
فرقي نميكند، پرسپوليس همان پرسپوليس است، نتايج هم با نتايج فصل قبل يكي است، آن هم در حالي كه سكوهاي قرمز منتظر يك تحول بودند؛ تحولي كه با آمدن خوزه و ستارههاي ميلياردي، رويانيان نويد آن را داده بود اما حالا هواداران پرسپوليس پس از گذشتن هفت هفته از ليگ به آن رسيدهاند كه هيچ اتفاق تازهاي در تيمشان نيفتاده است؛ پرسپوليس نااميدكنندهتر از قبل جولان ميدهد و هر روز كه ميگذرد پيشبيني آينده قرمزها كابوسوارتر ميشود. رده شانزدهم جدول، اين نتيجه سروصداهايي بود كه با توپ پر مديران پرسپوليس راه انداخته بودند و حالا به جاي بودن در كورس قهرماني، براي سقوط نكردن ميجنگد.
تلخترين اتفاق ممكن براي پرسپوليسي كه با هزار رؤيا و اميد بسته شده بود، تيمي كه هواداران براي رونمايي از آن لحظهشماري ميكردند آن هم پس از اينكه فصل گذشته با تلخي هر چه تمامتر براي آنها تمام شده بود، فصلي كه با استيلي و در ادامه دنيزلي يكي از بدترين پرسپوليسهاي فصل را در تاريخ اين باشگاه ثبت كرد، تيمي كه مانند قبل ترسناك نبود و به هيچ تيمي نه نميگفت و نتيجه هم آن شد كه حتي آمدن محبوبترين خارجي نيمكت پرسپوليس هم دواي درد اين تيم نشد تا قرمزها با خوش شانسي در ليگ ماندني شوند.
اما براي فصل جديد محمد رويانيان از ساختن يك پرسپوليس رويايي خبر داده بود، يك تيم فوق كهكشاني كه ميخواست خاطرات ليگ يازدهم را از خاطره سكوهاي قرمز پاك كند طوري كه انگار نه انگار قرمزها در ليگ يازدهم بدترين نتيجه نتيجه تاريخ ليگ برترشان را گرفتهاند. قراردادهاي ميلياردي و گلچين ستارههاي ليگ و سر آخر هم نشاندن خوزه مصري با آن كارنامه درخشان در مصر همه براي جبران بود، جبران تمام غرور ترك خورده هواداران پرسپوليس كه خيلي وقت بود براي بازگشت تيمشان به اوج انتظار ميكشيدند و ديگر كاسه صبرشان از شكست و ناكامي لبريز شده بود.
به همين خاطر هم همه حساب ويژهاي روي پرسپوليس مدل ۹۱ باز كرده بودند، تيمي پر از ستاره كه ميخواست در ليگ دوازدهم تمام ناكاميهاي قرمزها در فصل پيش و قبلتر آن را جبران كند و با يك جام قهرماني از دل هواداران در بياورد. پرسپوليس روي كاغذ چيزي كم نداشت، يك مديرعامل كه با دست پر تا توانسته بود ستاره به تركيب تيم اضافه كرده بود يك تيم پر از بازيكنان اسم و رسمدار كه در تيمهاي سابقشان هر كدام براي خودشان يك تيم بودند و يك مربي به نام خوزه با كارنامهاي كه كمتر كسي ميتوانست به انتخاب او ايراد بگيرد، يك مربي بينالمللي كه به خوبي امتحانش را در ليگ پرتغال و مصر پس داده بود و حالا در ايران به دنبال يك ماجراجويي تازه بود.
با تمام اينها همه در انتظار يك شروع خيرهكننده از پرسپوليس بودند، با داشتههاي پرسپوليس كمتر منتقدي بود كه اين تيم را كمتر از قهرماني ببيند اما همه اين داشتهها انگار فقط روي كاغذ جواب ميداد، داخل زمين پرسپوليس همان پرسپوليس فصل قبل بود، هر هفته هم كه ميگذشت قرمزها بيشتر هوادارانشان را نااميد ميكردند، حالا كه هفت هفته گذشته و چسبيدن پرسپوليس به ته جدول و نشستن روي رده شانزدهمي تكرار همان كابوس فصل گذشته است.
انگار نه انگار پرسپوليس نسبت به فصل قبل پوست انداخته و ديگر آن تيم حميد استيلي يا مصطفي دنيزلي نيست، آنها تفاوتي نكردهاند، فقط حميد استيلي و مصطفي دنيزلي رفتهاند و خوزه آمده، فقط بازيكناني مانند شيث رضايي، مهرداد اولادي و... رفتهاند و جاي آنها سيد جلال حسيني، محسن بنگر و... آمدهاند اما اين جابهجاييها تأثيري در نتايج پرسپوليس نداشته و پرسپوليس همان تيم پارسال است و فقط تنها تغيير قرمزپوشان پايتخت همان تغيير نامهاست؛ ناميهايي كه تا قبل ازآمدن به پرسپوليس كمتر كسي ميتوانست قرارگرفتنآنها را در بين ستارههاي ليگ انكار كند.
اما با اين ستارهها حال و روز پرسپوليس همان است كه قبل از آن بود. بازيكنان ميلياردي اين تيم هم ديگرآن ستارههاي سابق نيستند. سيد جلال حسيني و محسن بنگر نشاني از زوج نفوذ ناپذير سپاهان ندارند، محمد قاضي و كريم انصاريفرد راه گلزني را بر خلاف روزهاي حضورشان در ذوب و سايپا گم كردهاند، مهرداد پولادي و حسين ماهيني هم خبري از روزهاي خوبشان كه آنها را به تركيب ثابت تيم ملي رسانده نيست. نقشههاي خوزه هم جواب نميدهد و او با آن همه فوت و فن مربيگري و جام در پرسپوليس به بن بست خورده، حتي امضاي عهدنامه و تحريك بازيكنان به اينكه جايگاه پرسپوليس پايين جدول نيست هم نتوانسته گرهي از اين تيم باز كند.
با اين اوضاع و تفاسير سكوهاي قرمز درماندهاند كه درد تيمشان چيست؟ كجاي كار ايراد دارد كه هنوز هم كابوس شكست دست از سر آنها بر نميدارد؟ دردي كه حتي سرريز ستارههاي ليگ هم علاج آن نبوده تا غرور آنها را برگرداند و دوباره قرمزها همان پرسپوليس زلزله بشوند كه خيلي وقت است سكوها در حسرت بازگشت به آن روزها هستند. اعتراف به اينكه پرسپوليس، همان پرسپوليس فصل گذشته است شايد تلخترين خاطره ليگ تا اينجا باشد؛ آن هم شكسته شدن تيم بزرگي كه اين روزها ديگر نشاني از بزرگي ندارد، حالا ميخواهد روي نيمكت پرسپوليس مانوئل خوزه باتجربه بنشيند يا مانند فصل پيش حميد استيلي بيتجربه!