به قدرت رسيدن ساكاشويلي محصول جرياني بود كه در ادبيات سياسي انقلابهاي رنگي يا مخملي خوانده ميشود. ۲۷ تا ۲۹ نوامبر ۱۹۸۹ در چكسلواكي نقطه آغاز اين جريان بود كه در بيش از يك دهه بعد به صورت الگويي درآمد تا زنجيرهاي از اتفاقات مشابه بين سالهاي ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ در كشورهاي صربستان، گرجستان، اوكراين و قرقيزستان را رقم بزند. انقلاب گل رز نام وقايع گرجستان در سال ۲۰۰۳ بود كه پس از اعتراضات نسبت به انتخابات پارلماني به وقوع پيوست. ساكاشويلي در آن موضع مدعي تقلب گسترده انتخاباتي شد و به وسيله كمكها و حمايتهاي مالي خارجي و نيروهاي داخلي خود توانست در نهايت ادوارد شواردنازه را در ۲۳ نوامبر مجبور به كنارهگيري كند. ساكاشويلي كه در آن جريان ملقب به دن كيشوت شده بود، قدرت را بعد از كنارهگيري شواردنازه در اختيار گرفت و هم اكنون دور دوم رياست جمهوري خود را پشت سر ميگذارد كه تا ۲۰۱۳ زمان زيادي از آن باقي نمانده است.
ساكاشويلي كه دو دور رئيسجمهور گرجستان بوده، بر مبناي قانون اساسي اين كشور ديگر نميتواند براي دور سوم نامزد اين مقام باشد و از اين جهت است كه تمام تلاش خود را كرد تا زمينه را براي حضورش در مقام نخست وزيري فراهم كند. او با تغيير قوانين به اختيارات نخست وزير در برابر رياست جمهوري افزود و به اين وسيله محور قدرت را به نخست وزيري منتقل كرد تا آن كه بعد از اتمام رياست جمهوري بتواند در مقام نخست وزيري همچنان قدرت را در اين كشور در دست خود نگه دارد. اين هدف ساكاشويلي در صورتي تامين ميشد كه او و متحدينش بتوانند در انتخابات پارلماني اول اكتبر اكثريت آرا را به دست آورند. به اين جهت بود كه انتخابات اول اكتبر تنها براي تعيين تكليف ۱۵۰ كرسي نمايندگي اهميت نداشت، بلكه نقطه عطفي بود كه تكليف انقلاب رز و دن كيشوت آن را معلوم ميكرد و به بياني مختصر و روشن، اين انتخابات پاسخ شفاف و صريح مردم گرجستان به آن انقلاب و كارنامه قريب به يك دهه آن بود. اهميت خاص انتخابات اول اكتبر موجب شده بود تا از هفتهها قبل دو جبهه غربگرا و مليگرا در برابر هم قرار بگيرند. جنبش متحد ملي به رهبري ساكاشويلي در برابر جبهه روياي گرجستان به رهبري بيدزينا ايوانيشويلي از هفتههاي قبل در برابر يكديگر جبههآرايي كردند و هواداران خود را به خيابانها كشاندند. اين رويارويي يك جبههگيري سرنوشت ساز بود به صورتي كه ساكاشويلي طرف مقابل را متهم به حمايت روسيه از آن ميكرد و مدعي ميشد در صورت پيروزي جبهه مقابل، روسيه بار ديگر بر گرجستان تسلط خواهد يافت. حمايتهاي گسترده كشورهاي غربي از ساكاشويلي موجب شده بود تا مخالفان بر وابستگي حكومت او به غرب انگشت بگذارند. حمايت غرب از او موجب تحميل شدن جنگ با روسيه در ۲۰۰۸ بر مردم گرجستان شده بود، به غير از اينكه حاكميت غربگرايان در گرجستان به فساد دولتي و انحصارطلبي آن در قالب يك نظام پليسي منجر شده بود. با بالا گرفتن رويارويي بين دو جبهه تنها يك اتفاق لازم بود تا شدت تقابل به نهايت خود برسد و انتشار ويدئوهايي از خشونت و بدرفتاري شديد عليه زندانيان درست همين اتفاق بود. اين ويدئوها تصاويري از شكنجه و حتي بدرفتاري جنسي با زندانيان را نشان ميداد و فرصتي ايجاد كرد تا مدافعان از زندانيان در مورد سالها بدرفتاري و مرگ و مير بالاي زندانيان افشاگري كنند. معلوم بود كه مردم گرجستان با مطلع شدن از اوضاع نتوانند آرام بگيرند و به خيابانها ريختند تا قبل از اول اكتبر پايان يافتن دوره حاكميت رز غربي در گرجستان را اعلام كنند.
مردم گرجستان در اول اكتبر به پاي صندوق رأي آمدند تا بين جنبش متحد ملي و جبهه روياي گرجستان يكي را انتخاب كنند، اما در عمل، آنان پاسخ خود را به رز غربي دادند و معلوم شد كه دنكيشوت گرجستاني و حاميان غربي آن نتوانستهاند رأي قبولي را از مردم گرجستان بگيرند. در واقع، مردم گرجستان در نزديك به يك دهه حاكميت رز غربي نه از بهبودي اقتصادي و نه از استقلال سياسي بهرهاي نديدند و تصاوير ويدئويي نيز واقعيت موجود از سركوب رز غربي را به آنان نشان داد. اين عوامل موجب شد تا رز غربي همانند موارد مشابه در انقلابهاي رنگي ديگر، بعد از چند سال حاكميت محكوم به پژمردگي شود و بار ديگر معلوم شود كه انقلابهاي رنگي وارداتي از غرب ريشهاي در اين كشورها ندارند تا بتوانند دوام بياورند.