کد خبر: 484676
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
حسين قدياني
مجمع عمومي سازمان ملل اگر چه ماهي ديگر در نيويورك برگزار مي‌شود، اما شانزدهمين اجلاس سران عدم‌تعهد در تهران، بيش از هر نشست سالانه‌اي در سازمان ملل، محل حرف و حديث بود و آمد و شد. اصولاً يكي از مهم‌ترين كاركردهاي انقلاب اسلامي باز كردن زبان جهانياني است كه در برابر قدرتمندان، علي‌الدوام دچار لكنت زبان مي‌شوند. همه آنچه رؤساي جمهور كشورها با ترس و لرز مي‌خواستند در سازمان ملل بگويند - يا نگويند!- در ام‌القراي جهان اسلام گفتند و شنيدند.
 
گل سرسبد تمام اين گفته‌ها و شنفته‌ها، سخنان حكيمانه و البته دليرانه ولي امر مسلمين جهان بود. هيچ دستاوردي اگر نمي‌داشت اجلاس شانزدهم، جز سخنان «آقا»، كافي بود تا براي موفقيت جمهوري اسلامي در برگزاري اين نشست استراتژيك، خنده مسرت به لب بنشانيم. اجلاس سران غيرمتعهد نشان داد كه نبض بيداري اسلامي، حقيقتاً در ايران مي‌زند. انقلاب اسلامي قلب بيداري اسلامي است و اگر جز اين بود، هنوز روز اول اجلاس سران تمام نشده، نتانياهو زمام عقل از كف نمي‌داد و عصباني‌تر از هميشه، واكنش نشان نمي‌داد و به بشريت اهانت نمي‌كرد.
 
من اين عصبيت را اتفاقاً به فال نيك مي‌گيرم و رخداد مباركي مي‌دانم كه هم ما و هم نظام سلطه داريم واضح‌تر از هميشه حرف‌هاي‌مان را مي‌زنيم. بگذار قضاوت با همين بشريتي باشد كه به جرم همصدايي با جمهوري اسلامي، از سران اسرائيل ناسزا مي‌شنود. اين همان جمهوري اسلامي است كه تحريم هوشمند اقتصادي شده بود و قرار بود فلج شود! اين همان جمهوري اسلامي است كه متأثر از تهديدات سياسي، منزوي شده بود و هيچ كشوري رغبت به رابطه با آن نداشت! اين همان جمهوري اسلامي است كه قرار بود در فتنه ۸۸ دچار براندازي شود! حال بماند چه كساني سقوط كردند و چه كساني محبوب‌تر از گذشته شدند. در متن و حاشيه اجلاس سران نكته‌هاست. 


نخستين نكته در متن اين اجلاس، بدترين و سنگين‌ترين شكست نظام سلطه در سانسور اسم و رسم جانشين خميني بود. بعد از ارتحال امام، يكي از مكرهاي اساسي دشمن، تلاش براي سانسور ولايت فقيه و مصداق آن در رسانه‌هاي جهاني بود. همچون كبكي كه سر در برف كرده و واقعيت خورشيد را نمي‌بيند، مي‌خواستند با نشان ندادن يك حقيقت، اصل وجودي‌اش را انكار كنند. تا مقطع فتنه سال ۷۸ حتي تا ۱۰ سال بعد يعني فتنه سال ۸۸ مشي اصلي نظام سلطه در مواجهه با نام ولي فقيه و مرام ولايت فقيه همين بود. واضح‌تر بگويم، يعني سعي در كتمان «آقا» در رسانه‌هاي جهاني. 

تجربه سيلي خوردن از خميني، دشمن را به اين امر واداشته بود كه حتي‌المقدور خامنه‌اي را نبيند! راه‌اندازي فتنه ۸۸ اما في‌النفسه نشانه يك شكست بزرگ براي دشمن بود؛ شكست در پروژه سانسور ولايت فقيه و مصداق حكيم آن. همه با چشم خود ديديم كه دشمن رسماً به جنگ «آقا» آمده بود و مكرر از «آقا» مي‌گفت و سعي مي‌كرد بر چهره «ماه» خاك بپاشد! پس با زبان بي‌زباني پذيرفته بود كه نه ولايت فقيه را مي‌توان سانسور كرد، نه مصداق آن را. ظهر پنج‌شنبه گذشته اما اين بازي براي هميشه تمام شد و خامنه‌اي در متن همه رسانه‌هاي دنيا از جبهه دوست گرفته تا خاكريز دشمن، قدر ديد و صدر نشست. 

دومين نكته در متن اين اجلاس، محتواي سخنان ولي امر مسلمين جهان بود.
بسياري از كشورهاي دنيا از نزديك و شماري از طريق همين رسانه‌ها، موضع نظام حق را بي‌واسطه‌تر و رساتر از هميشه شنيدند. اينك انتخاب با ملل دنياست كه از ميان زور و ترور و نقض حقوق بشر و تهاجم نظامي و چپاول اقتصادي و سلطه‌گرايي و دموكراسي‌سازي‌هاي تصنعي و «انرژي هسته‌اي براي همه، بمب هسته‌اي براي هيچ‌كس» يكي را انتخاب كند. بديهي است ما به رأي مردم دنيا، هر چه مي‌خواهد باشد، احترام مي‌گذاريم. آن‌كه مثل ما نتيجه اين انتخابات را مي‌داند ولي بر عكس ما عصباني است، نتانياهوست. نتانياهو ديوانه است كه عصبانيت خود را بروز مي‌دهد والا از او خشمگين‌تر، رئيس جمهور روسياه نظام سلطه است. اما چيست راز اين يقه‌دراني‌ها؟ گمانم ماجرا به دو نكته برمي‌گردد؛ يكي طبيعتاً رسوايي سلطه‌گران است، اما ديگري؟ سران سلطه فهميده‌اند ملت‌ها در دو گانه قطب اسلام و قطب نظام سلطه، لاجرم بايد يكي را انتخاب كنند و نمي‌توانند هر دو را بخواهند. اين دو راه از هم جداست. با هيچ صلح و سازشي نمي‌توان پيوند ميان‌شان برقرار كرد. 

سخنان «آقا» روشن‌تر از آن بود كه اينجا هم بخواهند تزوير كنند سلطه‌گران و احياناً راهي به ميانه باز كنند. ملل دنيا بايد ميان شعار متين امام بيداري اسلامي و كلاهك‌هاي اتمي رژيم غاصب قدس، يكي را انتخاب كنند. سومين نكته در متن اين اجلاس، پيامي به دوست است و پيامي به دشمن. پيام به دوست اين است كه راه عزت از مسير ايستادگي و مقاومت مي‌گذرد. 

سازش با سلطه‌گران، نه به معناي مساوي شدن با ايشان، بلكه مترادف با هضم شدن در شكم سيري‌ناپذير زراندوزان جهاني است. اما پيام اين اجلاس به دشمن جز اين نيست كه در دو قطبي اصل‌كاري دنياي امروز، يارگيري جمهوري اسلامي از ياركشي نظام سلطه، به رغم پاره‌اي تظاهرات رسانه‌اي، بهتر و افزون‌تر بوده است. اگر ياران نظام سلطه، ديكتاتورهاي مفلوك منطقه‌اند و مشتي نهاد منفور جهاني از قبيل صندوق بين‌المللي پول، اما روز به روز بر محبوبيت ياران انقلاب اسلامي افزوده مي‌شود. مهم‌ترين يار انقلاب اسلامي، پديده فرخنده بيداري اسلامي است. با هيچ مكري، سلطه‌گران نمي‌توانند بيداري اسلامي را به سود جيب خود ياركشي كنند. اگر بيداري اسلامي به سقوط مبارك منجر مي‌شود، اما پاي نفر بعد از او را پس از ۳۰ سال قطع رابطه ميان ايران و مصر به تهران باز مي‌كند، كافي است تا بيداري اسلامي را يار انقلاب اسلامي بخوانيم. 

سخن براي پرداختن به حواشي اين اجلاس، همين جاست. از دست زدن ممتد سران بسياري از كشورهاي جهان در تأييد سخنان رهبر انقلاب تا خيلي شيريني‌هاي ديگر. رسانه‌هاي اپوزيسيون اما متأثر از اين همه باخت سنگين در عرصه ديپلماسي، درصدد حاشيه‌سازي برآمده‌اند تا مگر اندكي از تلخ‌كامي‌هاي دشمن كاسته شود. در همين باب، عمدتاً گير داده‌اند به چند جمله كوتاه از سخنان رئيس‌جمهور مصر و اينكه چرا اظهارات مرسي عليه سوريه در رسانه ملي سانسور شد. جالب است! اين جماعت همان كساني بودند كه مي‌گفتند مرسي اصلاً به ايران نمي‌آيد! اما آيا رسانه‌هايي كه تمام حرف‌هاي او را فداي چند جمله‌اش كرده‌اند، سانسورچي‌ هستند يا رسانه ملي ما كه ناظر بر كمترين حق استفاده از امتياز ميزباني كه در تمام دنيا براي همچين نشست‌هايي طبيعي است و شامل سخنان سران ما در كشورهاي ديگر هم مي‌شود، ترجيح داد از يكي دو جمله اختلاف‌آميز رئيس‌جمهور محترم مصر صرف‌نظر كند؟! از اينها گذشته، بعضي كشورهاي عربي كه در بحران سوريه آتش‌بيار معركه بودند، به بهانه كمك به بازسازي مصر، به دولت اين كشور پول‌هاي كلاني دادند، ليكن محمد مرسي، همواره از ايران به عنوان ميانجي اول مسئله سوريه نام مي‌برد و مثل ما، قائل به گزينه دخالت بيگانگان نيست. 

آري! با حاشيه‌سازي، در مقام عمل، هيچ حاشيه‌اي درست نمي‌شود، اما حالا كه سخن درباره حواشي اجلاس تهران است، دوست دارم با خبر از حال حسني مبارك باشم، آن زمان كه مي‌ديد و مي‌شنيد رئيس‌جمهور مصر در آغوش رئيس‌جمهور اسلامي ايران است و دارد عليه اسرائيل و نظام سلطه و زورگويي بر ملت‌ها، همان حرف‌هاي ۳۰ سال پيش ما را تكرار مي‌كند؟! محمد مرسي در همين اجلاس تهران، به غزه و لبنان «آري» گفت و صرف‌نظر از پاره‌اي اختلافات، كليد حل بحران سوريه را جمهوري اسلامي دانست. چه خوب كه اپوزيسيون محترم، از نتانياهو كاسه داغ‌تر از‌ آش نشوند، حتي اين صهيونيست هم گاهي راست، عصباني مي‌شود. كساني كه شعارشان «نه غزه، نه لبنان» بود، زشت است پيام اجلاس تهران را جز از بنيامين نتانياهو جويا شوند! اپوزيسيون احتمالاً آدم نيست، چراكه آدم احترام بزرگ‌ترش را نگه مي‌دارد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار