اعتراض امروز پرسپوليسيها به آبي كه در رختكن نوشيدند يا كيكي كه خوردند، شبيه بهانهاي ميماند كه چند روزي روي جلد روزنامهها رقاصي خواهد كرد تا جايگاه واقعي پرسپوليس در جدول ردهبندي به چشم نيايد. فريادي كه پرسپوليسيها سر دادهاند، شايد از قبل برنامهريزي شده بود، چيزي شبيه به همان اعتراضي كه چند سال قبل نماينده عربستاني بعد از شكست مقابل سپاهان در ايران سر داد و البته با وجود داشتن نمونههايي از آبي كه در اصفهان نوشيده بودند و آزمايشهايي كه از بازيكنان انجام داده بودند هرگز به نتيجهاي نرسيدند!
ادعاي پرسپوليسيها در مورد مسموم بدون آب آشاميدني، در حقيقت عين خودزني مديريتي باشگاه است. ميتوان از مديران باشگاه پرسپوليس پرسيد كه تأمين اسكان، خورد و خوراك و آب آشاميدني و رفت و آمد يك تيم در سفر برعهده كيست؟ تيم ميزبان يا شخص ميهمان؟ ميتوان از مديريت نوپاي رويانيان كه البته قبل از اين تجربه چندين و چند سفر داخلي و خارجي همراه پرسپوليس را پيدا كرده پرسيد كه وقتي الغرافه براي بازي با پرسپوليس به تهران آمد، آب آشاميدنياش را از كجا آورد؟! از پرسپوليس گرفت يا شخصاً از برندي مشهور در تهران خريد؟ ميتوان از رويانيان پرسيد كه اگر قرار است آب آشاميدني و كيك و شام و ناهار سفر به اصفهان را ميزبان تأمين كند، پس نميتوان به آنچه ميزبان به ميهمان ارائه كرده هم اعتراضي كرد!
بهانههاي پرسپوليس و مديريت رويانيان را نميتوان هضم كرد. رويانيان ادعا كرده بازيكنانش قبل و بعد از بازيها به سفرهخانهها ميروند و قليان ميكشند. اول اينكه در همين بهانه هم ميتوان ردپاي مديريت ضعيف رويانيان را ديد كه توان كنترل مجموعهاش بعد از تمرين و بازي را ندارد. دومين مسئله يك مجموعه سؤال است. اولين پرسش اينجا شكل ميگيرد كه اين بازيكنان قلياني را چه كسي به پرسپوليس آورد؟ دومين پرسش اين است كه اين بازيكنان (كه از سپاهان و ذوبآهن و سايپا راهي تيم رويانيان شدند) آيا سال قبل قلياني و سفرهخانهنشين نبودند و امسال ناگهان به ورطه دود غلتيدند؟! وقتي با سپاهان و ذوب و سايپا قهرمان ميشدند قلياني نبودند؟ اگر چنين است كه پس بايد از رويانيان و مجموعه پرسپوليس پرسيد چرا باشگاهي كه عنوان ورزشي را يدك ميكشد يا سراغ بازيكنان قلياني و شبنشين و سفرهخانهنشين رفته يا اصلاً چرا جوان و ستاره مملكت در اين باشگاهها قلياني شده؟!
ادلهاي كه مديريت كنوني باشگاه پرسپوليس در مورد اتفاقات اخير ميآورد، باوركردني نيست. اين پرسپوليس كه فقط يك برد را آن هم اتفاقي در اول فصل دشت كرده، نيازي به مسموم كردن و چيز خور كردن نداشته و ندارد و احتمالاً با همين روند تا آخر فصل هم نخواهد داشت.
اين پرسپوليس كه هر روز رويانيان عليه يكي از بازيكنانش موضعي خصمانه ميگيرد و يكي را به كمفروشي، ديگري را به حاشيهسازي، آن يكي را به بيغيرتي و بعدي را به قلياني بودن محكوم ميكند، چه نيازي دارد كه آبي آلوده بنوشد؟ به نظر ميرسد آرام آرام وصلههايي سنگينتر و نامشروعتر به وجود بازيكناني بچسبد كه تا قبل از اين ناجيان پرسپوليس بودند و امروز همه سيبل و سپر بلاي مديريت باشگاه شدهاند.
براي اين پرسپوليس بايد هرچه زودتر فكري عاجل كرد.
فكري براي نجات دادن اين تيم. پرسپوليس چيزي تا سقوط فاصله ندارد. حتي اگر باور كردنش سخت نباشد، اما پرسپوليس در يك قدمي سقوط در فصلي قرار گرفته كه چهار تيم بايد غزل خداحافظي بخوانند.