
وجهه بارز و قابل توجه سالهاي اخير در سياست خارجي دولت تركيه ادعاي در پيش گرفتن ديپلماسي به صفر رساندن تنش با همسايگان بوده است كه به اختصار از آن به ديپلماسي صفر نيز ياد ميشود. گفته ميشود كه معمار اين ديپلماسي احمدداود اوغلو، وزير امور خارجه تركيه بوده است. بر اين اساس آنكارا در طول سالهاي اخير ظاهراً سعي كرده است به بازبيني روابط با دولتهاي همسايه پرداخته و به اين روابط سمت و سويي مسالمتآميز دهد. اوج اين ديپلماسي در مذاكرات بين تركيه و ارمنستان ديده شد كه اميد بهبودي روابط بين دو كشور بعد از سالها تنش را ايجاد كرد. هر چند كه به نظر ميرسد داوداوغلو براي پيشبرد ديپلماسي خود تلاش بسيار كرد و حتي در نمونه ارمنستان حاضر شد در زميني خطرناك بازي كند اما تنها چند ساعت لازم بود تا تغيير جهت اساسي اين ديپلماسي از صفر تا صد روشن شود. تنها انفجار چند گلوله خمپاره در شهرك آكچاكاله، واقع در مرز تركيه با سوريه و واكنشهاي سلسلهاي بعد از آن لازم بود تا معلوم شود كه اراده حاكمان آنكارا صفر كردن تنشها نيست بلكه دولت تركيه گاهي در پيشبرد تنشها به سوي اوجش ابايي ندارد.
اگرچه دولت تركيه تا پيش از اين با حمايت علني و آشكار از اقدام به براندازي نظام سوريه حمايت كرده بود اما به هرحال تلاش كرده بود نشان دهد در پي ورود مستقيم به بحران سوريه نيست اما پس از حادثه آكچاكاله با در پيش گرفتن مقابله به مثل به استقبال ورود تمام عيار نظامي براي رويارويي با سوريه رفت. اين تغيير جهت از سوي دولت تركيه و حزب حاكم عدالت و توسعه، AKP، به معناي تشديد كردن بحران در برابر سوريه است كه به نحو كامل در تقابل با ديپلماسي صفر اين كشور انجام ميشود. AKP با اين تغيير جهت خود را به سوي يك موضع تهاجمي در سياست خارجي سوق داد كه نگرانيهاي زيادي از گسترش خشونت و درگيريهاي نظامي در منطقه را ايجاد كرد و بايد گفت كه نميتوان اين وضعيت را بر مبناي ديپلماسي صفر قرائت كرد. وقتي اين تغيير جهت بهتر فهميده ميشود كه به سرعت عمل دولت تركيه در تقديم لايحه مداخله نظامي در سوريه به مجلس تركيه توجه شود. با تأكيد بر اين نكته كه به دليل حضور حداكثري AKP در اين مجلس، لايحه مذكور بدون ترديد به تأييد نمايندگان ميرسيد.
در اين موضوع نميتوان ترديدي داشت كه اردوغان به دنبال اقدامي بيمحابا نيست و نميخواهد در اين قضيه نقش يك مهاجم به خاك سوريه را بازي كند زيرا او به هزينههاي بلند مدت چنين بازي آگاه است. به عبارت ديگر، تيم داود اوغلو كه جهت ديپلماسي را براي اردوغان تعريف ميكند، نقشهها و جاهطلبيهاي بلندپروازانهاي دارد كه بحرانسوريه و نحوه مقابله با آن حكم مرحله مقدماتي اجراي آن نقشهها را دارد اما اين تيم به خوبي ميداند بايد به نحوي اين مرحله را اجرا كند كه فوايد اين اقدامات بيش از هزينههاي احتمالي باشد. عملكرد توسعهطلبانه سياست خارجي تركيه به خصوص بعد از بيداري اسلامي به طور قطع بيانگر اين است كه اين تيم در نقشههاي خود تنها رؤياي سايه انداختن بر سوريه را ندارد بلكه به كل كشورهاي عربي نظر دارد و به اين ترتيب اين مسير كه به نوعثمانيگرايي مشهور است با حمايت غرب در مسير الگوسازي براي احياي سلطه تركيه بر خاورميانه و شمال آفريقاست. بحران سوريه نخستين خاكريز است كه با فتح آن تيم توسعهطلب حاكم بر مسند سياست خارجي تركيه ميتواند به مراحل بعدي فكر كند اما اين تيم در اين فكر است كه اين فتح نبايد چنان آشكار انجام بگيرد تا خاطرات نه چندان دور تسلط امپراتوري عثماني در ميان اعراب احيا گردد و روشن است كه حمله نظامي بيمحابا به سوريه ميتواند چنين خطري را به دنبال داشته باشد.
از اين رو، حضور ديگر كشورها و تشكيل اتحاديهاي براي حمله نظامي به سوريه و اشغال آن براي نوعثمانگرايان آنكارا اهميت اساسي دارد تا به اين وسيله خود را در نظر ديگر كشورهاي عرب از اتهامات احتمالي مبرا كند. در واقع، مسئله اين نيست كه دولت تركيه و حزب حاكم AKP قصد جنگ با سوريه را دارد يا ندارد؛ چراكه گزارشهاي متعددي از جمله گزارش اخير روزنامه تركيهاي جمهوريت پرده از برنامه پنج مادهاي دولت و ارتش تركيه براي حمله به سوريه برميدارد. مسئله اين است كه دولت تركيه اين حمله را به چه صورتي انجام ميدهد و تا چه اندازه ميتواند دستهاي بيشتري را به كار گيرد تا نيت خود را پنهان كند. تا كنون پيمان آتلانتيك شمالي، ناتو يا امريكا و ديگر حاميان غربي دولت تركيه چندان رغبتي براي ورود در قضيه و مشاركت در حمله از خود نشان ندادهاند و همين نيز موجب شده است تيم توسعهطلب هدايتكننده ديپلماسي تركيه با احتياط بيشتري به سوي اهداف خود حركت كند. آيهان سيمسك، تحليلگر دويچهوله در مقاله خود با عنوان «سياست خارجه تركيه چرخشي خطرناك دارد»، به اين نكته اشاره كرده و مينويسد: «اولويت عمده حكومت تركيه بر بسط حوزه نفوذ خود بوده است».
از نظر اين تحليلگر، دولت تركيه اين سياست را به نحوي ادامه داده كه ديپلماسي صفر خود را به نقطه «دوستان صفر» رسانده است. او در اين زمينه نظر احسان داجي، پروفسور روابط بينالملل را نقل ميكند كه معتقد است تركيه نه تنها در مورد منازعات در مرزها و همسايگان خود بلكه در مورد تمام دستاوردهاي دموكراتيك داخلي در دهههاي اخير نيز دچار اشتباهات زيادي شده است. او ميگويد: «ما قدرت نرم خود را كنار گذاشتهايم و تلاش ميكنيم تا در مورد همسايگانمان با قدرت نظامي عمل كنيم».