کد خبر: 491872
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۴۰
مگر دوباره ز دارالفنون شود آباد
محمد نيكنام
مدتي قبل به لطف يكي از اساتيد، موفق به ديدار از دارالفنون شدم. دروازه اصلي مدرسه كه در خيابان ناصر‌خسرو واقع شده با آجركاري، گچ بري و كاشي‌كاري مزين است. در كناره‌هاي دروازه، توضيحاتي در مورد بنا وجود دارد و بالاي آن با كاشي‌هاي آبي نام دارالفنون مي‌درخشد اما خود دروازه مدت‌هاست كه بسته است. از در كناري وارد شدم و از قسمت اداري كه كتابخانه‌اي كوچك و ويترين‌هايي از يادگاري‌ها مانند زنگ قديمي مدرسه و تلفن هندلي در آن بود گذشتم، بر ديوار شعري از عارف قزويني نقش بسته بود كه:«خراب، كشور ايران ز دست جهل و فساد/ مگر دوباره ز دارالفنون شود آباد»
از قسمت اداري وارد حياطي شدم كه سرسبز و زيبا بود و گذشتن نور از ميان شاخه‌ها و بوي گل، آجر، خشت و روح علم و ادب كه در فضايش شناور بود، مكاني رؤيايي را در ذهنم تداعي مي‌ساخت. حياط، محصور در پنجاه اتاق بزرگ و سالن تئاتر است؛ اتاق‌ها محل برگزاري كلاس‌ها بوده و در سالن كه محل برگزاري امتحان و سخنراني بوده، تئاتر هم اجرا مي‌شده است. ديوارها آجري و ساختمان دو طبقه است. ديوارها سترگند و استوار. 

بر ديوارها كاشي‌كاري هايي را مي‌بينيم كه آياتي از قرآن كريم و اشعاري آموزنده همچون «از مكافات عمل غافل نشو» و «از ايران جز آزاده هرگز بر نخاست» نقش بسته است؛ تركيبي متفكرانه و زيبا براي كساني كه براي تحصيل علم به اين محل مي‌آمده‌اند. وارد ساختمان مي‌شوم. راهروهايي پرنور با پله هايي كه هنوز محكمند. در زيرزمين آبخوري سنگ بزرگي تعبيه شده است كه ديدنش خالي از لطف نيست؛ چند سوراخ براي خروج آب در آن، جا خوش كرده است كه لابد شاگردان از آنجا رفع عطش مي‌كرده و دوباره به كلاس مي‌رفته‌اند. كلاس‌هايي بزرگ دارد با نورگير و پنجره‌هايي چوبي. 

به طبقه دوم مي‌روم. آنجا هم زيباست. به حياط نگاه مي‌كنم، طراحي حياط پرچم انگليس را در ذهن تصويرسازي مي‌كند؛ انگار كه قرار بوده شاگردان مدرسه، استعمار پير را زير پا بگذارند و ايران را بسازند. قرار بود نامش «مكتبخانه شاهي» باشد ولي شد دارالفنون كه ترجمه واژه فرنگي «پلي تكنيك» است. دارالفنون به فرمان و كوشش اميركبير در روز يك‌شنبه نهم ديماه سال۱۲۳۱ شمسي، درست سيزده روز قبل از قتل اميركبير افتتاح شد. اين بنا به مساحت ۷هزار و ۲۰۰ متر با طرحي شبيه طرح عمارت سربازخانه ويليچ انگليس كه نقشه آن را ميرزا رضاي مهندس كه در زمان عباس ميرزا براي تحصيل به انگلستان فرستاده شده بود كشيد و محمدتقي‌خان معمار باشي بناي آن را ساخت و هشتاد سال بعد در فاصله سال‌هاي ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۰ توسط «نيكولاي ماركوف» روسي بازسازي شد. انتخاب معلمان از كشور‌هايي كه سابقه كمتري در استعمار داشتند؛ توسط ميرزاتقي‌خان اميركبير نشان از خستگي كشور از دخالت خارجي و بي‌اعتمادي نسبت به آن كشورها دارد. گرچه اين اساتيد وقتي به ايران رسيدند با استقبال سردي مواجه شدند! چراكه دو روز بود ديگر امير، صدراعظم ايران نبود! مدرسه افتتاح شد با ۳۰ شاگرد در رشته‌هايي كه مورد نياز ارتش ايران بود؛ توپخانه، معدن، طب، مهندسي و. . .
علم و دانش از ظلم شاهانه بر خاك نشسته ايران، چون ققنوس از خاكستر برخاست. شاگردان ومعلمين اين مدرسه پيشرو در حركت‌هاي آزادي‌خواهانه و آگاه‌كننده مردم ايران شدند. اين مدرسه حدود يك و نيم قرن محل توسعه علم ودانش بود، تا اينكه در۱۱/۶/ ۱۳۷۵ به شماره ۱۷۴۸ در فهرست آثار ملي ثبت شد. اما اين روزها ساختمان دارالفنون زخمي است. چند وقت پيش آنجا بودم؛ ديوارها را تراشيده بودند پنجره‌ها شكسته و درها را كنده بودند، گرد تنهايي بر تخته سياه كلاس‌ها نشسته و راهروها پر از سكوت بود. آن وقت آرام گفتند كه بي‌صاحبي بد درديست اما از آن بدتر وقتيست كه دو صاحب بر جايي ادعاي مالكيت داشته باشند! دارالفنون هم به اين درد گرفتار شده. آموزش و پرورش و ميراث فرهنگي ادعاي مالكيتش را دارند. كاش كسي برايش دلسوزي نمي‌كرد و هنوز مدرسه بود! چند شب پيش كه در برنامه‌اي چند عكس از دارالفنون نمايش دادند شور‌بختانه هماني بود كه من ديدم و هيچ پيشرفتي در تعميراتش اتفاق نيفتاده بود. محلي كه سال‌ها به ساختن كشور كمك كرده است و اكنون نيز مي‌تواند موزه، مدرسه يا دانشگاه باشد اما خراب است و غريب! 
وقتي خودمان حرمت جايي را كه محل تزريق دانش و فهم علمي به ايران‌زمين بوده است نگه نداريم، چه كسي مي‌خواهد حرمت علم و دانش و دانشمندان را نگه دارد؟!
از قديم گفته‌اند:«حرمت امامزاده را متولي‌اش نگه مي‌دارد.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار