
امروز اما او همچنان بر اين باور است كه تيم خوبي بسته و شرايط اجازه نداده كه تيم او، نتيجه بگيرد. از مشكل اصلي كه او همواره از آن نام ميبرد كه بگذريم، ميرسيم به تعدادي بازيكن كه شايد در تيمهاي قبلي ستاره بودند، اما در پرسپوليس، بعد از گذشت ۹ هفته، هيچ نبودهاند! هيچ! كه اگر بودند، از ليست هجده نفره كنار گذاشته نميشدند.
رويانيان اولتيماتوم ميدهد! اولتيماتومي كه كسي را نميترساند چرا كه همه ميدانند تمام اين خط و نشانهايي كه كشيده شده، فقط و فقط براي يك نفر است. پس هيچ دليلي وجود ندارد كه ديگران خود را در اين مسئله دخالت داده يا از اين تهديدات بترسند! چراكه اين اولتيماتوم براي آنها به همان اندازه بازي است كه امضاي عهدنامه قهرماني به يك بازي بچگانه شبيه بود. عهدنامهاي كه با كلي عكس و ژستهاي خاص گرفته شد اما اندك تأثيري در عملكرد بازيكنان و نتيجهگيري تيم نداشت.
مديرعامل پرسپوليس تهديد ميكند. «نهايتش اين است كه با يك سري جوان عاشق بازيها را ادامه ميدهيم.» اما كدام جوان قرار است در ادامه دست رويانيان و پرسپوليس را بگيرد مشخص نيست.
منظور از جوان عاشق شايد سامان آقازماني باشد. بازيكني كه ميتوانست به يكي از مهرههاي مؤثر پرسپوليس تبديل شود. اما از آنجايي كه اين تيم مدتهاست به خود بازيكن بزرگ نديده آقازماني خيلي زود در صف بزرگان پرسپوليس قرار گرفت و غوره نشده مويز شد. آقازماني ميتواند نسخه دوم نيكبخت باشد كه ميتوانست يكي از بهترينهاي ايران باشد. اما آنقدر درگير حواشي شد كه خودش و فوتبالش را نابود كرد و حال بايد حسرت روزها و زمانهايي را بخورد كه بيهيچ دليلي از دست داده است. حميد عليعسگري هم البته ميتواند يكي از آن جوانها باشد. جواني كه وقتي عابدزاده در تمرينات پرسپوليس نامش را فرياد ميزد، جرئت اشتباه كردن نداشت. اما امروز، در حالي كه پيراهن تيم بزرگي چون پرسپوليس را برتن دارد، به خود اجازه ميدهد عليه تيم و باشگاه مصاحبه كرده و با تيمهاي ديگر وارد مذاكره شود. چراكه مطمئن است نهايت تنبيه و جريمهاي كه براي او در نظر گرفته ميشود، چيزي بيشتر از يكي دو جلسه محروميت از تمرين (بخوانيد استراحت و تفريح) و كسر پنج درصد از مبلغ قراردادي نيست كه روزي در خواب هم نميديد. البته جريمهاي كه بيشك در طول فصل با يك گل يا يك حركت ديگر بخشيده ميشود!
رويانيان نه كه نخواهد، حتماً به خاطر تلاشي كه كرده و آبروي مديريتي خودش هم كه شده! ميخواهد تيمش نتيجه گرفته و از اين بحران خارج شود. اما براي رسيدن به اين هدف، راه را اشتباه ميرود.
برگزاري جشن و امضاي عهدنامه قهرماني و اخراج يك روزه بازيكن خاطي يا تهديد كاپيتاني كه يك فصل جور همه بازيكنان نابازيكن اين تيم را كشيده و چشم بستن روي اشتباهات مكرر مربي كه هنوز بعد از گذشت ۹ هفتهاي كه با توجه به تعطيليهاي ليگ بايد الان حداقل، دوازده هفته از آن گذشته بود ميگويد شناخت كافي از تيم و بازيكنانش ندارد و صحبت كردن با محبوبترين بازيكن استقلال كه قبل از وارد مذاكره شدن با او، ميتوان از جوابي كه قرار است بدهد مطمئن بود، نه تنها نميتواند راه درستي باشد كه مديرعامل اين تيم براي حل مشكلات آن در پيش گرفته است بلكه راهي است كه علاوه بر تشديد مشكلات و حواشي پرسپوليس، ابهت از دست رفته اين تيم را بيش از پيش زير سؤال ميبرد!
رويانيان مدعي است براي پرسپوليس و موفقيت اين تيم هر كاري ميكند. اما اين هركاري آيا در راستاي موفقيت تيم است، كنار گذاشتن كاپيتان تيم، آن هم به دليل اعتراض به روند نتيجهگيري تيم و رساندن حرف بازيكنان به گوش مسئولان تيم و باشگاه و كنار گذاشتن او از ليست هجده نفره تيم آن هم به دليل مشكل داشتن با سرپرست تيم بيشك نميتواند اين تيم را به سوي موفقيت هدايت كند.
رويانيان به بيراهه زده و متأسفانه در اين بيراهه، كساني به او مشورت ميدهند و براي تصميماتش كف و سوت ميزنند و بهبه و چهچه ميكنند، كه دنبال هر چيزي هستند جز موفقيت پرسپوليس و منافع خودشان از منافع باشگاه به مراتب برايشان بااهميتتر است كه اين گونه در اين ماجراها به جاي آنكه آبي بر آتش بريزند، هيزم زير اين آتش زده و موش ميدوانند! و رويانيان هم هنوز حرفهاي قبلي را ميزند و در اين باخت هم باز از كساني صحبت ميكند كه در اصفهان نبودند اما باز هم به عنوان عاملان اصلي باخت سرخپوشان از آنها ياد ميشود. شايد هم اين نوع برخورد بعد از هر بازي و هر ناكامي پرسپوليس، زمينهچيني براي كنار زدن كساني است كه دلسوز تيم هستند. كساني كه البته حضورشان در تيم، دست بعضيها را براي شيطنت ميبندد كه امروز اينگونه براي كنار زدنشان گزارشهاي جور واجور به دست رويانيان ميرسد و او را آماده اتخاذ يك تصميم عجيب و اشتباه ميكند.