کد خبر: 488595
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۰۵:۱۴
اين مطلب را محمدرضا تابش، خواهرزاده خاتمي و نماينده اصلاح‌طلب مجلس هفته گذشته در گفت‌وگو با يكي از خبرگزاري‌ها عنوان كرد. 

اين نوشتار در پي آن است كه نشان دهد اگر سيد محمد خاتمي در حوادث سال‌هاي اخير چه در طول حاكميت هشت ساله و چه در فتنه سال ۸۸ و پس از آن گناهي مرتكب نشده، چرا بايد عذرخواهي كند؟و اگر گناهي مرتكب شده آيا با يك عذرخواهي قابل عفو و بخشش است؟ و اصولاً ناجي معرفي كردن خاتمي در شرايط كنوني كشور از سر توهم است يا واقعيت. 

نگاهي گذرا به حاكميت هشت ساله اصلاح‌طلبان گوياي اين واقعيت است كه جريان بيمار روشنفكري در ايران به رغم گذشت بيش از ۱۰۰ سال از آغاز آن در ايران در دوران اصلاحات به اوج خود رسيد و به تدريج نقاب «اسلامي» را از چهره خود برداشت و با وقوع وقايع گوناگون بيش از هر زمان ديگري ماهيت خويش را آشكار كرد. 

اگر در روزگاري افرادي نظير تقي‌زاده‌ها براي تهي‌كردن كشور از انديشه ديني تلاش مي‌كردند كشور را از سرتا پا فرنگي كنند و مظاهر ضدديني را در ايران ترويج نمايند، حاكميت جريان اصلاحات با « قبض و بسط تئوريك شريعت » و ترويج «پلوراليسم ديني» در سايه تساهل و تسامح، پايه‌هاي ديني مردم را يكي پس از ديگري مورد هجمه قرار داد و سيد محمد خاتمي (آن روحاني عبا شكلاتي شيك‌پوش) نه تنها تلاشي براي مقابله با اين دين‌ستيزي‌ها نشان نداد كه به بهانه‌هاي مختلفي (همچون آزادي بيان، فضاي باز سياسي و جامعه مدني ) با حمايت‌هاي نهان و آشكار از تئوريسين‌ها و عمله‌هاي ناتوي فرهنگي (كه اكنون بسياري از آنها به دامن استكبار خزيده‌اند) قدم در راهي نهاد كه نتيجه آن چيزي جز تخريب باورهاي مذهبي مردم نبود. مردم ايران هنوز فراموش نكرده‌اند كه اكبر گنجي همزمان با آغاز ماه محرم در سال ۷۸ در مقاله‌اي با عنوان «خون به خون شستن محال آمد محال» سعي كرد تا اساس قيام امام حسين(ع) و مظلوميت آن حضرت را زير سؤال ببرد و اينگونه وانمود كند كه عاشورا معلول تعارض‌هاي قومي و بالاخص نتيجه خشونت پيامبر در جنگ بدر و خيبر و. . . . . . است. 

البته او ۱۰ سال بعد يعني در سال ۸۸ پا را فرا از اين نهاد و در گفت‌وگو با بي‌بي‌سي، ضمن انكار امام زمان(عج) انديشه مهدويت را برگرفته از مسيحيت خواند! گنجي در اين مصاحبه مدعي شد كه ائمه شيعه نه معصوم و نه واسطه فيضند، بلكه تنها، آدم‌هايي عالم و دانشمند بوده‌اند! 

مردم از ياد نبرده‌اند كه «هاشم آغاجري» عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و از احزاب پرنفوذ جريان اصلاحات در سخنان ۳۱ خرداد ۸۱ خود در همدان با عنوان «پروتستانيزم اسلامي» تقليد مقلدان شيعه از مراجع تقليد را «ميمون‌وار» توصيف كرد و با انتساب كلماتي سخيف به روحانيت شيعه و حتي امامان معصوم، موجي از اعتراضات را در عرصه مذهبي و سياسي كشور برانگيخت. 

