افزايش حجم برنامههاي اينچنيني كه ميتواند فرهنگ ترافيك و آمدوشد را در جادهها و شهرها افزايش دهد بيشك ضرورتي انكارناپذير است اما به نظر ميرسد يا اين ۲ هزار دقيقه در ماه، زمان كمي براي اين فرهنگسازي است(روزانه يك ساعت) يا اينكه محتوا و سبك ساخت برنامهها چندان اثرگذار نبوده است! شاهد اين ادعا هم اين است كه آمار تصادفات جادهاي و شهري كاهش محسوسي نداشته و هر روز تعدادي از هموطنان در اثر تصادفات، كشته يا ناقصالعضو ميشوند. آخرين خبري هم كه در اين باره از سوي كامران باقري لنكراني، وزير سابق بهداشت اعلام شد اين بود كه سالانه ۱۸۰ هزار ايراني در اثر تصادفات، ناقص العضو ميشوند.
زحماتي كه از سوي نهادهاي مسئول براي كاهش تصادفات و افزايش فرهنگ آمد و شد انجام ميشود هرچند قابل تقدير است اما كافي نيست. جاي آموزش و پرورش در اين فرهنگسازي خيلي خالي است! كتابهاي مدارس آنگونه كه شايسته است براي ارتقاي سطح پايبندي دانشآموزان كه قرار است شهروندان بزرگسال آينده باشند، كارآمد نيستند! از سوي ديگر، به نظر ميرسد پاي كار كشاندن كارگردانان و برنامهسازان مشهور و حرفهاي براي ساختن برنامههاي تلويزيوني فرهنگ ترافيك كاملاً ضروري است تا با توليد آثار فاخر و اثرگذار بتوان گام مؤثري در اين زمينه برداشت.