
كار خبري كردن، يكي از مشاغل سخت به حساب ميآيد. شايد به اين دليل كه اصحاب رسانه نه روز تعطيل دارند، نه جمعه، نه عيد، نه عزاداري، نه... و هميشه بايد آماده پوشش دادن اخبار باشند و اطلاعرساني براي مردم. اما اين سختيها، بعد از مدتي، به عادت تبديل ميشود. اما سختترين قسمت كار كه شايد هرگز عادي نميشود، برخوردهاي غير منصفانه با اصحاب رسانه و خبرنگاران است. برخوردهايي كه خيلي اوقات، از چارچوب ادب و اخلاق فراتر رفته و توهين و تحقيرآميز است. آن هم تنها به اين دليل كه اخبار پوشش داده و مسائلي كه به آن پرداخته ميشود، به مزاج برخي خوش نميآيد؛ چراكه ممكن است آن بت ظاهري كه از خودشان ساخته و به معرض نمايش گذاشتهاند، مقابل چشم مردم شكسته شود و خيلي از زواياي اصلي شخصيت و ماهيت اصلي آنها را برملا كند.
بدون شك، كار خبري با مميزيهاي فراوان همراه است و همواره بسياري از اخبار، پشت خطوط قرمز فراواني ميماند و براي مصلحت يا آشفته نشدن اذهان عمومي، بسياري از زواياي ناگوار آن نزد خبرنگاران به امانت ميماند و غربال شده آن به سمع و نظر مردم ميرسد. با اين وجود، باز هم عدهاي از پوشش خبري اخبار ناراضي هستند و به همين دليل، چشم بسته و دهان باز ميكنند براي تخريب آناني كه تنها رسالتي را كه بر دوش دارند انجام ميدهند و بس.
يكي ديگر از سختيهاي كار خبري اين است كه بايد چشم روي تمام علايق شخصي خود ببندي و تنها واقعيتها را به قلم تحرير در آوري. حتي اگر اين واقعيتها، خود تو را هم آزار ميدهد و بداني كه بابت آن، از سوي خيليها مورد نكوهش قرار ميگيري. اما بايد حرمت قلمي را كه در دست گرفتهاي حفظ كني حتي اگر با علايق شخصيات منافات داشته باشد. اما عدهاي، تنها به منافع شخصيشان فكر ميكنند و اگر اين منافع با بيان واقعيتها، به خطر بيفتد، به سيم آخر ميزنند !
و با توجه به آنكه مطمئن هستند هيچ گونه برخورد قاطعي با آنها نميشود، دست از اين كار ناپسند خود نميكشند و همواره به انجام آن اصرار دارند.
بدترين توهين را شايد امير قلعه نويي كرده باشد. سال قبل او كه بيان خيلي از واقعيتها به مزاجش خوش نيامده بود، با ادبياتي كه در شأن فوتبال و مردان آن نيست، بدترين توهينها را به خبرنگاران كرد؛ «خبرنگاراني كه بد قلم ميزنند يا نطفهشان مورد دارد يا لقمه حلال نخوردهاند. »
بد قلم زدن از نگاه امير خان شايد بيان واقعيتها و انتقاد از رفتار ناپسند فوتباليستها يا بررسي ريز مسائل فني آنها باشد.
اين البته اولين باري نبود كه واقعيت به مزاج اين آقا خوش نيامده بود. هنوز فراموش نشده كنفرانسي كه در پي پرسيدن سؤال يك خبرنگار، قلعهنويي كه تمايلي به پاسخ دادن نداشت، با صدا كردن شخصي به نام علي، اعتراضاش را نشان داد. مشخص هم نشد علي باديگارد اوست يا يكي از همان برخي خبرنگاراني كه او مدعي است از آنها حمايت هم كرده است.
اما توهين قلعهنويي كه با شكايت خبرنگاران از او همراه بود، با جريمهاي پنج ميليوني به پايان رسيد. رقمي كه براي او با آن درآمدهاي ميلياردي، رقمي نبود كه بخواهد مثلاً متنبه شده و از تكرار اين عمل براي بار ديگر خودداري كند!
اين روزها، ليگ سرسام آور انتقاد آميز شده است. با آن بازيكنان ميلياردي كه به اندازه يك قران هم كارآيي نداشتهاند و ناكامي پشت ناكامي براي تيمهايشان رقم ميزنند. اما پرداختن به اين مسئله و انتقاد از اين ميليارديهاي پوشالي كه ساقهايشان را در ويترين و براي روز مبادا نگه داشتهاند، به مزاج برخي از مربيان از جمله قلعهنويي خوش نيامده و باز هم خبرنگار را مقصر اول و آخر همه مشكلات و معضلات فوتبال ميداند و همه انتقادهاي بجا را مغرضانه ميخواند؛ «آنها وجدان ندارند. ما يك سيستم آناليز با همكاري دانشگاه شريف داريم و جاي تعجب دارد كه در اين سيستم هميشه نكونام و بيكزاده جزو چهار بازيكن برتر ميدان هستند اما برخي انتقاد ميكنند. اين هم به كنار، ميگويند من فوتبال بلد نيستم. البته آنها وجدان ندارند. يك سري دشمنان استقلال هستند و ميخواهند اين تيم را به هم بريزند و با برنامهريزي قلم ميزنند. اين همان قلمهايي است كه ترور شخصيت ميكنند و آبرو ندارند. هم به من توهين ميكنند و هم به مربيان تيم ملي، جاي تأسف دارد. »
البته كه جاي تعجبي ندارد. او از انتقادهايي كه از بازيكنان ميلياردي استقلال به دليل بيكيفيتي آنها ميشود ناراضي باشد. او همواره خودش را بزرگترين ميداند و مدام در حال مقايسه كردن با بزرگان فوتبال است و بيشك وقتي بازيكناني كه زير دست او هستند به دليل مسائل فني زير سؤال بروند، حتماً او زير سؤال ميرود و اين نميتواند به مزاج مردي كه خود را با «مارادونا»، «گوارديولا» و. . . مقايسه ميكند، خوش آيد!
او خودش را بهترين بازيكن و مربي بعد از انقلاب ميداند و حتماً اين بهترين، هرگز اشتباهي نميكند و اگر انتقادي از او بشود يا حرفي چيزي زده شود كه به مزاجش خوش نيايد، از آن ادبيات خاصاش براي نشان دادن اعتراضش استفاده ميكند. ادبياتي كه به او اجازه ميدهد ديگران را جوجه رشتي، خطاب كند يا به نطفه و لقمه آنها تهمت بزند!
اما آنچه كه به او و امثال او اجازه ميدهد هر توهيني را به خبرنگاران كنند، سكوت مسئولان است و توبيخ هايي كه هيچ اثري ندارد كه بتواند مانع از تكرار اين مسائل ناپسند باشد و با اين اوصاف، ما بايد به كجا عارض شويم از اين همه نامهربانيهايي كه در پي زحماتي كه ميكشيم، به ما روا داشته ميشود.