عباس تقدسينژاد: دولتمردي به نام احمدينژاد خوب ميداند وقتي رئيس يك دولت كه حدود هفت سال هم اين رياست را تجربه كرده، در سيماي جمهوري اسلامي كلامي بر زبان جاري ميكند چه بار معنايي و تأثيري ماهوي در سياسيون و حتي در متن جامعه خواهد داشت. وقتي مجري صداوسيما در مصاحبه با مرد اول دولت، در خصوص پايان دوره رياست جمهوري سخن گفت، مزاح احمدينژاد با مجري با مضمون اينكه «از كجا حيدري ميداند امسال سال آخر دولت است» باعث شد تا همه اصحاب انتخاباتي و سياسي به تكاپوي نوشتاري و گفتاري در خصوص اين مزاح عجيب بيفتند. مرد اول دولت دهم حرفهاي متنوعي در خصوص مسائل مختلف اقتصادي، سياسي، بينالمللي و ... گفت كه با اين يك جمله با كمال افسوس باز هم خودش براي خودش پاپوش و دستاويز تخريب درست كرد.
گفته احمدينژاد اگر نسنجيده و به معناي تغيير قانون انتخابات باشد، آنطور كه عسگراولادي هم اشاره كرده است، چنين قانوني تصويبش ممكن نيست چراكه قبلاً توسط كارگزاران وابسته به هاشميرفسنجاني به انحاي مختلف تلاش شد با تغيير قانون، هاشمي حداقل يك دوره ديگر كانديدا و احتمالاً رئيسجمهور شود كه با مقاومت عقلاي قوم اين اتفاق نيفتاد و شايد همان ايستادگي باعث شد تا نوبت به «دكتر» هم برسد.
اگر در فحواي شوخي سياستمدار و دولتمردي مثل احمدينژاد سنجيدگي و پختگي وجود دارد و منظور ايشان از ذكر اين شوخي، تداوم سياستهاي دولت و شعارهاي انتخاباتي و بعضاً اجرايي است، بايد گفت انتخابات مجلس شوراي اسلامي و درك بالاي امت اسلامي با حضور حماسي در اين انتخابات و برگزيدن گزينههايي كه عمدتاً شعارها و سابقه آنها نشان از پايبنديشان به آرمانهاي نظام داشت، نشان ميدهد مردم ما نگفته و نخواسته خودشان به دنبال تحقق دولت و نظام عدالت محور با مسئولان مردمدار، پركار، پاكدست، صادق، ولايتمدار و بابرنامه هستند كه البته برخي از اين خصايص در دولت دهم و به خصوص دولت نهم وجود دارد و داشت، لذا هر كسي وارد گود انتخابات شود كه مردم احساس كنند نزديك به اصول انقلاب است، از هر حزب و گروه باشد، مورد انتخاب مردم قرار خواهد گرفت. نيازي هم به شوخي و جدي كردن مسائل نيست چون تودههاي ملتي كه پايبند به انقلاب هستند ثابت كردهاند پاي اصل و اساس اين نهضت با كسي شوخي ندارند و چك سفيد امضا هم به هيچ كس ندادهاند.
انتخاب معجوني از كانديداهاي اصولگراي جبهه متحد و پايداري به همراه مستقلين در انتخابات اخير مجلس شاهبيت غزل آنچه مردم ميخواهند بود كه در مورد آن تعبير و تفاسير بسياري تاكنون گذشته است و در اينجا مجال پردازش در اين خصوص نيست. اما اگر خداي ناكرده منظور و مقصود اين شوخي پيشبيني انتخاب برخي افراد خاص يا وابسته به خاص و مواردي از اين جنس بوده باشد! بايد گفت دكتر احمدينژاد چه بخواهد و چه نخواهد بايد پاسخگوي برخي اظهارنظرهاي غيراصولي نزديكترين متحدين و همراهانش باشد.
به سادگي نميتوان از موضوعاتي مثل «مردم اسرائيل»، «مكتب ايراني»، ذكر اسم برخي ياران گرمابه و گلستان رئيس دولت نهم و دهم در «بزرگترين دادگاه اختلاس كشور» و مسائلي از اين دست گذشت. كما اينكه در برخي شهرستانها وابستگان به جرياني كه جريانساز مسائل مطروحه بالا بودند با بياقبالي مردم مواجه شدند. از آن واضحتر و قابلفهمتر رأي نياوردن خواهر رئيسجمهور در گرمسار بود (هر چند فرمانداري شهرري ممكن است كمي اين شكست را تسكين دهد اما اگر هدف ديگري مد نظر باشد... )، لذا تكليف ما با تداوم دولتهاي نهم و دهم در دورههاي بعدي رياستجمهوري واضح است.
شوخي مطرح شده با تفسير مورد اول كه غيرممكن است و بهتر است اگر در پس ذهن يكي از دوستان يا خود دكتر، تغيير قانون انتخابات براي گزينش مجدد ايشان مدنظر است، آزموده را آزمايش نكنند كه خطاست! شوخي با مفهوم سوم هم نتيجهاش در پاي صندوقهاي رأي از همين الان معلوم است و قريب به يقين تاريخ خواهد شد(شبيه انتخابات مجلس نهم). در پايان اگر تداومي در شعارهاي مطرح شده دولت منظور نظر است كه ما آرزو ميكنيم معناي اين شوخي همين منظور شيرين باشد، توصيه ميكنيم دكتر احمدينژاد در انتخاب گزينه مورد نظرش دقت كند و انتخابش را جدي بگيرد، وگرنه مردم هم ممكن است با گزينه مورد حمايت دكتر در پاي صندوقهاي رأي بدجوري شوخي كنند!