رژيم صهيونيستي كه در ساليان اخير روند تحولات منطقهاي و حتي داخلي خود را مغاير با حيات ننگينش ميبيند به زعم ايجاد اميد در داخل و همچنين پنهان ساختن نگراني و هراس خويش در آينده، از زبان تهديد عليه كانون بيداري و مقاومت، يعني جمهوري اسلامي ايران استفاده ميكند كه گرچه بخشي از جنگ رواني و لو رفته آنان به حساب ميآيد اما برخي تحليلگران هم انجام يك اقدام جنونآميز را از سوي آنان بعيد نميدانند، چرا كه سير تحولات موجب بياعتنايي حاميان غربي اين رژيم اشغالگر شده و لذا التماسها و جيغهاي بنفش نخستوزير صهيونيستها براي تعيين خط قرمز عليه جمهوري اسلامي از سوي سران امريكا، متحدان آن بي پاسخ مانده است. اين رژيم در بحرانسازي و تصاعد بحران براي حل چالشها و بحران خود هم سابقهاي طولاني دارد.
اما واقعيت اين است كه هم زنجير اين سگها در دست اربابانش بوده و هم بخشي از صهيونيستها با نگاه به پيامدها و هزينههاي احتمالي ديوانهبازي، يعني عملي كردن تهديد عليه جمهوري اسلامي، ميتوانند جلوي اقدامات هستريك رفقاي صهيونيستشان را بگيرند، چون آنها هم متأثر از نظام معنايي فلسفه سياسي غرب و در رأس آن واقعگرايي تنها قدرت را تمكين كرده و آن را در تمامي معاملات در نظر ميگيرند، از اين رو نبايد ترديد داشت كه:
۱- هرگونه اقدام جنونآميز رژيم صهيونيستي را بايد به شديدترين وجه و حد ممكن پاسخ داد.
۲- هر چه ضربه به رژيم صهيونيستي قاطعانهتر و سنگينتر باشد، ميزان حمايت و همراهي جهان اسلام كه خشم مقدس آن عليه صهيونيستها و امريكاييها شعلهور است، با ما بيشتر خواهد بود.
۳- رژيم صهيونيستي به مثابه خانه عنكبوت است و پيش از اين سستي خود را در جنگهاي ۳۳ روزه و ۲۲ روزه به نمايش گذاشته و هرگونه اشتباه جديد به مثابه پايان عمر كثيف آن و به عبارتي يك فرصت براي جمهوري اسلامي خواهد بود كه نبايد از چنين فرصتي چشمپوشي كرد.
۴- منطق سران صهيونيستي تنها پذيرش زبان زور است و لذا براي تأديب آنها چارهاي جز استفاده از زور و قدرت نخواهد بود و خوشبختانه امروز جمهوري اسلامي ابزار اعمال آن را در اختيار دارد و فضاي منطقهاي و حتي بينالمللي هم براي آن فراهم است.
بنابراين نبايد شك داشت كه اگر رژيم صهيونيستي بخواهد اقدامي ديوانهوار انجام دهد و تهديدات خود را عملي كند، نه تنها بايد آن را در همان سطح، بلكه بالاتر پاسخ داد و براي مهار اين ديوانهبازي به تمامي پايگاههاي امريكايي در منطقه نيز هجوم برد و آنها را قاطعانه در هم كوبيد. در اين صورت عواطف ملتهاي مسلمان هم التيام يافته و محبوبيت و جذابيت كشورمان نزد آنان بالا برده و دولتها را هم به اين باور ميرساند كه ميتوان در برابر تهديدات امريكا و رژيم صهيونيستي ايستاد، همانطور كه ايستادگي حزبالله و حماس چنين باوري را در ملتها پديد آورده و اين مردم بودند كه در مصر مقابل امريكا و رژيم صهيونيستي ايستادند.