
اين موضوع نه فقط در سطح يك ادعا بلكه ميتوان آن را به صراحت در تغيير لحن كشورهاي غربي مشاهده كرد. كساني كه تا پيش از برگزاري سخن از حمله به خاك ايران به ميان آورده بودند و حتي برخي آنقدر غرق در توهمات خود شده بودند كه به محاسبه ميزان تلفات طرفين و ميزان مقاومت ايران در اين نبرد روي آورده بودند اما حالا نهتنها از مواضع تهاجمي خود عقب نشستند، بلكه آغاز جنگ عليه ايران را خطري نه فقط براي منطقه، بلكه براي فراتر از مرزهاي خاورميانه قلمداد ميكنند.
در همين ارتباط لوران فابيوس، وزير خارجه فرانسه چندي پيش به اسرائيل هشدار داد كه حمله نظامي به تاسيسات هستهاي ايران ممكن است به ضرر اين كشور تمام شود. اين در حالي است كه آنگلا مركل، صدراعظم آلمان نيز چندي پيش به بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستي، تلفن زده و او را از حمله نظامي به ايران بر حذر داشته است؛ موضوعي كه حالا رسانههاي غربي ديگر چندان تمايلي به پوشش و تكرار آن ندارند، چراكه براي آنها كوبيدن بر طبل جنگ ميتواند درآمد بيشتري داشته باشد و كار آنها را براي شايعهسازي بيش از پيش سكه كند. تمامي اين تماسها در حالي است كه غرب بحرانزده از سونامي اقتصادي، ديگر تاب تحمل هزينههاي يك جنگ تازه در منطقه حساس خاورميانه را ندارد. جايي كه بخش قابلتوجهي از انرژي جهان را تأمين ميكند و ايجاد جرقهاي در اين منطقه حساس باعث در آتش سوختن تمامي مخازن نفتي خاورميانه و يخ زدن بسيار ديگر در زمستانهاي سخت اروپا و امريكا خواهد شد. گرچه اين زمستان هم اكنون با اوج گرفتن موج بحران اقتصادي و افزايش قيمت نفت در بازارهاي جهاني، خيلي زود قاره سبز را در برگرفته و وحشت از همين زمستان كه گويا در حال درنورديدن كشورهاي ديگر نيز هست، مقامات غربي را به صرافت انداخته كه از بروز درگيري تازه در خاورميانه كه باعث افزايش چند برابري قيمت نفت خواهد شد، جلوگيري كنند.
علاوه بر اين در ميان تمامي اين هشدارهاي اعضاي اتحاديه اروپا به رژيم صهيونيستي، سكوت معنادار ايالات متحده كه درگير انتخابات رياست جمهوري است، نيز خود ماجرايي است كه حكايت كننده انزواي رژيم صهيونيستي در سطح جامعه بينالملل است. مايكل هايدن، رئيس پيشين سازمان جاسوسي امريكا (سيا)، در گفتوگويي عنوان كرده كه آغاز عمليات نظامي عليه ايران، از عهده رژيم صهيونيستي خارج است و نياز به حمايت ايالات متحده دارد. وي در اين خصوص به صراحت گفته است كه «امكانات اسرائيل در مقايسه با امريكا، محدود است. » اين گفته نيز به آن معنا است كه امريكا علاقهاي ندارد وارد بازي نظامي شود كه خود آغازگر آن نبوده و بيشك هزينههاي گزافتري نسبت به جنگ افغانستان و عراق به وي تحميل خواهد كرد. به عبارت بهتر امريكاييها بارها از عدم علاقه خود براي آغاز جنگي تازه در منطقه خاورميانه سخن به ميان آوردهاند اما در صورت آغاز حركتي نظامي از سوي رژيم صهيونيستي، ايالات متحده ملزم به دفاع از اسرائيل است و همين امر خود به خود پاي امريكا را به جنگي كه سرانجامش مشخص نيست، وارد خواهد كرد.
