کد خبر: 491950
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
كاهش قابل توجه نرخ زاد و ولد در كشور و رسيدن رشد جمعيت به ۳/۱ درصد، زنگ خطري است كه مدت‌ها قبل از سوي كارشناسان و متخصصان جمعيت‌شناسي كشور مطرح شد و اكنون نيز رهبر فرزانه انقلاب با تأكيد بر لزوم افزايش نرخ باروري و رشد جمعيت در كشور، ادامه سياست تحديد جمعيت بعد از تحقق اهداف مورد نظر در اواخر دهه ۷۰ را خطا دانستند. 

با وجود اين و به رغم تمام دلايل علمي ناظر بر لزوم افزايش جمعيت، اين موضوع هنوز با مقاومت نسبي برخي افراد در جامعه مواجه است؛ مخالفتي كه به نظر مي‌رسد بيشتر از آنكه بر مبناي استدلال و منطق باشد از جنس نگراني و احساسات و بر اساس سطحي‌نگري‌هاي ناشي از نگاه مادي‌گرايانه و بي‌توجهي به آمار و ارقام دقيق علمي و پژوهشي حاصل شده است. 

حال بياييد هرگونه قضاوت و پيشداوري را كنار بگذاريم و يك بار ديگر چرايي لزوم افزايش جمعيت را مورد بررسي قرار دهيم. دلايل چرايي افزايش جمعيت را مي‌توان در سه گروه دلايل فردي، اجتماعي و اعتقادي دسته‌بندي كرد. 

تك فرزندي كه اكنون سال‌هاست به پديده غالب در ميان خانواده‌هاي كشورمان تبديل شده، در وهله نخست تبعات منفي روانشناختي براي فرد و خانواده در بر دارد. بنا به تأكيد روانشناسان، تك فرزندها بيشتر در معرض آسيب‌هاي روحي و رواني قرار دارند زيرا خواهر و برادري ندارند تا كنش‌هاي اجتماعي شدن و روابط خانوادگي را در خلال زندگي با آنها تجربه كنند. از سوي ديگر با ادامه چنين روندي بسياري از روابط بين فردي در خانواده دچار خدشه مي‌شود و ساختار اجتماعي خانوادگي و خويشاوندي با ادامه اين روند به طور جدي دچار چالش مي‌شود. با گسترده‌تر شدن دايره بحثمان از فرد به جامعه به نرخ رشد ۳/۱ درصدي مي‌رسيم؛ رشدي كه بر اساس قواعد جمعيت‌شناسي اجازه نمي‌دهد تا يك نسل جايگزين نسل بعدي شود و در صورت ادامه مي‌تواند به انقراض نسل منجر شود. پير شدن هرم سني جمعيت نيز از دلايل مهم ديگري است كه بر لزوم افزايش جمعيت تأكيد دارد. زيرا جوانان هر جامعه نيروي كار و عامل قدرت آن به شمار مي‌آيند و پير شدن جامعه يعني كاهش نيروي مولد و سازنده آن. از سوي ديگر نيز جمعيت يكي از اصلي‌ترين عوامل توسعه يك جامعه است به گونه‌اي كه امروز كشوري مانند چين به واسطه نيروي انساني مولدش به قطب صنعت و تجارت جهان تبديل شده است. 

از عوامل اجتماعي هم كه عبور كنيم به مسائل اعتقادي مي‌رسيم. خداوند در سوره مباركه اسراء آيه ۳۱ مي‌فرمايد: « فرزندانتان را از ترس فقر به قتل نرسانيد، ما آنها و شما را روزي مي‏دهيم ». همچنين بر اساس ديگر آيات و روايات اسلامي و هر آنچه ناظر بر سبك زندگي اسلامي و ايراني است، رزق و روزي انسان تنها در دست خداوند است بنابراين هرچند شرايط اقتصادي هم تا حدي قابل تأمل است اما فراتر مسائل و دلايل اقتصادي، سبك زندگي مادي گرا و نفوذ نگاه ماترياليستي در بين خانواده‌ها سبب شده است تا فرزندآوري را به بهانه مسائل اقتصادي به تعويق بيندازند. بنابراين اصلاح سبك زندگي و حركت به سمت فرهنگ اسلامي، ازدياد نسل و فرزندآوري را هم تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. 

با اين همه اما نبايد در مقوله ازدياد جمعيت از نقش و وظايف حاكميت نيز غافل شد. همچنانكه خانواده‌ها وظيفه دارند در برنامه‌ريزي‌هاي خود به منظور فرزندآوري، مصالح جامعه را هم در نظر بگيرند، حاكميت نيز موظف است زمينه‌هاي فرهنگي – اجتماعي و اقتصادي اين مهم را فراهم آورد. مصوبه اخير شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مشوق‌هاي اقتصادي خوبي را براي تحقق اين امر در نظر گرفته و بر فرهنگ‌سازي و تدوين الگوي سبك زندگي و ترويج آن تأكيد دارد. البته مهم‌تر از اين مصوبه، اجراي كامل و كارشناسي و همراه با جديت آن به دست دولت است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار