در راستاي منافع ملي خود گام بردارند، اما چگونه؟
نظام ما بايد از يك سو به نوجوانان و نيازهاي روانشناختي آنها كه مهمترين آنها، نياز به كسب هويت اجتماعي است، توجه كند و از سوي ديگر، عملكرد درست و مناسب با هنجارها و ارزشهاي فرهنگي جامعه توسط نهادهاي خانواده، مدرسه، رسانهها، تلويزيون و سيما و دولت و. . . مورد توجه قرار گيرد تا نوجوانان را جذب كند و الگوهاي جذاب و مناسب با ارزشهاي فرهنگي جامعه، برايشان ساخته شود و آنها را جامعهپذير كند.