بارها و بارها با تمام توان قوانين را فرياد زديم و كميته ملي المپيك با عدم حضورش در مجامع و انتخابات برگزار شده به اين مسئله تأكيد كرد كه برگزاري مجامع و انتخابات بدون تغيير اساسنامه نه تنها اشتباه است كه معنايي جز قبول تعليق آن هم با آغوش باز ندارد.
با اين وجود، مسئولان و متوليان ورزش در اين وزارتخانه تنها حرف خودشان را زدند و به راه اشتباه خود رفتند و هر گونه توصيه، نقد و اقدامي را براي بازداشتن آنها از راه اشتباهي كه در پيش گرفته بودند، دشمني و مغرضانه ميخواندند. اما آخرين نامه، به معناي ريختن آب پاكي به دست عباسي و دار و دستهاش است كه بيتوجه به قوانين، قصد خودنمايي دارند و خيال كوتاه آمدن را هم ندارند! اما آخرين نامه، افشارزاده را كه تا پيش از اين تصور ميكرد با مدارا كردن، ميتواند عباسي و دستيارانش را قانع كند، بر آن داشته تا نشستي جدي باعباسي داشته باشد و خبر از ارسال پاسخ نامه آخر IOC بعد از ديدار با وزير ورش و بررسي مسائل ميدهد.
اما به نظر ميرسد اين نشست و دادن جواب آخرين نامه دريافتي بيشتر به يك بازي شبيه است و عوامفريبي ديگري در كار است، چراكه اين مسئله ديگر شوخيبردار نيست. مسئولان فدراسيون جهاني تأكيد كردهاند اين آخرين اخطار است و منتظر جواب نامه نيستند، بلكه منتظر هستند مسئولان ورزش ايران، برخلاف اين مدت و بيتوجهيهايي كه به قوانين جهاني داشتهاند، روساي سابق فدراسيونها را بر سركار برگردانده و بعد از تغيير اساسنامهها، مجمع و انتخابات را برگزار كنند.
خواسته و اخطار IOCآنقدر واضح و روشن است كه نيازي به ترجمه آن توسط افشارزاده براي وزير ورزش و معاونين او نداشته باشد.
عباسي و معاونان او تا كنون چشم بر تمام واقعيتها و نامههاي تهديدآميز بسته بودند و رويايي جز برپايي حكومتي خودمختار را در سر نميپروراندند. اما ورزش بازيچه نيست كه براي قدرتنمايي و به كرسي نشاندن حرف و ايدههاي غيرمنطقي خود، آن را به سياه چال تعليق هدايت كنيم. عباسي راه را به بيراهه رفته و اين آخرين فرصت است تا دست از اشتباهاتش بردارد و براي نجات ورزش از كابوس تعليق، طبق خواسته مسئولان IOC ادامه اين راه را قانوني طي كند، حتي اگر رعايت اين قوانين با خواستههاي شخصي او همسو نباشد.
متوليان ورزش، طي اين مدت نه به ورزش كه به خواستههاي شخصي خود اهميت دادهاند و نتيجه اين خودخواهي، نامههاي اخطار گونه و تهديد آميز IOC بوده و حال بهترين فرصت است كه عباسي، به خاطر ورزش از خر مرادش پياده شود و از خواستههاي شخصياش به خاطر ورزش ايران چشم پوشي كند تا اشتباهات گذشتهاش هم از يادها فراموش شود، در غير اين صورت، او تنها مقصر نابودي ورزش كشور ميشود. ورزشي كه هنوز افتخار آفرينيها و جانفشانيهاي ورزشكاران آن در المپيك و پارالمپيك از مقابل چشمانمان دور نشده و بعيد به نظر ميرسد عباسي حاضر باشد به خاطر منافع شخصي و خواستههاي غيرقانوني خود، خط بطلاني بكشد روي تمام اين موفقيتها و افتخارآفرينيها و سدي شود مقابل سيل خروشان تواناييهاي ورزش و ورزشكاران ايراني كه ادامه دادن راهي كه در پيش گرفته، معنايي جز اين ندارد!
اين جلسه ميتواند بازي دوباره وزارت باشد و ميتواند زماني باشد براي از خواب برخاستن وزير و متولي ورزش تا مقصر اصلي تعليق و نابودي ورزش نباشد.