روسيه بيم دهنده بحران آتي در عين حال، روسيه كه خود سعي ميكند نقشي دوگانه در اين هياهوهاي بينالمللي بازي و به گونهاي عمل كند كه «نه سيخ بسوزد و نه كباب»هم در خصوص احتمال بروز يك درگيري احتمالي از سوي رژيم صهيونيستي عليه ايران هشدار داده و به صراحت عنوان كرده كه وقوع يك اتفاق در منطقه خاورميانه ميتواند خارج از مرزهاي اين منطقه را نيز تحت تأثير خود قرار دهد. روسيه در همين ارتباط كوشيده كه به دوستان غربي خود بيم دهد تا در مقابل ماجراجوييهاي فرزند ناخلفشان، رژيم صهيونيستي، فكري بكنند. در همين ارتباط سرگئي ريابكوف، معاون وزارت خارجه روسيه، عنوان كرده است كه «ما به آنهايي كه اِبايي از راههاي نظامي ندارند يا آنهايي كه دست كم به طور جدي درباره چنين راههايي بحث ميكنند هشدار ميدهيم كه چنين اقدامي، مهلك و به معناي دقيق كلمه ويرانگر براي ثبات منطقه خواهد بود و شوكهاي بزرگي به حوزههاي امنيتي و اقتصادي وارد خواهد كرد كه پژواك آن بسيار فراتر از منطقه خاورميانه خواهد رفت.» معاون وزارت خارجه روسيه همچنين تصريح ميكند كه «نميتوان اجازه چيزي را داد.»
پشتگرمي ايران به كشورهاي عدم تعهد اما اين هراس غرب از آغاز درگيري رژيم صهيونيستي عليه جمهوري اسلامي، زماني آغاز شد كه جمهوري اسلامي توانست اجلاسي خارقالعاده در سطح سران كشورهاي غير متعهد برگزار كند و از اين طريق بازي كشورهايي كه گمان ميكردند موفق به قرار دادن ايران در انزواي بينالمللي شدهاند را برهم بزند. در اين ميان نكته جالب اجلاس تهران آنجا بود كه علاوه بر آنكه هيئتهاي ديپلماتيك كشورهاي مختلف، براي شنيدن پيام جمهوري اسلامي به كشورمان سفر كرده بودند، سران كشورهايي كه دوستي بيشتري با ايالات متحده به عنوان دشمن جمهوري اسلامي دارند، تحرك بيشتري در اجلاس تهران داشتند و كوشيدند كه در بالاترين سطح ممكن پاي در نشست تهران بگذارند. ماجرايي كه مويد آن سفر پادشاه قطر، پسر پادشاه عربستان كه به عنوان فرستاده ويژه پدر به تهران آمده بود و همچنين بان كي مون دبير كل سازمان ملل است.
حال جمهوري اسلامي ايران به پشتوانه ميزباني از سران عدم تعهد و با كمترين پاسخگويي لفظي به تهديدات رژيم صهيونيستي و غربيها موفق به دفع تمامي ادعاهايي شد كه از سوي دشمنان جمهوري اسلامي مطرح شد.
بيشك در ادامه و به واسطه همين پشتگرمي به غير متعهدها، چنانچه كوچكترين خطري جمهوري اسلامي را تهديد كند، ۱۱۸ كشور دنيا بر اساس آنچه كه روح جنبش عدم تعهد است، به ياري جمهوري اسلامي خواهند شتافت. موضوعي كه نمود آن در بيانيههاي مكرر اين جنبش در حمايت از برنامه هستهاي كشورمان قابل مشاهده است. حال با تمام اين تفاسير و به رغم پشتيباني ۱۱۸ كشور كه تشكيل دهنده دو سوم كشورهاي عضو سازمان ملل متحد هستند و همچنين نهيبهايي كه غرب در خصوص هرگونه اقدام عليه جمهوري اسلامي به رژيم صهيونيستي داده شده است و در كنار عدم حمايت ايالات متحده از اقدام نظامي عليه كشورمان، آيا باز هم مغزهاي پوسيده سران رژيم صهيونيستي به ماجراجويي نظامي فكر خواهد كرد؟