سلسله سخنراني‌هاي عبدالكريم سروش در امريكا پيرامون « عقلانيت و شهادت » نيز خود داستان ديگري است كه از حوصله اين نوشتار خارج است، اما فقط براي نمونه‌اي از خروارها به يك مورد اشاره مي‌شود. او چندي پيش براي اينكه فلسفه عاشورا و قيام امام حسين (ع) را به چالش بكشد، مدعي شد: هيچ سند معتبري وجود ندارد كه هدف امام حسين قيام و انقلاب بوده است. 

اما شايد اين پرسش مطرح شود كه اين مواضع چه ارتباطي به خاتمي و دولت او پيدا مي‌كند. پاسخ به اين پرسش چندان دشوار نيست؛ چراكه بسياري از اين افراد از حلقه‌هاي فكري سيد محمد خاتمي در زمان تصدي وي در روزنامه كيهان بودند كه بعدها با خروج از اين روزنامه و تشكيل حلقه كيان، سال‌ها در كلاس درس سروش به آموختن ليبراليسم، پلوراليسم و سكولاريسم پرداختند و پس از دوم خرداد ۷۶ و با حمايت عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ( كه خاتمي او را زينت الوزراي خود عنوان مي‌كرد) به عملياتي كردن آموخته‌هاي ضدديني خود پرداختند. 

آنها تلاش كردند با دريافت موقعيت مناسب در سايه تسامح و تساهل توسط دولت خاتمي فضاي رسانه‌اي ضدديني و انقلابي به‌وجود آورده و بنياد‌هاي ديني حكومت اسلامي را به چالش بكشانند. در اين سال‌ها اما مردم انقلابي كه دينشان بارها از سوي عمله‌هاي فرهنگي جراحت‌هاي عميقي برداشته بود، تنها نظاره‌گر لبخندها و پزهاي روشنفكرمآبانه رئيس دولتي بودند كه هرگز در محكوميت اين هتاكي‌ها نه قدمي برداشت و نه قلمي نگاشت. 

انتخابات ۸۸ كه فرا رسيد، جريان اصلاحات كه اكنون در قالب جنبش سبز خود را بازسازي كرده بود، تلاش وسيعي را آغاز كرد تا بار ديگر به حاكميت بازگردد. از اين رو برخلاف آموزه‌هاي ديني و در پيروي از فلسفه ماكياوليسم كه هدف وسيله را توجيه مي‌كند، حمايت همه گروه‌هاي ضد انقلاب نظير منافقين، لاييك‌ها، سلطنت‌طلبان، همجنس بازان و. . . را جلب كردند.
 
از طنزهاي روزگار اين است كه در اين دوره از انتخابات با انتخاب نماد سبز تلاش كردند به رفتارهاي خود رنگ و لعاب مذهبي بدهند، غافل از آنكه ننگ را نمي‌شود با رنگ پاك كرد. حوادث فرداي انتخابات و جنگ فرسايشي هشت ماهه فتنه‌گران عليه جمهوريت و اسلاميت نظام و سكوت توأم با تأييد خاتمي و ديگر سران فتنه در قبال اين حوادث خود مثنوي ۷۰ من كاغذي است كه بازگويي آن از حوصله اين نوشتار خارج است. اكنون سيد محمد خاتمي با اين پيشينه عزم خود را جزم كرده تا بار ديگر به قدرت باز گردد. 

حال بايد از او و امثال تابش‌ها پرسيد آيا او باز هم بي‌گناه است؟ و اگر گناهي متوجه او هست (كه هست) آيا با يك عذرخواهي قابل بخشش خواهد بود، آيا صلاح است امور مملكت به دست كسي سپرده شود كه اكنون بسياري از همفكران او در شمار اتاق فكر اپوزيسيون خارج از كشورند؟ البته برخورد از سر رأفت نظام با سران فتنه ثابت كرده است كه راه توبه و عذرخواهي همچنان براي آنها باز است؛ اما اينكه آنها بخواهند در مصدر امور قرار گيرند، عملكردها نشان مي‌دهد كه اين صلاحيت از آنها سلب شده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار