
رابرت ركتور از محققان ارشد سياست داخلي سازماني واقع در واشنگتن درباره نتايج تحقيقات تيم خود گفت: «سياستگذاران داخلي و ملي ميدانند كه تحصيلات از فقر ميكاهد اما بسياري از آنها مطلع نيستند كه ازدواج نيز به همان اندازه يك سلاح قدرتمند مبارزهكننده با فقر است.»
در اين گزارش آمده است: «با كنار رفتن شوهر از خانواده، فقر و وابستگي رفاهي نيز افزايش مييابد و در نتيجه كودكان و والدين از آن ضرر خواهند ديد و دچار رنج خواهند شد.» در خلاصهاي از اين گزارش آمده است: «از آنجايي كه كاهش ازدواج باعث افزايش فقر در كودكان و وابستگي رفاهي ميشود و نيز به دليل اينكه فقرا نيز تمايل دارند تا ازدواج سالمي داشته باشند اما به دليل نبود هنجارها، درك و مهارتهاي لازم دسترسي به آن سخت است، در نتيجه عاقلانه است كه دولت قدمهاي فعالانهاي براي تحكيم ازدواج در كشور بردارد. همانطور كه دولت جوانان را از ترك تحصيل بازميدارد، بايد اطلاعاتي در اختيار آنها قرار دهد تا بتوانند ازدواج سالمي داشته و از به دنيا آوردن بچه تا قبل از ازدواج و ثبات اقتصادي خودداري كنند. به ويژه، با تبيين نقايص فلسفه «اول بچه، بعد ازدواج» در جوامع با درآمد نسبتاً كمتر، اين كار بايد در اولويت قرار گيرد.» اما در واقع، دولت فدرال كاري كاملاً در تضاد با نتايج به دست آمده در اين گزارش انجام ميدهد و به خانوارهاي تك سرپرستي برنامههاي متعددي ارائه داده است.
در اين گزارش همچنين آمده است: «فروپاشي ازدواج و افزايش بيش از حد بچهدار شدن مادران مجرد از دلايل اصلي فقر كودكان است كه البته برنامههاي دولتي به هيچ وجه اين واقعيت را بازگو نميكنند.»