محمدصادق زماني: يكي از چالشهاي جدي دوران معاصر، رشد و فعاليت گسترده عرفانهاي پوشالي و شبكههاي شبه معنوي در جهان است كه در صورت مهار نشدن، بيترديد جهان معاصر را به سمت بيهويتي سوق خواهند داد.
عرفانهاي پوشالي در كشور ما هم چند سالي است بساط خود را پهن كردهاند. بساط اين تفكرات انحرافي را در برخي كتابها، فيلمها، مدارس و محافل زيرزميني ميتوان مشاهده كرد. هرچند خاستگاه اين شبكههاي مدعي عرفان، دنياي غرب است اما در كشور ما به شكل خطرناكتري ظاهر شدهاند و فعاليت ميكنند؛ خطرناك از آن جهت كه اين گروهها براي رسيدن به اهداف خود و با اطلاع از مقاومت افكار عمومي دربرابر آنان در صورت معرفي عريان تفكراتشان، به صورتي كاملاً زيركانه يا بهتر است بگوييم موذيانه فعاليت ميكنند. سرشاخههاي اين فرقهها با كشيدن روكشي از باورهاي مورد پذيرش اكثريت جامعه ايران بر مرام و مسلك خود، ماهيت واقعيشان را در وراي اين روكش و نقاب پنهان كردهاند و با عناويني فريبنده به عضوگيري پرداختهاند.
بسياري از عرفانهاي نوظهور خود را بر اديان مقدم ميدانند؛ البته بسياري از اين شبكهها در ابتدا اين موضوع را پنهان ميكنند اما به مرور زمان و پس از جذب افراد اعلام ميكنند كه انسان نبايد در چارچوب دين محدود بماند! در پس پرده شبكههاي سازمان يافته عرفانهاي پوشالي، تركيبي از اهداف و پروژههاي سياسي، فرهنگي، اعتقادي، اقتصادي و اجتماعي نهفته است. كاركرد اصلي اين شبكهها، سوق دادن افراد به سمتي است كه پس از خروج از دين و اخلاق و ورود به وادي «خودحق پنداري» و سپس «بي هويتي»، خواستههاي خود را به انديشه اعضا القا ميكنند و بعد از آن، پروژههاي خود را به اجرا درميآورند.
يكي از مهمترين اهداف اين شبكهها، شكستن حريم روابط زن و مرد و آزادي جنسي است. در كشور ما و در برخي از اين فرقهها، رهبر فرقه در محافل و كلاسهاي مختلط، با حربهها و شگردهاي گوناگون، زنان و مردان نامحرم حاضر در جلسه را به وادي شكستن حريمها ميكشانند. برخي ديگر از اين شبكه ها- مانند فرقه اكنكار كه در كشور ما هم فعاليت دارد- براي توجيه اين وضعيت، طرح «ازدواج عرفاني» را راهانداختهاند كه در جريان آن، زنان، مردان، دختران و پسران نامحرم با حكم سرشاخه فرقه به هم محرم ميشوند و در اصطلاح «ازدواج عرفاني» ميكنند!
اين فرقهها به دنبال خالي كردن قالبهاي اصيل هويتي و قالب كردن بيهويتي يا هويتهاي كاذب به انديشه و منش افراد هستند.