فوتسال پا جاي پاي فوتبال ميگذارد. تا چندي پيش اين اميد وجود داشت كه اگر فوتبال در آسيا و رقابتهاي بينالمللي ديگر حرفي براي گفتن ندارد، فوتسال ميتواند با توجه به استعداد ذاتي و قدرت مديريت آدمهاي حاضر در تيمملي حتي در دنيا حرفهاي زيادي براي ارائه و زدن داشته باشد؛ اتفاقي كه طي سه، چهار سال اخير افتاد و همراه شد با درخشش فوق تصور در جام جهاني؛ جايي كه جهانيان انگشت حيرت به دهان گرفتند از قدرت فوتسال ايران. اما فوتسال پا جاي پاي فوتبال گذاشت و اين واقعيتي است كه نميتوان آن را كتمان كرد. بركناري حسين شمس از سرمربيگري تيمملي اولين تجربه بود براي ويران كردن بنيان فوتسالي كه ميخواست در دنيا آقايي كند.
مروري بر آنچه از حسين شمس بر سر تيمملي فوتسال گذشت نشان ميدهد كه كميته فوتسال چگونه با پيروي بيچون و چرا از فدراسيون فوتبال چشم روي داشتههاي ملي بست و سكان هدايت تيمملي را در اختيار يك برزيلي قرار داد كه قبلاً سابقه شكست او را تجربه كرده بوديم.
اتفاقي كه نبايد رخ داد و فوتسال ايران در آسيا مقابل حريفاني كه تنها به كم گل خوردن مقابل ايران ميانديشيدند تحقير شد اما نه صانعي به عنوان سرمربي و نه جورانديرو مرد پشت پرده و همهكاره تيمملي البته به عنوان مربي و نه ترابيان به عنوان رئيس كميته فوتسال هيچ كدام پاسخگو نشدند تا اين ترس همچنان پابرجا باقي بماند كه فوتسال ما ديگر قدرت درجه يك و بيرقيب آسيا نيست.
شكست در بازيهاي قهرماني آسيا البته نتوانست آقايان خوابزده را بيدار كند، تيمملي در بازيهاي قهرماني آسيا از وجود يك تفكر خلاق روي نيمكت رنج برد اما اين ضعف آشكار را همه ديدند جز آنها كه بايد، بنابراين كجسليقگيها ادامه پيدا كرد تا جايي كه شمس حتي از كميته فني فوتسال هم استعفا داد تا باز هم بيشتر از قبل نگران شويم.
جام جهاني فوتسال نزديك است. حدود يك ماه ديگر تيمهاي برتر فوتسال دنيا در تايلند دور هم جمع ميشوند تا رقابتي شانه به شانه را با هم برگزار كنند، هنوز دير نيست و ما ميتوانيم با يك خيز بلند و استفاده از داشتههاي با ارزش ملي خود كاري كنيم تا علاوه بر كسب آقايي دوباره در فوتسال آسيا در جام جهاني نيز مثل گذشته بدرخشيم.
فوتسال پا در جاي پاي فوتبال ميگذارد و اين براي علاقهمنداني كه در اوج شكستهاي فوتبال دلخوش به درخشش فوتساليستهاي مليپوش بودند بسيار دردناك است. جام جهاني نزديك است آيا ميتوان دوباره درخشش و فوتسال رويايي ايراني را به تماشا نشست؟ يا اينكه تيمملي مانند آنچه در رقابتهاي آسيايي از آن ديديم تحت هدايت مرداني كه خود نميدانند چه بايد انجام دهند دوباره اسير توفان حريفان ميشود؟
پيش از اين گفتهايم كه مرد برزيلي حاضر روي نيمكت تيمملي هيچ داشتهاي براي فوتسال ايران ندارد و صانعي هم به عنوان كسي كه حتي حرف خود را زير پا ميگذارد به طور حتم نميتواند تيمملي را از درياي خروشان جام جهاني به ساحل امن نجات برساند فراموش نكنيم كه سرمربي فعلي تيمملي بعد از رقابتهاي آسيايي و عوض كردن عنوان قهرماني با كسب مقام سومي عنوان كرده بود كه ديگر لباس ورزشي نخواهد پوشيد اما دوباره روي نيمكت تيمملي نشست و بدون عذرخواهي كه البته در ورزش ما رسم مرسومي نيست دوباره با تيمملي همراه شد.
جامجهاني نزديك است، تنها بايد آرزو داشت كه فوتسال در فرصت كم باقيمانده به خود بيايد و راه اشتباه فوتبال را طي نكند آيا ميتواند اميدوار بود؟
در روزهاي آينده در اين خصوص بيشتر خواهيم نوشت و بيشتر روي ضعفهاي فني تيم و كادر فني آن به خصوص در رقابتهاي آسيايي خواهيم گفت ضعفهايي كه دربازيهاي قطر ديده نشد و بعيد هم هست كه هنوز ديده شده باشد.